X
تبلیغات
یه مسافر
* The First Secret: The power of Love.
Love begins with our thoughts. We become what we think. Loving thoughts create loving experiences and loving relationships. Affirmations can change our beliefs and thoughts about ourselves and others. If we want to love someone, we need to consider their needs and desires. Thinking about your ideal partner will help recognize him or her when you meet.

* The Second Secret: The power of Respect.
You cannot love anyone or anything unless you first respect them. The first person you need to respect is yourself. To begin to gain self-respect ask yourself,
"What do I respect about myself? " To gain respect for others, even those you may dislike, ask yourself, "What do I respect about them?"

* The Third Secret: The power of Giving.
If you want to receive love, all you have to do is give it! The more love you give, the more you will receive. To love is to give of yourself, freely and
unconditionally. Practice random acts of kindness. The secret formula of a happy, lifelong relationship is to always focus on what you can give instead of you can take.

* The Fourth Secret: The power of Friendship.
To find true love you must first find a true friend. To love someone completely you must love them for who they are not what they look like. Friendship is the
soil through which love's seeds grow. If you want to bring love into a relationship, you must first bring friendship.


* The Fifth Secret: The power of Touch.
Touch is one of the most powerful expressions of love, breaking down barriers and bonding relationships. Touch changes our physical and emotional states and
makes us more receptive to love.

* The Sixth Secret: The power of Letting go.
If you love something, let it be free. Even in a loving relationship, people need their space. If we want to learn to love, we must first learn to forgive
and let go of past hurts and grievances. Love means letting go of our fears, prejudices, egos and conditions.


* The Seventh Secret: The power of Communication.
To love someone is to communicate with them. Let the people you love know; that you love and appreciate them. Never be afraid to say, "I love you." Never let an opportunity pass to praise and acknowledge someone. Always leave someone you love with a loving word ... it could be the last time you see them.


* The Eighth Secret: The power of Commitment.
If you want to have love in abundance, you must be committed to it. Commitment is the true test of love. If you want to have loving relationships, you must be committed to loving relationships. When you are committed to someone or something, quitting is never an option. Commitment distinguishes a fragile
relationship from a strong, loving one.


* The Ninth Secret: The power of Passion.

Passion ignites love and keeps it alive. Lasting passion does not come through physical attraction alone. It comes from deep commitment, enthusiasm, interest and excitement. The essence of love and happiness are the same, all we need to do is to live each day with passion.


* The Tenth Secret: The power of Trust.
You cannot love someone completely unless you trust them completely. Act as if your relationship with the person you love will never end. Trust is essential in
all loving relationships. Trust yourself, trust others and trust the world. It is the foundation for LOVE. 
 
 
 
Always make your absence
felt in such a way That...
some one misses you BUT...
let not your absence be so longggg
THAT some one starts learning to live
WITHOUT YOU......

__._,_.___
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 19:9  توسط یه مسافر  | 

20 روش برای رسیدن خانمها به ارگاسم

یکی از نگرانی های خانم ها درمورد رابطه جنسی مشکل آنها در رسیدن به ارگاسم است. در این مقاله نکاتی را برایتان مطرح می کنیم که مطمئناً موثر خواهد بود:

* نکات روحی:

1) پیشبینی رابطه جنسی—برای خیلی از خانم ها وقتی درمورد رابطه جنسی خیالبافی میکنند، می توانند از قدرت ذهنشان (خیالپردازی) برای تحریک شدن خود، هم فیزیکی و هم روحی، استفاده کنند. این روش همچنین به خانم ها کمک می کند بفهمند که چه چیزهایی در محیطشان باعث تحریک آنها می شود (مثلاً داستان های رمانتیک و شهوانی، آهنگ های عشقی، فیلم های ویدئویی) و از این ابزارها قبل از رابطه جنسی استفاده کنند. این "شروع گرم" می تواند به راحت تر رسیدن به "پایان" کمک کند.

2) ریلکس باشید—خیلی از خانم ها برای اینکه بتوانند به لذت جنسی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند. این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جنسی اثر منفی دارد. پس قبل از یک رابطه جنسی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا هر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است. ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند.

3) چیزهایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید—خیلی از خانم ها موقع رابطه جنسی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود. باید ببینید که چه چیزهایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنها را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جنسی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.

4) عصبانیتتان را خاموش کنید—داشتن رابطه جنسی با یک جوجه تیغی خیی سخت است---این احساسی است که خیی از خانم ها وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند، حس می کنند. عصبانیت آدم ها را از هم دور می کند. برای خانم ها لازم است که قبل از هرگونه رابطه جنسی، شعله عصبانیتشان را خاموش کنند تا بتوانند صمیمانه با همسرشان رابطه برقرار کنند. اکثر خانم ها برای اینکه بتوانند از طریق دستگاه تناسلیشان با کسی ارتباط برقرار کنند، باید قبلاً ارتباط قلبی با او برقرار کرده باشند.

5) نگران بدنتان و نقص های آن نباشید—کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جنسی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص های جسمیتان را داشته باشید، واکنش جنسی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواهید رسید. به عبارت دیگر، ذهنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردها با یک همسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.

6) حین سکس، تمرکز شهوانی داشته باشید—برای این منظور لازم است که ذهنتان را وارد حیطه شهوانی و جنسی کنید تا قدرت تحریک پذیری جسمیتان بیشتر شود. برای کمک به اینکار روی کارهایی که همسرتان انجام می دهد تمرکز کنید.در واقع بهترین روش نگاه کردن به کارهای همسرتان و نگاه کردن به چشمهای اوست.

7) تمرکز کنید—خیلی از خانم ها بعد از تحریک شدن باید روی احساسات لذت بخش خود (به خصوص حسی که در دستگاه تناسلی خود احساس می کنند) و بیشتر و بیشتر شدن این احساسات تمرکز کنند.

8) بیرون رفتن از دام "راه واقعی"—خیلی از افراد (در هر دو جنس) اشتباهاً تصور می کنند که واقعی ترین راه به ارگاسم فقط از طریق رابطه جنسی از واژن ایجاد می شود. راه های دیگر رسیدن به ارگاسم، مثل تحریک چوچوله (با دست یا زبان)، مورد علاقه این افراد نیست چون از رابطه از واژن پست تر است. این عقیده غلط باعث شده است که خیلی از خانم ها تصور کنند که دچار مشکلی هستند چون قادر نیستند از طریق رابطه از واژن یا همان راه واقعی به ارگاسم برسند. یادتان باشد، اکثریت خانم ها از طریق تحریک چوچوله یا تحریم واژن است که به ارگاسم می رسند و این هیچ اشکالی ندارد. مهم نیست که ارگاسم از چه طریق اتفاق بیفتد، آنچه اهمیت دارد اتفاق افتادن آن است.

9) برای بازی هم وقت بگذارید—خیلی افراد رابطه جنسیشان را برای دیروقت میگذارند که بدن کششی به آن ندارد و فقط نیازمند خواب و استراحت است. اگر برای بازی کردن قبل از رابطه هم وقت بگذارید مطمئناً رابطه جنسی بسیار بهتری خواهید داشت. این مسئله به خصوص برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد چون رسیدن ارگاسم برای آنها وقتی بدنشان پرانرژی باشد راحت از زمانی است که خسته باشند.

* نکات جسمی:

1) متخصص بدن خودتان باشید—مطلع شدن از وضعیت بدنتان و واکنش های آن برای رسیدن به ارگاسم خیلی از خانم ها لازم است. باید بتوانید کنترل بدنتان را داشته باشید و شخصاً واکنش های آن را بررسی کنید و بعد به همسرتان یاد بدهید که کدام نوع لمس کردن و نوازش کردن برای شما لذت بخش تر است. یادتان باشد همسرتان متخصص بدن شما نیست! شما خودتان هستید! خانم هایی که هیچ اطلاعی از بدن خود ندارند نمی دانند که از چه چیز رابطه جنسی بیشتر لذت می برند. این خانم ها معمولاً به ارگاسم نمی رسند چون نمی دانند که چه کاری به درد آنها می خورد.

2) حرف هایتان را راحت بر زبان آورید—ارتباط آزاد و راحت برای ارضای جنسی بسیار مهم است چون آدم های دیگر نمی توانند ذهن شما را بخوانند. اینکه راحت حرفتان را به زبان بیاورید خیلی خوب است اما اگر دست همسرتان را حین رابطه راهنمایی کنید یا اشاراتی به او بنمایید هم موثر است. گفتگوی آزاد درمورد رابطه جنسی نیازمند اعتماد، اطمینان، احترام و توانایی ریسک پذیری است.

3) مطمئن شوید که همسرتان روی کارش تمرکز دارد—اگر همسرتان موقع تحریک بدن شما تمرکز فکری نداشته باشد، به هیچ عنوان به ارگاسم نخواهید رسید. پس مطمئن شوید که جز خودتان همسرتان هم روی کارش متمرکز است.

4) در فشار جنسی مبالغه کنید—ایجاد کشش و فشار عضلانی حین تحریک جنسی و ارگاسم طبیعی است. این مسئله در هر دو جنس اتفاق می افتد اما در خانم ها آشکارتر است. اغراق کردن در این کشش و فشار عضلانی به تشدید ارگاسم کمک می کند.

5) عضلاتتان را فشرده کنید—منقبض کردن عضلات دور واژن به آوردن خون به دستگاه تناسلی و درنتیجه ایجاد تحریک و ارگاسم کمک می کند. این عضلات همان عضلاتی هستند که موقع ارگاسم منقبض می شوند. فشردن و منقبض کردن این عضلات به تشدید ارگاسم کمک می کند.

6) سرتان را آویزان کنید—آویزان کردن سر از تخت ارگاسم را تشدید می کند. در برخی از خانم ها، اینکار فشار عضلانی تحریک را چند برابر می کند.

7) متفاوت نفس بکشید—تغییر الگوی نفس کشیدن هم ارگاسم و تحریک جنسی را تشدید می کند.

8) خودتان هم دست به کار شوید—شما هم می توانید در کنار همسرتان بدن خود را با لمس کردن تحریک کنید. اینکار راه بسیار خوبی برای رسیدن به ارگاسم است.

9) ارگاسم را تمرین کنید—تکرار و تمرین ارگاسم به تنهایی برای خانم هایی که نمی توانند کنترل خودشان را رها کنند، می تواند موثر باشد. تمرین ارگاسم به شما کمک می کند با این مسئله راحت تر شوید و استرس و اضطرابتان پایین بیاید.

10) بالا باشید—برای خانم هایی که می خواهند با رابطه جنسی روی قدرت ارگاسم خود کار کنند، وضعیت زن بالا (زن روی مرد قرار داشته باشد) بهترین وضعیت برای رابطه جنسی برای آنها است. این وضعیت به زن این امکان را می دهد که کنترل رابطه را در دست بگیرند و درنتیجه بیشترین تحریک را داشته باشند. این وضعیت به خصوص برای خانم هایی که مسائل شخصی دارند و نیاز دارند که ازنظر جنسی کنترل کامل را داشته باشند، عالی است.

11) اگر می خواهید از اسباب بازی های جنسی هم استفاده کنید—اگر با اسباب بازی های جنسی مشکلی ندارید، ویبراتورها ابزار بسیار خوبی برای انجام عمل جنسی هستند. این وسائل ارگاسم را خیلی راحت تر می کنند و مسئولیت و فشار همسرتان را هم کمتر می کنند چون مسئولیت لذتتان دیگر با خودتان است. از این ویبراتورها می توانید موقع بازی قبل از رابطه یا حین رابطه جنسی استفاده کنید تا راه ارگاسم برایتان آسانتر شود. سایت مردمان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:14  توسط یه مسافر  | 

 
 
............

Have a Nice Week Ahead

When you have a Passion and a Reason to do something,

you'll surely have what you want...

It may seem hard or even impossible,

but if you have a Strong Enough Reason to do Something,

You'll be able to tap in your Inner God-given Potential!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:43  توسط یه مسافر  | 



A PROMISE TO YOU
 
You are wonderful to me,
I'm glad you are my friend.
Hopefully forever,
Until the end.
 
You make me feel special
With all that you do
It makes me feel so lucky,
Every time I'm around you.
 
You are there for me,
Through good and bad.
It makes me happy,
Like I could never be sad.
 
I just want to thank you,
For everything you do.
I promise someday,
I'll do the same for you.
FRIENDS ARE LIKE ANGELS
 
Our friends are like angels,
Who brighten our days,
In all kinds of wonderful,
Magical ways.
 
Their thoughtfulness comes,
As a gift from above,
And we feel we are surrounded,
By warm, caring love.
 
Like upside-down rainbows,
Their smiles bring the sun,
And they fill ho-hum moments,
With laughter and fun.
 
Friends are like angels,
Without any wings,
Blessing our lives,
With the most precious things.
SOMEONE THERE FOR YOU
 
Someone you can believe in;
Someone who is there for you,
Reminding you to have faith in yourself.
Someone who inspires you to follow your heart,
Someone who looks forward to spending time with you;
Someone who gives you support, and
Helps you achieve, so that
You can spread your wings and soar.
Someone who offers you advice,
Who gives you a piece of mind,
And a sense of pride;
Someone who will listen,
And help you through hard times,
Drying your tears;
So that all your fears disappear into the night.
Do you have such a friend?
If not, remember,
Someone is always there for you.
And that someone is me.
NEVER
 
Never say we are good friends,
If you really don't care.
Never talk about feelings,
If they aren't really there.
Never take my hand,
If you are going to break my heart.
Never say you are going to,
If you don't plan to start.
Never look into my eyes,
If all you do is lie.
Never say hello,
If you really mean goodbye.
The only thing that could make me do,
Is cry.
MY OATH TO YOU
 
When you are sad, I will dry your tears.
When you are scared, I will comfort your fears.
When you are worried, I will give you hope.
When you are confused, I will help you cope.
And when you are lost, and can't see the light,
I shall be your shining star, ever so bright.
This is my oath, I pledge till the end.
"Why?" You may ask because you are my friend.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 21:32  توسط یه مسافر  | 

ورزشهای مخصوص مغز و فواید آنها

تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.

خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او اعتقاد دارد، شواهد زیادی نشان می دهد که فعالیت های تقریحی تحریک کننده ذهن خطر بیماری های مربوط به زوال عقل را کاهش داده و با بالا رفتن سن، به حفظ توانایی شناختی کمک می کند.

در ژورنال پزشکی نیو انگلند، محققان به بررسی فعایت های تفریحی افراد سالخورده طی بیست سال، پرداختند تا ببینند این افراد به زوال عقل مبتلا می شوند یا خیر. این تحقیق همچنین نتیجه درگیر کردن و چالش ایجاد کردن برای مغز را با انجام فعالیت هایی مثل حل کردن جدول، بازی شطرنج یا ورق، مطالعه، نوشتن تفریحی، و نواختن آلات موسیقی، نیز بررسی کرد. علاوه بر این، محققان تاثیر فعالیت های فیزیکی روی مغز، مثل تنیس یا گلف، شنا، رقص و کار خانه را نیز مرور کردند.

با این تحقیقات، محققان متوجه شدند که افرادیکه بیشتر به فعالیت هایی مثل مطالعه، بازی شطرنج، نواختن آلات موسیقی و رقص مبادرت می کردند، کمتر به بیماری های زوال عقل مبتلا می شدند.

این تحقیق نشان داد که یک فعایت در هفته، تا %7 احتمال بروز زوال عقل را کاهش می دهد. این کاهش خطر ابتلا به بیماری های زوال عقل، برای آنها که در فعایت های بیشتری در هفته شرکت می کردند، تا %63 افزایش یافت.

جامعه پزشکی اطمینان کافی ندارد که چرا فعالیت ذهنی، برای مغز فایده دارد اما یک اشاره بر این که چالش های ذهنی، سلول های مغزی را سالم نگه داشته و آنها کمتر در معرض بیماری و تخریب قرار می گیرند.

دکتر سنای می گوید، یک تئوری دیگر این است که فعالیت های تحریک کننده ذهن به ارتقاء اندوخته شناخت کمک می کند، بنابراین برای جایگزین کردن سلول های از بین رفته، سلول های مغزی بیشتری وجود دارد.

این تحقیق عنوان نمی کند که چه فعالیت هایی برای مغز بهتر از فعالیت های دیگر است. دکتر سنای می گوید، یک تحقیق فرانسوی نشان داده است که بافندگی، باغبانی، مسافرت، و انجام کارهای معمولی نیز احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل را پایین می آورد. و بااینکه فعالیت های فیزیکی تاثیر چندانی در این تحقیق نشان ندادند، اما شواهدی وجود دارد که فواید آن را روی مغز به طرق مختلف ثابت می کند.

افراد سالمند با بالا رفتن سن بیشتر در معرض این گونه بیماری ها قرار می گیرند اما برخی عقیده دارند که این چالش ها باید در سنین پایینتر برای مغز فراهم شود. دکتر سنای می گوید، چالش های مغزی به هیچکس صدمه نمی زند، اما یادتان باشد، قبل از اینکه روی سن رقص بروید، حتماً با پزشکتان مشورت کنید.

چطور مغزتان را فعالیت دهید: جدول حل کنید

جدول از زمان های قدیم راه بسیار خوبی برای گذر وقت بوده است. این سرگرمی برای اولین بار در سال 1913 در انگستان به وجود آمد؛ روزنامه نگار، سر آرتور واینه از لیورپول، بود که اولین جدول را در روزنامه به چاپ رساند. طی سالها، این جدول ها شکل و شمایل های مختلفی به خود گرفته اند، اما ایده اصلی هنوز مانند سابق است. هم اکنون، تحقیقات ثابت می کند که حل کردن جدول، مغز را سالم نگه می دارد و از بروز بیماری هایی مثل آزایمر و از این قبیل، جلوگیری می کند.

وسائل لازم:

· مداد یا خودکار

· یک عدد جدول

· زمان

· صبر

قدم اول: یک تجربه شخصی

من سالهای سال یکی از طرفداران پر و پا قرص جدول و سایر بازی های لغتی بودم. تعداد کتاب ها و مجلات جدولی که حل کرده ام غیر قابل شمارش است. زندگی من طوری شده است که همه دوستانم برای تولدم و مناسبت های دیگر به من کتاب جدول هدیه می دهند. من واقعاً از بازی با کلمات لذت می برم. و جدول یکی از بهترین بازی با کلمات هایی است که نسبت به سایر باز یها هم ساده است و هم فکر را خیلی خوب درگیر می کند.

قدم دوم: چالش

جدول ها در سطح های مختلف وجود دارند: از خیلی مبتدی تا پیشرفته. من معمولاً جدولهایی که خیی سخت و پیچیده باشند را دوست ندارم چون فقط سردرد نصیبم می کنند. ترجیح می دهم در صورت امکان مغزم را در استراحت کامل نگه دارم و از سرگرمی خود لذت ببرم. معمولاً جدول هایی را انتخاب می کنم که قدرت حل کردن آنها را داشته باشم.

قدم سوم: فواید

یکی از بهترین فوایدی که حل کردن جدول برایتان فراهم می کند، تجربه یادگیری و ورزش فکری است که از آن بهره می برید.

جدول کلمات، لغات و مفاهیم جدید از کلمات را در اختیارتان میگذارد و درک جدیدی از لغات به شما می بخشد.

جدول کلمات روابط ظریف بین کلمات، مثل وجه اشتراک کلمات، را به شما نشان میدهد.

جدول کلمات درمورد استفاده کلمات به شما آموزش می دهد؛ اینکه کدام حروف بیشتر از بقیه استفاده می شوند و کدام حروف کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.

جدول کلمات مهارت سازماندهی کردن را یادتان می دهد.

جدول کلمات شما را صبور می کند. گاهی اوقات لازم می شود که نفس عمیقی بکشید، چشمانتان را ببندید، و تمرکزتان را دوباره راه اندازی کنید.

جدول کلمات به شما نشان می دهد که گاهی اوقات لازم است از دنیای واقعی اطراف فاصله بگیرید.

جدول کلمات مغز را به فعالیت وا می دارد و سلامت آنرا تضمین می کند.

قدم چهارم: نتیجه گیری

باید بگویم که بازی با کلمات به طور کل یکی از سرگرمی های مورد علاقه من است و تا آنجا که به خاطر دارم همیشه جدول برای من بهترین آنها بوده است.

قدم پنجم: پس کلمه

شاید بهتر بود همه آن کتاب های جدول و سرگرمی که همه را واو به واو حل کرده بودم را نگه می داشتم. کسی چه می داند؟ شاید یک کلکسیونر آنها را از من می خرید.

نکات و هشدارها

· مغزتان را زیاد در مشکل نیندازید. جدول هایی را انتخاب کنید که از پس آن برآیید.

· سعی کنید به جای مداد از خودکار استفاده کنید تا دیگر نتوانیداشتباهاتتان را پاک کنید. همیشه وقتی دفعه اول کاری را درست انجام بدهید لذت بیشتری می برید.

· حل جدول می تواند در شما ایجاد عادت کند.

· حل جدول می تواند دایره لغات شما را بالا ببرد.

· حل جدو اطاعات عمومی شما را تقویت می کند.

حل جدول مهارت های ارتباطی شما را ارتقاء می دهد. مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 20:45  توسط یه مسافر  | 

قلب شکسته را چطور می توان التیام بخشید؟

تا به حال شده کسی فقط با چند کلمه یا بدتر با سکوت سنگین خود، قلبتان را در سینه بشکند؟ شما چی؟ تا به حال اینکار را با کسی کرده اید؟ همیشه راهی برای خندیدن و عشق ورزیدن دوباره وجود دارد.

مراحل

1.     سعی کنید دلیل ناراحتی خود را بفهمید. دقیقاً چه موقع این حس ناراحتی در شما به وجود آمد؟

2.     به این فکر نکنید که تقصیر که بوده است. همه اشتباه می کنند. اصلاً خودتان را نگران آن نکنید.

3.     برای اینکه حس راحت تر و بهتری پیدا کنید، یک فعالیت تسکین بخش و ریلکس کننده انجام دهید. یک حمام داغ، مدیتیشن، خواندن کتاب یا هر کاری که آرامتان کند.

4.     بعد از یکی دو ساعت، یعنی هر زمان که احساس کردید آمادگی آن را دارید، به این فکر کنید که آیا می توانید احساسات آن فرد را بپذیرید یا نه.

5.     اگر توانستید خود را بقبولانید، به او زنگ بزنید، برایش یادداشت بگذارید یا هر کاری که لازم باشد را انجام دهید. شاید دوست داشته باشید که رو در رو با او صحبت کنید. البته این امکان وجود دارد که آنها نخواهند شما را ببینند یا با شما حرف بزنند، اما باید تلاش خود را بکنید. حتی اگر از شما رو برگرداندند، حداقل با خودتان می گویید که تلاشتان را کردید. شاید آنها هم متوجه تلاش شما بشوند.

6.     پیش بروید. وقتی حس کردید که می توانید دوباره دریچه قلبتان را رو به دیگران باز کنید، کس دیگری را برای خود پیدا کنید.

7.     لبخند بزنید. جدی می گویم. لبخند زدن به شما کمک می کند که حس بهتری پیدا کنید و اگر چند تا دوست خوب و نزدیک پیدا کنید و با هم بخندید و اوقات خوشی را بگذرانید، مطمئناً دوباره یادتان می آید که زندگی بدون آن فرد هم چقدر زیباست.

8.     قانون دو ساله را به خاطر آورید. یاد گرفتن یک کار، عادت کردن به یک شهر جدید، و همچنین التیام قلب شکسته دو سال زمان می برد. اگر قبل از اینکه این فکر به خاطرتان بیفتد، مراحلی که در این مقاله عنوان می شود را دنبال کنید، بیش از اندازه خوشبین و دلسرد خواهید شد. نتیجه واقعی زمانی حاصل می شود که انتظار معقولی داشته باشید.

9.     لحظه ای که آن فرد اخرین قطره خون را هم از قلب شما که هنوز می تپد، بیرون می کشد، دست از بحث کردن با او بردارید و به هیچ وجه سر اینکه حق با کیست و با کی نیست جدل نکنید. هر موقع که می خواهید از حق به جانب بودن خودتان دفاع کنید، دست نگه دارید و روی یک چیز کاملاً متفاوت تمرکز کنید.

10. همه یادگاری های آن فرد را جمع کرده و داخل یک جعبه بگذارید—این یادگاری ها احتمالاً شامل یک قاب عکس، یک خوراکی، یک عطر و شاید یک سی دی موسیقی باشد. بعد در موقعیت بعدی مثلاً شب جمعه ای که همیشه با او می گذراندید، سی دی را داخل دستگاه بگذارید، از آن عطر به خودتان بزنید و آن خوراکی را بخورید، چراغ ها را خاموش کنید و تا می توانید گریه کنید. بهترین زمان برای اینکار وقتی است که تنهای تنها در خانه هستید.

11. خاطره ها را کنار بگذارید. وقتی در مرحله 2، آرامش خودتان را دوباره به دست آوردید، موسیقی را خاموش کنید، شکلات هدیه را کنار بگذارید، و یادگاری های دیگر داخل جعبه بگذارید. قاب عکس را بیرون نگه دارید.

·         هر روز هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید، بلند با خود بگویید "تو و همه خاطره هاتو فراموش کرده ام" و دست از فکر کردن به او بردارید.

·         هر روز دو هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند بگویید، "دلم برات تنگ شده" و باز دست از فکر کردن به او بردارید.

·         هر روز سه هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند رو به عکس بگویید، "من واقعاً متاسفم".

12. عکس عشق سابقتان را با یکی از عکس های خودتان جایگزین کنید. اما آن عکس را همانجا نگه دارید و فقط یکی از عکس های خودتان را کنار آن قرار دهید. بعد هر روز که از کنار آن رد می شوید، باز به عکس درون قاب بگویید که متاسفید. بله، برای خودتان متاسفید که این همه وقت را با کسی سپری کردید که ارزش و قیمت شما را ندانست و دیگر به هیچ وجه برایتان مهم نیست.

13.  بگذارید زمان قلب شکسته تان را التیام دهد. تا الان یک ماه از تاریخ قطع رابطه شما گذشته است. با یکی از دوستانتان به جایی بروید که همیشه با عشق قدیمیتان می رفتید (یادتان باشد که به هیچ وجه تنها آنجا نروید). یکبار و فقط یکبار به دوستتان بگویید که همیشه با دوست قبلیتان به این رستوران یا برای خرید به این فروشگاه می آمدید. بعد چیزی بخورید یا همان کاری که قبل ها با عشقتان می کردید، را بکنید، فقط با یک فرد جدید. دوستی که با او راحت باشید و بتواند مکالمه را خوب پیش ببرد.

14.  هر روز با خودتان تمرین کنید که با خودتان صادق باشید.

15.  هر شب قبل از خواب کتاب بخوانید. ممکن است تا آن موقع اصلاً کتاب خواندن را دوست نداشته اید اما هیچ چیز بهتر از خواندن کتاب شما را از دریای تفکراتتان بیرون نمی کشد. کتاب خواندن به التیام قلب شکسته شما کمک می کند.

16. سعی کنید با آدم های جدید آشنا شوید بعد از دو ماه کم کم کسی را جایگزین عشق از دست رفته کنید.

17.  با دیگران حرف بزنید. بادوستانتان حرف بزنید. آنلاین با افرادی که نمی شناسید چت کنید و آنوقت است که می فهمید هزاران نفر مثل شما وجود دارند که خیلی خوب می توانند به شما کمک کنند.

نکات

·         دیگر به هیچ عنوان با کسی که قلبتان را شکسته است قراری نگذارید. اینکار به هیچ وجه به درمان و التیام شما کمک نمی کند.

·         وقتی می خواهید قب شکسته تان را التیام بخشید، دیگر تلفن ها و پیام های فرد مورد نظر را جواب ندهید. این کار هم هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت و نه تنها التیامتان نمی دهد بلکه دردتان را بیشتر می کند.

·         قلب شکسته شما به خاطر این التیام پیدا نمی کند که دوباره مجذوب آن فرد شوید و دوباره او را به دست آورید. وقتی خودتان را وارد این پروسه فکری می کنید، بستنی بخورید (بستنی را می توانید جایگزین یک پیاده روی طولانی یا شنا هم بکنید). به تنها چیزی که نباید فکر کنید بودن دوباره با آن فرد است. فکر کنید هیچ راهی برای برگشت وجود ندارد.

·         یکبار درمورد این اتفاق با دوستانتان صحبت کنید. اگر نتوانستید صحبت کردن درمورد این موضوع با دوستانتان را به یک جلسه ختم کنید، حرف زدن درمورد جزئیات مطلب را جداً بیشتر از یک ساعت طول ندهید. بعدها به دوستانتان نیاز پیدا می کنید پس بهتر است آنها را به درددل های گاه و بیگاهتان اذیت نکنید.

·         به هیچ وجه برای فراموش کردن عشق از دست رفته، به خوردن، نوشیدن مشروب بیش از حد، سیگار کشیدن یا موادمخدر روی نیاورید. اگر بتوانید در دوسال آینده خودتان را با این موضوع وفق دهید مطمئن باشید که کسی را پیدا خواهید کرد که همیشه دوست داشتید داشته باشید. همه چیز به گذر زمان برمی گردد.

·         داشتن دوست های خوبی که مراقبتان باشند و جلو فکر کردن ها مداوم و غصه خوردن های شما را بگیرند فوق العاده است.

هشدارها

·         اگر آنقدر احساس افسردگی می کنید که به خودکشی تمایل پیدا کردید، سریعاً به پزشک روانشناس مراجعه کنید.

·         اگر بعد از گذشت دو سال هم قب شکسته تان التیام پیدا نکرد، می توانید شهر محل سکونتتان را تغییر دهید.

·         افراد باهوشی که روانشناس هستند می گویند سرعت التیام هر کس با بقیه فرق دارد. آن حس مراقبت از خود و تعهد به خود است که به شما کمک می کند هر چه سریعتر قلب شکسته تان را ترمیم کنید مردمان.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 20:29  توسط یه مسافر  | 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:26  توسط یه مسافر  | 

.....TWO FRIENDS WERE WALKING

THROUGH THE DESERT.

DURING SOME POINT OF THE

JOURNEY, THEY HAD AN

ARGUMENT; AND ONE FRIEND

SLAPPED THE OTHER ONE

IN THE FACE.

THE ONE WHO GOT SLAPPED

WAS HURT, BUT WITHOUT

SAYING ANYTHING,

WROTE IN THE SAND:"TODAY MY BEST FRIEND SLAPPED ME IN THE FACE".

THEY KEPT ON WALKING,

UNTIL THEY FOUND AN OASIS,

WHERE THEY DECIDED

TO TAKE A BATH

THE ONE WHO HAD BEEN

SLAPPED GOT STUCK IN THE

MIRE AND STARTED DROWNING,

BUT THE FRIEND SAVED HIM.

AFTER HE RECOVERED FROM

THE NEAR DROWNING,

HE W ROTE ON A STONE:

"TODAY MY BEST FRIEND

SAVED MY LIFE ".

THE FRIEND WHO HAD SLAPPED

AND SAVED HIS BEST FRIEND

ASKED HIM, "AFTER I HURT YOU, YOU WROTE IN THE SAND AND NOW,

YOU WRITE ON A STONE, WHY?"

THE FRIEND REPLIED

"WHEN SOMEONE HURTS US

WE SHOULD WRITE IT DOWN

IN SAND, WHERE WINDS OF

FORGIVENESS CAN ERASE IT AWAY.

BUT, WHEN SOMEONE DOES

SOMETHING GOOD FOR US,

WE MUST ENGRAVE IT IN STONE

WHERE NO WIND

CAN EVER ERASE IT."

LEARN TO WRITE

YOUR HURTS IN

THE SAND AND TO

CARVE YOUR

BLESSINGS IN STONE.

THEY SAY IT TAKES A

MINUTE TO FIND A SPECIAL

PERSON, AN HOUR TO

APPRECIATE THEM, A DAY

TO LOVE THEM, BUT THEN

AN ENTIRE LIFE

TO FORGET THEM.


DO NOT VALUE THE THINGS

YOU HAVE IN YOUR LIFE, BUT VALUE

WHO YOU HAVE IN YOUR LIFE !
..
.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:24  توسط یه مسافر  | 

 

يادمون باشه

هيچ کس رو اميد وار نکنيم بعد يک دفعه رهايش کنيم چون خرد ميشه.. ميشکنه ..و اهسته ميميره..

يادمون باشه

که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره ...

يادمون باشه

قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم...

يادمون باشه

هيچ وقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره...

يادمون باشه

اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم...

و در آخر

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:22  توسط یه مسافر  | 

 
 
Someone Like You Loves Someone Like Me

If someone like you loves someone like me
Together we can forever be
One person within our souls
Take my heart, may we never part
I have found the greatest love I know
If someone like you loves some one like me
We will have a wonderful life
For in my soul there is a special place
I can feel you near, even if you are far away
You are my all, here to say
If someone like you loves someone like me
Never will we change, let us hold hands
Take me to never land
Our love is so strong
You are my one true man.
 
 



 
     
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:11  توسط یه مسافر  | 


كارشناسان بر اين عقيده اند كه بهترين راه براي تمدد اعصاب اين است كه فرد به تدريج احساسات خود را ارضا نمايد.

غوطه وري

لازم نـيـست حـتـما بـراي ريـكس شـدن به قله كوه برويد، فقط كافي است خود را در يك منظره معمولي كوچك غوطه ور سازيد. براي مثال اگر تابلوي نقاشي زيبايي در خانه يـا محل كارتان داريد، آن را مجسم كرده و زيباي آنرا مورد تحسين قرار دهيد. اگر آكواريمـي پر از ماهي هاي رنگارنگ داريد، براي مدتي به حركات روان و سليس آنها نگاه كنيد تابه آرامش برسيد.

احساسات خود را برانگيزيد

در مرحله بعد سفري به لاله گوش خود داشته باشيد.به موسيقي موردعلاقه تان گوش دهيد. كلاسيك، پاپ، راك يا هر چيز ديگر. فقـط سـعـي كنيـد از كـارهايي كه باعث ايجاد هيجان و تنش در شما ميگردد، اجتناب نماييد. بكار بردن يك هدفون مي تواند از شنيده شدن صداهاي ديگر جلوگيري كرده و باعث آرامش بيشتر گردد.

مطابق با ذائقه خود يك فنجان چاي سرد، آب ميوه خنك يا آب سرد ميل كنيد.

حس بويائي را فراموش نكنيد.بوي عود، يك شمع معطر و يا عطر مورد علاقه همسرتان ميتواند شما را آرام كند. حتي مي تـوانيد به حـمام رفـته با صـابونهاي مايع و معطر بدن خود را بشوييد.

اگر كسي هست كه مي تـواند شـما را مـاسـاژ دهد، از او بخواهيد اينكار را انجام دهد. محققان ميگويند كه ماساژ مناسب ميتواند هورمونهاي ايجاد استرس را كاهـش داده و تنش را ازبين ببرد. اگر تنها هستيد كمي شانه ها و گردن خود را مالش داده و به آرامي دستها و پاهايتان را ماساژ دهيد.

بررسي ها نشان داده كـه نوازش حيوانات خانگي در ايجاد ملايمت و زدودن تنشها مؤثر مي باشـد. اگـر سـگ يا گربه اي دوست داشتني در خانه داريد آنها را پيش خود آورده و كمي نوازش كنيد!




تمدد اعصاب تدريجي

روش بعدي يكي از تكنيكهاي تست شده و مؤثر ميباشد كه مي تـوانـد فـرد را بـه حالت مطلقي از آرامش برساند. با بكار بردن اين روش مي تـوانـيـد احـساسـي تـازه و بـدور از ناملايمات بدست آوريد.

همانطور كه قبلا نيز گفته شد با گوش دادن به موزيكي دلپـذير شروع كنيد. سپس روي سطحي راحت دراز كشيد. چشمانتان را بـسته و نـفـسي عـمـيق بكشيد. اجازه دهيد شكمتان به طرف بالا و پايين حركت كند. در همان حـال كـه بـا آرامـش دراز كـشيده ايد، روي پاك كردن ذهن خود تمركز كنيد.

احساس آرامش بيشتري مي كـنـيد؟ اكنـون نـوبت تمرين اصلي است. از قسمت بالا با چشم ها شروع ميكنيم. چشمان خو را به هم فشار داده و پيشاني را بسمت بالا نگاه داريد گويي در حال تحمل يك فشار عصبي زياد مي باشـيد. چند لحظه به همين صورت صبر كنيد. سپس چشمان خود را رها كرده و آرام روي هم قرار دهيد. احساس كنيد كـه تنشها از چشمانتان جدا ميشـونـد. از ايـن ملايمت براي چند لحظه لذت برده و دوباره از ابتدا شروع كنيد.

به سراغ آرواره و فك رفته و همين تـمـرين را در ايـن قـسـمـت تـكـرار كـنـيد. عضلات فك و آرواره خود را منقبض و بعد از مدتي كوتاه رها سازيد تا تنش از شما دور شود.به هميـن ترتيب به طرف قسمتهاي پايين تر بدن مانند گردن، شانه ها، قفسه سيـنـه و ... برويـد. هراز گاهي مكث كرده و ببينيد قسمتهاي بالاتر هنوز احساس استرس مينماييد يا خير. اگر تنش زدائي بطوركامل انجام نگرفته بود به آن قسمت برگشته و تمرين را تكرار كنيـد. ( معمولا چشم ها و آرواره نياز به تكرار تمرين خواهند داشت. )



به همين منوال ادامه دهيد تا به شكم، ران، ساق و در انتها به كف پاها برسيد. بـستـه به وقتي كه شما اختصاص مي دهيد و زماني كه بدن شما براي ريلكس شدن نياز دارد اين تمرين ممكن است از 15 دقيقه تا 1 ساعت بطول بينجامد.

براي رسـيدن بـه آرامـش هـرگـز نـبـايد شـتـابزده عـمل كرد و بايد هر آنچه كه نياز داريد و مي خواهيد به خودتان بدهيد. اين روش بـراي ايـجاد حـالت خـود تـلقـيـني و رسيدن به آرامش مطلق بسيار مؤثر بوده و در همه شرايط كار مي كند.

اگر با ورزش يوگا آشنايي داشته باشيد، متوجه شباهتهـاي بـيـشمـاري در تمرين بالا و تكنيكهاي اين هنر باستاني هندوستان خواهيد شد.

در انتها استرش شما بايد از بين رفته و يا حداقل تقليل يابد. احساس آرامـش و راحتـي خواهيد كرد، حتي ممكن است شبيه انساني بي خيال از ناملايمات آزاد شويد. اندكي وقت را به مجسم نمودن لحظات خوشحالي و آرامش اختصاص داده و از نبـود استـرس لذت ببريد.

 با ياد خدا دلها آرام ميگيرند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:52  توسط یه مسافر  | 


Are we friends or Are we not?..
You told me once, but i forgot..
So tell me 'now' and tell me 'true'..
So i can say, i am here for you..
Of all the friends, i have ever met
"u' are the one i will never forget..
And if i die before u do..
I will go to heaven and wait for u..

............ ......... ......... .......

Friendship is not collection of hearts
But it is selection of hearts.
All friends r not true.
But true friends r very few! Like you.

............ ......... ......... .......

'FEW RELATIONS IN EARTH NEVER DIE'
Take 1st letter from each word to get the word in which i mean  a lot.

............ ......... ......... .......


Ice is a cream, love is a dream,
But our friendship is evergreen.
Dont make friend before understanding
And Dont break friendship after understanding.

............ ......... .........

 

feeling of love.....

moments of caring.....

small small sharing.....

stupid fights....

shoulder to cry....

together in pain.....

these creates a miracle....

call LOOOOOVVVEEEEEEEE.........


You’re the thought that starts each morning,
The conclusion to each day.
You are in all that I do,
And everything I say.

You’re the smile on my face,
The twinkle in my eye.
The warmth inside my heart,
The fullness in my life.

You’re the hand that’s laced in mine,
And the coat upon my back.
My friend, my love,
My shoulder to lean on.

You’re my silly, mature, caring,
Thoughtful, bright, and honest guy.
The one who holds me tightly,
When I need to cry.

You’re the dimple in my cheek,
The ever-constant tingle in my soul.
The voice that makes me weak,
The happiness of my life.

You are all I’ve wanted,
You are all I need.
You are all I’ve dreamed of,
You are all of this to me
I am the mirror of our love,
And you its brazen fire.
To me our love is merely joy;
To you it is your breath.

I am the marker that must move;
You, the fixed desire.
You are what I most enjoy;
I am life or death.

And now you must be put to sleep,
And I remain awake
With years of love ahead of me,
And many pets to go.

But I'm the one who can't help weep
While you, just for my sake,
Come rest your chin upon my knee
And beg to share my woe.
After love and fear, there's pride;
After tears, the night;
After all the words are gone,
A chair with just one light.

After memories, the dream
That you will come home safe;
After sleep, another day
Of waiting for my life.

After hope, the happiness
Of thinking of your love;
After moments of despair,
A stone no thought can move.

After all the sacrifice,
The hunger and the pain,
The passions and the promises,
The losses and the gains,

There's nothing but my love for you,
Which waits upon the wind
To bring you from the barricades
That now you must defend.



Now join your hands, and with your hands your hearts.


They do not love that do not show their love.
The course of true love never did run smooth.
Love is a familiar. Love is a devil. There is no evil angel but Love.


For thy sweet love remember'd such wealth brings,
That then I scorn to change my state with kings.


I'll follow you and make a heaven out of hell, and I'll die by your hand which I love so well.


In thy face I see honor, truth and loyalty.


Now join your hands, and with your hands your hearts.


Love goes toward love.


For you my sweet angel I would die
I'd pick all the stars from the sky
And give them all just for you
To let you know how much I love you

My angel I'll love you thru all eternity
I would do anything for you sweetie
I wrote this poem from my heart
To let you know your my sweetheart

Please stay with me forever
Take my hand and lets be together
Lets fly up to the heavens above
And show everyone we are in love

Once I had a heart of stone
For it had surley lost its home
It could not love or wanted too
But in my life, then came you.

The stones began to fall away
As happiness began to fill my day
A feeling so sweet and special too
Could this be love, I pray is true.

My heart now sings a song of love
For I know that it was sent from above
My heart is warm, there is no cold
Hard no more, but with wings of gold.

It soars above the sky so high
Sometimes I think of why and cry
My heart now sings a loving song
For the part of me I thought was gone.

The gift that you have given me
Is so important, can't you see
No more sadness or being alone
For now my heart returns to home.



Beautiful eyes, beautiful face,
I'm shy to talk to you.
You're the eagle I must watch
No matter what I do.

You're the beauty, wild and free,
The mistress of my eyes,
Rolling through exultant air,
Alone in pristine skies.

I would take you for my own
Could I but have your wings,
Could I but go where night begins
And frozen sunlight sings.

Could I but have you for my love,
How might we fly together!
But I must watch you from below
And long for you forever.
But I must be the one below
And long for you forever.


I gave myself to him,
And took himself for pay.
The solemn contract of a life
Was ratified this way

The value might disappoint,
Myself a poorer prove
Than this my purchaser suspect,
The daily own of Love

Depreciates the sight;
But, 'til the merchant buy,
Still fabled, in the isles of spice
The subtle cargoes lie.

At least, 'tis mutual risk,
Some found it mutual gain;
Sweet debt of Life, each night to owe,
Insolvent, every noon.


Now thou hast loved me one whole day,
To-morrow when thou leavest, what wilt thou say ?
Wilt thou then antedate some new-made vow ?
Or say that now
We are not just those persons which we were ?
Or that oaths made in reverential fear
Of Love, and his wrath, any may forswear ?
Or, as true deaths true marriages untie,
So lovers' contracts, images of those,
Bind but till sleep, death's image, them unloose ?
Or, your own end to justify,
For having purposed change and falsehood, you
Can have no way but falsehood to be true ?
Vain lunatic, against these 'scapes I could
Dispute, and conquer, if I would ;
Which I abstain to do,
For by to-morrow I may think so too.


To Friends at Home

To friends at home, the lone, the admired, the lost
The gracious old, the lovely young, to May
The fair, December the beloved,
These from my blue horizon and green isles,
These from this pinnacle of distances I,
The unforgetful, dedicate.


O, never say that I was false of heart,
Though absence seemed my flame to qualify.
As easy might I from my self depart
As from my soul which in thy breast doth lie.
That is my home of love; if I have ranged,
Like him that travels I return again,
Just to the time, not with the time exchanged,
So that myself bring water for my stain.
Never believe though in my nature reigned
All frailties that besiege all kinds of blood,
That it could so preposterously be stained
To leave for nothing all thy sum of good;
For nothing this wide universe I call
Save thou, my rose, in it thou art my all

O never say that I was false of heart

My love is as a fever, longing still
For that which longer nurseth the disease,
Feeding on that which doth preserve the ill,
Th' uncertain sickly appetite to please.
My reason, the physician to my love,
Angry that his prescriptions are not kept,
Hath left me, and I desperate now approve
Desire is death, which physic did except.
Past cure I am, now reason is past care,
And frantic-mad with evermore unrest;
My thoughts and my discourse as mad men's are,
At random from the truth vainly expressed.
For I have sworn thee fair, and thought thee bright,
Who art as black as hell, as dark as night.

My love is as a fever

In a field
I am the absence
of field.
This is
always the case.
Wherever I am
I am what is missing.

When I walk
I part the air
and always
the air moves in
to fill the spaces
where my body's been.

We all have reasons
for moving.
I move
to keep things whole.


There is a place where the sidewalk ends
And before the street begins,
And there the grass grows soft and white,
And there the sun burns crimson bright,
And there the moon-bird rests from his flight
To cool in the peppermint wind.

Let us leave this place where the smoke blows black
And the dark street winds and bends.
Past the pits where the asphalt flowers grow
We shall walk with a walk that is measured and slow,
And watch where the chalk-white arrows go
To the place where the sidewalk ends.

Yes we'll walk with a walk that is measured and slow,
And we'll go where the chalk-white arrows go,
For the children, they mark, and the children, they know
The place where the sidewalk ends.
i carry your heart with me(i carry it in
my heart)i am never without it(anywhere
i go you go,my dear; and whatever is done
by only me is your doing,my darling)
i fear
no fate(for you are my fate,my sweet)i want
no world(for beautiful you are my world,my true)
and it's you are whatever a moon has always meant
and whatever a sun will always sing is you

here is the deepest secret nobody knows
(here is the root of the root and the bud of the bud
and the sky of the sky of a tree called life;which grows
higher than the soul can hope or mind can hide)
and this is the wonder that's keeping the stars apart

i carry your heart(i carry it in my heart)

Take this kiss upon the brow!
And, in parting from you now,
Thus much let me avow--
You are not wrong, who deem
That my days have been a dream;
Yet if hope has flown away
In a night, or in a day,
In a vision, or in none,
Is it therefore the less gone?
All that we see or seem
Is but a dream within a dream.

I stand amid the roar
Of a surf-tormented shore,
And I hold within my hand
Grains of the golden sand--
How few! yet how they creep
Through my fingers to the deep,
While I weep--while I weep!
O God! can I not grasp
Them with a tighter clasp?
O God! can I not save
One from the pitiless wave?
Is all that we see or seem
But a dream within a dream?

I can write no stately proem
As a prelude to my lay;
From a poet to a poem
I would dare to say.

For if of these fallen petals
One to you seem fair,
Love will waft it till it settles
On your hair.

And when wind and winter harden
All the loveless land,
It will whisper of the garden,
You will understand.

Romance, who loves to nod and sing
With drowsy head and folded wing
Among the green leaves as they shake
Far down within some shadowy lake,
To me a painted paroquet
Hath been—most familiar bird—
Taught me my alphabet to say,
To lisp my very earliest word
While in the wild wood I did lie,
A child—with a most knowing eye.

Of late, eternal condor years
So shake the very Heaven on high
With tumult as they thunder by,
I have no time for idle cares
Through gazing on the unquiet sky;
And when an hour with calmer wings
Its down upon my spirit flings,
That little time with lyre and rhyme
To while away—forbidden things—
My heart would feel to be a crime
Unless it trembled with the strings.









+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 11:18  توسط یه مسافر  | 

10 کلید موفقیت به نقل از آنتونی رابینز

۱- داشتن آمادگی و استفاده از فرصتها ، حالتی را پدید می آورد که معمولا بخت و اقبال نامیده می شود. 

۲- این تصمیمهای شماست که زندگیتان را شکل می دهد ، نه شرایط خارجی

۳- نگاهتان را بر روی هدف متمرکز سازید ، نه بر روی چیزهایی که موجب هراستان می شود.

۴-چیزی بنام شکست وجود ندارد ، تنها نتایج موجودند.

۵- تمام پیشرفتهای انسان از یک سوال آغاز می شود.

۶- قابلیتهای انسانها محدود نیست ، بلکه روحیه شان محدود است.

۷- تاکنون هرگز کسی به صرف داشتن علاقه به هدف نرسیده است ، کسی به هدف می رسد که خودش را برای رسیدن به آن هدف ملزم ساخته باشد.

۸- پیشرفت دائمی و پایان ناپذیر

۹- تسلط بر روابط

۱۰- انگیزه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:40  توسط یه مسافر  | 

 

دلایل ثروتمند نبودن بیشتر مردم از نظر آنتونی رابینز

۱- مردم ثروت را به روشنی تعریف نمی کنند. 

۲- مرتبا هدفشان را تغییر می دهند.

۳- یک هدف روشن و مشخص که دست یافتنی باشد ندارند.

۴- اگر هدفهایشان دست یافتنی نباشد باور ندارند که می شود به آنها رسید.

۵- داشتن بیش از ۱۰ هزار دلار در حساب بانکی را امری لازم و حتمی نمی شمارند.

۶- دارای یک برنامه واقع بینانه نیستند.

۷- نقشه خودشان را برای کسب درآمد تا آخر دنبال نمی کنند.

۸- مسئولیت رسیدن به هدفهایشان را به گردن نمی گیرند.

۹- وقتی به یک مشکل مالی بر می خورند دست از تلاش بر می دارند.

۱۰- در اداره مخارج زندگی خود صحیح عمل نمی کنند.

۱۱- نظرات خوش بینانه یا بدبینانه دیگران را در اجرای نقشه هوشمندانه شان دخالت می دهند.

۱۲- هیچ وقت به نظرات خوب و توصیه های مفید مالی گوش نمی دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:37  توسط یه مسافر  | 

 
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
 
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
 
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
 
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
 
وتنها دل ما دل نیست  
 
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب

 
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
 
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
 
و برای سیاهی ها نور بپاشم
 
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
 
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
 
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
 
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند

 
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ...
 
 
 نه برای تکرار
 
اشتباهات گذشتگان
 
 
یادم باشد زندگی را دوست دارم

 
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان
 
بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا
 
 به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن
 
 
به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
 
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
 
 
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم

 
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش
 
 
 بازمی شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم
 
تا تنها نمانم
 
 
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم

 
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
 
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
 
یادم باشد زمان بهترین استاد است

 
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا
 
 
بعدا با مشت برفرقم نکوبم
 
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم
 
شاید روزی دشمنم شود !
 
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود

 
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
 
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
 
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
 
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
 
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
 
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند
 
 مهربان و دلسوز باشند

 
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
 
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:13  توسط یه مسافر  | 

 
روشهای غلبه بر بی حوصلگی، دلزدگی و تنوع طلبی

بی حوصلگی هنگامی روی میدهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیاء پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمیبریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست.

یکی از خصوصیات انسان تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در شکل و نوع محرکات بیرونی میباشد. سازگاری حسی سبب میشود ما از فعالیتهای تکراری به ستوه آییم. سازگاری حسی یعنی: کاهش حساسیت حواس زمانی که در معرض مداوم یک عامل محرک ثابت و تغییر ناپذیر قرار میگیرند. مثلا پس از خرید یک تلفن همراه نو شوق و ذوق فراوانی داریم اما پس از گذشت یکی دو ماه همان تلفن همراه برایمان تکراری و ملال آور میشود.

همین عامل در روابط زن و مرد نیز مصداق دارد. افراد بسیاری از این مسئله شکایت میکنند که دوست  دختر و یا پسر محبوب آنها دیگر برایشان عادی و خسته کننده شده و هیجان و شور اوایل آشنایی در روابطشان رنگ باخته است. اما باید آگاه بود که تنوع طلبی یک ویژگی ذاتی انسانها بوده و میبایست در برخی موارد آن را تحت کنترل درآورد و برایش محدودیت قائل شد. حتی اگر مردی  همسر زیبایی هم داشته باشد ممکن است به زنان دیگر مخفیانه نگاه کند و یا زل بزند حتی اگر آن زنان نازیبا و زشت باشند. چرا که نزد آن مرد زیبایی همسرش دیگر تکراری و عادی گشته  و به عبارتی به چهره وی عادت کرده و بدنبال یک محرک بصری جدید میگردد. اما همین مرد باید مطلع باشد که این دور باطل هیچگاه به کمال خوشنودی منتهی نمیگردد جایی که دیگر چیزی دلش را نزند و برایش تکراری نگردد. (زنی که هیچگاه برایش تکراری و خسته کننده نشود).

بنابراین باید برای برخی امور در  تنوع طلبی محدودیت قائل شویم و گرنه مجبور خواهیم شد همیشه بی حوصله و دلزده باقی بمانیم و طعم رضایت را نچشیم. یکی از نکات بسیار مهم در روابط این میباشد که زن و مرد هر آنچه که دارند را یک باره رو نکنند. یعنی تمام مهارتها، خصوصیات اخلاقی و شخصیتی، آرزوها، اسرار، برنامه های آینده، هدفهای بلند مدت و کوتاه مدت و غیره. چون زمانی که مثلا دختری از تمام راز و رمز، مهارتها و شیرین کاری های یک پسر آگاه شود دیگر چیزی باقی نمیماند که حس کنجکافی دختر را  نسبت به آن پسر برانگیزد و رابطه از هیجان و تب وتاب می افتد. مانند فیلمی که وقتی از ابتدا تا انتهای آن را مشاهده میکنیم دیگر بندرت پیش می آید که بخواهیم مجددا نگاهش کنیم اما اگر همین فیلم  بصورت سریال نمایش داده شود هم هیجانش بیشتر میشود و هم کنجکاوی بیننده برای سر درآوردن از ادامه داستان. اما این بدین معنا هم نیست که به طرف مقابلمان دروغ بگوییم و شخصیت اصلی خود را کتمان کنیم بلکه باید به گونه ای پیش برویم که در هر یک از ملاقات هایمان  یک سخن، مطلب، خبرو یا برنامه تازه در چنته داشته باشیم. خلاصه باید پیش بینی ناپذیر باشیم.

برای غلبه بر بی حوصلگی در زندگی از این راهکارها سود برید:

1-سعی کنید  هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.

2- بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمیشود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.

3- حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی میباشند میتواند شما را تا مرز خود کشی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید.

4-هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.

5- خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد میکند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش) و یا پذیرش ایده های جدید.

6- به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصله شماست که همه چیز را کسل کننده میبیند. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند.

7-حس کنجکاوی خود را بر انگیزید.نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید.سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.

8- خیالپردازی کنید. خیالپردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما از واقعیتها  و حقایق میگردد اما از تخیل خود میتوانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیالپردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید.

9- تکرار فعالیتهای روزمره و یا از روی عادت بسیار خسته کننده است. بنابراین دیگر  ایده ها، گزینه ها واحتمالات  را  هم انتخاب کنید. مثلا هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه و یا شیر بخورید و یا هر روز سر یک ساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن و یا مدل موی خود را  تغییر دهید .

10- هر بار سر قرار ملاقات یک دست لباس مشابه به تن نکنید. و یا در کافی شاپ فقط میلک شیک سفارش ندهید. با یک هدیه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگیر کنید.

11- با حسرت به دختران دیگر نگاه نکنید مطمئن باشید مردان بسیاری نیز هستند که با حسرت به دوست دختر کنار شما نگاه میکنند و آرزوی داشتن وی را دارند.

12- تکراری نباشید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:37  توسط یه مسافر  | 

 حرکات کششی راهی برای تقویت ماهیچه ها
چه تعداد از شما پیش از شروع ورزش های روزانه خود حرکات کششی انجام میدهید؟ اگر جزء ورزشکاران فصلی هستید باید بگویم که احتمالا هیچ کدامتان چندان تمایلی به انجام حرکات کششی ندارید. بیشتر افراد این حرکات را به این خاطر که تصور می کنند هیچ گونه فایده و اهمیتی نداشته و تاثیر چندانی بر روی بدن نمی گذارند، انجام نمیدهند.

عملکرد حرکات کششی به چه صورت می باشد؟
پیش از توضیح این مطلب که حرکات کششی چه تاثیراتی را در بر دارند، باید مطالبی در مورد عملکرد ماهیچه ها بدانیم. ماهیچه ها از دسته ای از رشته های عضلانی که عضله را تشکیل می دهند، درست شده اند که این رشته ها به نوبه خود از بافت های بسیار کوچکتری تشکیل می شوند. به علاوه در ماهیچه ها نوعی پوششهای وتری، مقداری چربی و رگ های خونی می باشد که ساختمان ماهیچه را پیچیده تر می کنند و عملکرد عضلات نیز به همین موارد بستگی دارد. ورزش باعث می شود که هر یک از قسمت های مختلف ماهیچه بر رو هم فعل و انفعال متقابلی بگذارند.

زمانی که شخص یکی از ماهیچه های خود را منقبض می کند، پوشش های وتری شروع به کار می کنند. بسته به وزنی که بلند می کند، ماهیچه ها میزان متفاوتی از بافت ها را تحت انقباض قرار می دهند. برای بلند کردن وزنه های سنگین تر بافت های بیشتری باید منقبض شوند. به همین دلیل است که گفته می شود اگر بدون تمرین های قبلی وزنه های سنگین بلند کنید، ماهیچه هایتان از کار افتاده و بافت های آنها در هم تابیده می شوند.

پس از تمرین های سخت و شدید، ماهیچه ها باید خود را باز سازی کنند. در این حالت بافت هایی که در هم پیچیده شده اند این کار را دشوار ساخته و فرایند بهبودی را کند می کنند. زمانی که شما ماهیچه های خود را می کشید، بافتهای عضلانی در امتداد هم قرار گرفته و جریان خون در انها تسریع پیدا می کند. درست مثل کشیدن یک لباس چروک. این امر همچنین باعث می شود که وترها انعطاف پذیری بیشتری پیدا کنند.

فواید حرکات کششی
همانطور که در بالا اشاره کردیم کشش باعث می شود که بافت های ماهیچه ای در امتداد یکدیگر قرار گرفته و بالطبع فرایند بهبودی پس از یکسری تمرینات طاقت فرسا تسریع پیدا کند. اگر بافتها دچار در هم پیچیدگی شده باشند، قسمت های آسیب دیده نیاز به زمان بیشتری برای التیام یافتن پیدا می کنند. بدن سازهای حرفه ای به خوبی می دانند که بهبودی تا چه حد حائز اهمیت می باشد. زمانی که خوب شدن ماهیچه ها برای مدت زمان زیادی به طول بینجامد، کل چرخه ورزشی قطع شده و مشکل پیدا می کند و به همین دلیل رشد ماهیچه ها به تعویق می افتد.

تحقیقات گویای این مطلب است که حرکات کششی مانع از بروز آسیب دیدگی و سخت شدگی ماهیچه ها می شوند. همچنین از احساس درد و سخت شدگی ماهیچه در روز بعد که به دلیل ساخته شدن اسید لاکتیک در ماهیچه می باشد جلوگیری می کند. حرکات کششی می تواند از گرفتگی عضلات نیز جلوگیری کند. برخی از عضلات مانند ماهیچه های پشت پا ( از زانو تا مچ پا) بیش از سایر ماهیچه دچار گرفتگی می شوند.

بدن به طور طبیعی در مقابل کششهای بیش از حد از خود واکنش نشان می دهد. از طریق انجام حرکات کششی فرد قادر می شود تا قابلیت انعطاف پذیری بدن خود را تا حد قابل ملاحظه ای افزایش دهد. این امر سبب می شود تا تمام قسمت های یک ماهیچه به حرکت واداشته شوند. این کار برای بدن سازها بسیار مفید است چرا که به دلیل خستگی و در هم پیچیدگی این امکان وجود دارد که ماهیچه ها احساس خستگی کرده و کل قسمت ها در تمرین ها فعالیت نکنند، اما با کمک از حرکات کششی گرفتگی عضلات به پایین ترین میزان خود می رسد.

انواع حرکات کششی

بالیستیک
این حرکت در گذشته رواج بسیاری داشته اما در حال حاضر در میان ورزشکاران حرفه ای به دلیل خطرات احتمالی که در بر دارد چندان شایع نمی باشد. این تمرین باعث می شود که فرد با اندازه حرکت خود، ماهیچه ها را به بیشترین میزان کشیدگی که فراتر از حد طبیعی می باشد برساند. به عنوان مثال زمانی که عضله زردپی زانو را می کشید بالاجبار باید خم شوید که این حرکت شما را در یک موقعیت نامتعادل قرار داده و ریسک بروز آسیب دیدگی بالا می رود.

استاتیک
این حرکت نیازی به وجود یار ندارد و بسیار موثر و بی خطر می باشد. برای انجام آن خودتان را در حالت مقرر قرار داده و عضلات خود را تا آنجا که می توانید بکشید تا فشار لازم را در آنها احساس کنید. حرکت را پس از اندکی قطع کرده به شرایط عادی باز گردید و یک مرتبه دیگر آنرا تکرار کنید.

ایزوماتیک
این حرکت نیز یکی از حرکات بسیار خوبی است که بیشتر ورزشکاران در میان تمرین های خود به طور گسترده از آن بهره می برند. برای انجام آن شما نیاز به یک یار و یا دیوار دارید تا میزان سودمندی حرکت افزایش پیدا کند. مانند حرکت بالیستیک هیچ خطری را به همراه ندارد و فشار کمتری را نسبت به حرکت استاتیک به بدن وارد میکند. این حرکت برای قسمت هایی از بدن مثل ماهیچه های زردپی پشت پا اجباری میباشد.

چگونه حرکات کششی را انجام دهید
امروزه حرکات بالستیک چندان مفید شناخته نمی شوند، مگر اینکه شما یک ژیمناست و یا بالرین باشید. شما هیچ گاه نباید ماهیچه های خود را بیش از آنچه در حد توانایی شان است بکشید. اگر در هنگام انجام این تمرین احساس راحتی نمیکنید بنابراین باید از انجام آن صرفنظر کنید.

گرم کردن بدن پیش از انجام حرکات ورزشی بسیار مهم می باشد. گرم کردن بدن قابلیت انعطاف پذیری و انسجام ماهیچه ها را افزایش می دهد. به عبارت دیگر ریسک آسیب دیدگی در حین انجام حرکات کششی را که خود به عنوان حرکات جلوگیری کننده از صدمه دیدگی شناخته می شوند، را کاهش می دهد. همیشه به خاطر داشته باشید که حرکات کششی همان گرم کردن بدن نیستند! گرم کردن با حرکاتی از قبیل چرخش مفاصل، ایروبیک و نفس گیری همراه می باشد. نرمش های گرم کردن بدن را باید در حدود 10 تا 15 دقیقه انجام دهید.

حرکات کششی پس از گرم کردن بدن و قبل و بعد و در حین حرکات اصلی انجام میشوند. بهترین نتیجه زمانی پدیدار می شود که برای مدت زمان 30 ثانیه در موقعیت کشش باقی بمانید. به جای اینکه بر روی نیمکت بنشینید و منتظر ست بعدی خود بمانید سعی کنید حرکات کششی انجام دهید.

در هنگام کشش عضلات خود را از یکدیگر جدا کنید. همیشه بهتر است که تک تک بر روی عضلات خود کار کنید به جای اینکه یکدفعه بر روی همه آنها کار کنید. جدا کردن عضلات از یکدیگر به شما اجازه می دهد تا کنترل بیشتری بر روی آنها پیدا کنید.

ماهیچه های مختلفی را بکشید

سینه
بر روی یک لبه (مثل درگاه در)  بایستید. بر روی لبه آن بایستید و دستان خود را اندکی بالاتر از شانه ها نگه دارید. بازوهایتان را به نرمی خم کنید و آرنج ها را به سمت پایین بیاورید. نیم تنه خود از کمر به بالا را به سمت مخالف بچرخانید تا در سینه خود احساس کشیدگی کنید.

شانه ها
شانه سمت چپ خود را با دست راستتان بگیرید. در همان حال که شانه چپ خود را گرفته اید، آرنج دست راست را با چانه خود همسطح سازید. با دست چپ خود آرنج مخالف را بگیرید. حالا آرنج دست راست را به سمت عقب بکشید و تا آنجا که میتوانید آرنج ها را به سمت خارج فشار دهید. همین کار را با شانه مخالف نیز انجام دهید. آرنج خود را بیش از اندازه تحت فشار قرار ندهید. بیشترین میزان فشار باید به دلیل کشش آرنج ها ایجاد شود.

عضله سه سر
دست خود را به طور مستقیم به سمت بالا ببرید. آرنج خود را مانند زمانی که میخواهید کمر خود را بخارانید خم کنید. از دست دیگر استفاده کنید و آرنج دست دیگر را بگیرید و به سمت عقب بکشید.

عضله دو سر
طوری بایستید که در مقابل شما یک سطح صاف قرار گرفته باشد ( مثل یک دیوار). دست های خود را به سمت دیوار دراز کنید و بکشید. کل دست ها و شانه ها باید به طور محکم با دیوار ارتباط برقرار کنند. سپس نیم تنه خود، از کمر به بالا را به سمت خارج بکشید و دست های خود را از طرفین تا آنجا که ممکن است بکشید.

کمر
آسانترین حرکت کششی برای کمر این است که چیزی را که دستگیره ای همسطح با شکمتان دارد، را بگیرید و سپس خم شوید ( مانند تعظیم ژاپنی ها) و سپس با کمک پاها خودتان را به عقب هل دهید. تنفس مناسب نتیجه را مطلوب تر خواهد ساخت.

کواد
در حالت ایستاده، زانوی سمت راست خود را خم کنید و با دست راست ، قوزک پا را بگیرید. قوزک پا را به سمت ران بیاورید. پای دیگر باید کاملا عمودی در روی زمین قرار داشته باشد. برای اینکه بتوانید تعادل خود را حفظ کنید می توانید دست دیگر خود را به جایی بگیرید. همین کار را برای پای دیگر نیز باید انجام دهید.

عضلات عقب ران
پای خود را در حال استراحت بر روی سطحی بالاتر از زانو ها قرار دهید و پای خود را آنچنان خم کنید که می خواهید با زانو پیشانی خود را لمس کنید. اجازه دهید که زانویتان به آرامی خم شود. حرکت را برای پای دیگر نیز باید تکرار کنید.

عضلات ساق پا
دست های خود را باز کنید و آنها را در مقابل دیوار، همسطح با صورت خود قرار دهید. یکی از پاها باید کمی نزدیکتر به دیوار باشد. پاشنه پای خود را از دیوار دور کنید و آرنج هایتان را خم کرده و صورت خود را به سمت دیواری که در جلویتان قرار دارد، بیاورید.



به خود کشش دهید
حرکات کششی جزء جدانشدنی تمرین های ورزشی هستند و از اسیب دیدگی جلوگیری می کنند. به انجام آن در قبل، بعد و در حین تمرینات خود ادامه دهید و به طور حتم هیچ گاه دچار گرفتگی و یا صدمات ورزشی در باشگاه نخواهید شد. و اصلا نگران حرف دیگران نباشید زیرا تمام حرفه ای ها در حین ورزش، حرکات کششی انجام میدهند .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:31  توسط یه مسافر  | 

بخوانيد وتعجب كنيد

 

1- طول قد هر انسان سالم برابر 8 وجب دست خود اوست .

2- طول رگ هاي بدن انسان 560 هزار كيلومتر است .

3-در برج ايفل 2500000پيچ به كار رفته است .

4-   خنده آسانتر از اخم كردن است؛براي خنديدن انسان از 17 عضله صورت وگردن استفاده مي كند در حالي كه براي اخم كردن از 40 عضله .

5-   گربه در گوشش 32 عضله دارد .

6-   خرس ها موجوداتي چپ دست هستند .

7-   مورچه به هنگام مسموم شدن هميشه روي پهلوي راست مي افتد .

8-   در فصل پاييز 700 تا 900 هزار برگ درخت بلوط مي ريزد .

9-   در سال 1980 بوتان تنها كشور جها ن بود تلفن نداشت .

10- در صورتي كه زني به كور رنگي مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر او كوررنگ مي شوند.

11- مغز انسان بيش از ساير اعضاي بدن كار مي كند وبيش از 20% از انرژي بدن را مصرف مي كند .

12- هر يك ليتر بنزين معادل 23/5 تن گياهان مدفون شده در قرن ها پيش است .

13- 90% يخ دنيا در سرزمين هاي قطبي است .

14- متوسط وزن مردان در كره ي زمين بيش از وزن زنان است .

15- نيازمردان به صحبت كردن درهر روزدوازده هزار واژه ونياز زنان23هزارواژه است .  

16- اگر تكثير باكتري تا 24ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري به وجود مي آيد.  

17- وسعت وعرض كهكشان راه شيري حدود 70 هزار سال نوري است .

18- سرعت گرد باد گاهي به 300تا 450 كيلومتر در ساعت مي رسد .

19- يك ميليون كره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد .

20- 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد .

21- فنلاند از 179 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است .

22- زنبور ها از بوي عرق بدشان مي آيد وبه كسي كه به نوعي بدنش بو دهد يا عطر و ادكلن زده باشد حمله مي كند .

23- از بين رنگ ها رنگ سفيد براي زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه اي ناراحت كننده است .

24- انسان با خوردن 20 نيش از زنبور عسل درآن واحد خواهد مرد .

25- بدن زنبور داران در برابر نيش زنبورها مقاوم مي شود و اغلب مي توانند بيش از 100 عدد نيش زنبور عسل را تحمل كنند و احساس ناراحتي هم نكنند .

26- از آنجا كه زنبور عسل بي نظمي را دوست ندارد ، اگر جلوي كندوي آن ها بايستند ومانع رفت و آمد آن ها شويد به شما حمله خواهند كرد .

27- نور خورشيد فقط تا عمق 400 متري آب دريا نفوذ مي كند .   

28- عميق ترين در ياچه جهان در ياچه بايكال در روسيه است كه 1940 متر عمق دارد .

29- حدود 78 هزار نوع برنج مختلف در دنيا وجود دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:23  توسط یه مسافر  | 

              شاگرد تنبل هاي موفق

 

*   آموزگاران توماس اديسون ، مخترع برق ، معتقد بودند

     او به قدري كودن است كه قادر به يادگيري نيست0

     به همين دليل در 12 سالگي از مدرسه اخراج شد0

*   انيشتن دانشمند بزرگ فيزيك تا 4 سالگي حرف نزد و

     در هنگام ورود به دانشگاه چند دانشگاه از پذيرفتن

     او خود داري كردند 0

*  پاستور،دانشمند بزرگ جهان قبل از تحصيلات

    دانشگاهي يك  دانش آموز متوسط به حساب مي آمد

    ودر درس شيمي بين 22نفر ،پانزدهمين نفر بود0

*   بتهوون موسيقي دان برجسته جهان،ويولن را

     به طرز نادرستي مي نواخت وبه جاي اصلاح

     تكنيك خود ترجيح مي داد كه به آهنگسازي بپردازد0

     استادش او را يك نوازنده ناشي مي ناميد0

*   اسحاق نيوتن در مدرسه ابتدايي شاگرد بسيار ضعيفي بود0

*   لئو تولستوي،نويسنده رمان مشهور « جنگ وصلح » در

     امتحانات دانشگاه مردود شد 0استادان ،او را ناتوان در

     يادگيري توصيف كرده بودند0

*  آبراهام لينكن رييس جمهور محبوب آمريكا،سواد

    خواندن ونوشتن را به تنهايي از روي كتابها ياد گرفت

    چون خانواده اش اورا به مدرسه نمي فرستادند0وي پس

    از بارها شكست بالاخره به كاخ سفيد رفت0

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:21  توسط یه مسافر  | 

برملا شدن رازشخصیت هنگام دست دادن !

 

می دانید که حرکات ، طرز برخورد ،سخن گفتن ،نگاه کردن ،راه رفتن ،نشستن، خوابیدن و... می توانند برملا کننده رازشخصیت شما باشند.برای ماخیلی پیش آمده است که ازنگاه کردن یا حرکات بدنی بعضی افراد، به راحتی پیامی راکه می خواستند، به ما منتقل کنند، متوجه شده ایم .این در حقیقت همان languge body  یا زبان بدن افراد است که از نظر علمی به اثبات رسیده است و صرفه نظرازجنس ،سن وملیت ،درهمه افراد به صورت غریزی وجود دارد .زبانی که هیچ نیازی به کلام ندارد وبه تنهایی می تواند گویای پیام خودباشد .

دست دادن یک عادت اجتماعی است که درتعاملات وروابط اجتماعی ،به صورت امری ضروری درآمده است .اما درهمین دست دادن رازهایی ازشخصیت نهفته است که یک روانشناس معروف به نام « یان اولت روم » قادر به کشف آن شده است .وی به دنبال تحقیقات طولانی ،به این نتیجه رسیده است ک انسان ها به هفده شکل باهم دست می دهند . که هرکدام بیانگر روحیه ، حالات وشخصیت کسی است که دست می دهد .که مادراینجا به تعدادی ازآنها اشاره می کنیم :

فردی که هنگام دست دادن ، دست شما را دردو دستش جای می دهد :

کسی که چنین کاری می کند ، حاضربه کمک رساندن به افرادی است که نیازمند کمک هستند . اودوست دارد با افراد ارتباط نزدیک برقرار کند. خیلی سریع باافرادی که به تازگی با آنان آشنا شده رابطه دوستی برقرار می کند واحتیاج به جلب محبت ،دوستی وغمخواری دیگران دارد.

 فردی که درموقع دست دادن ازشما فاصله می گیرد:

چنین شخصی به تنهایی بیشتر علاقه دارد وانزوا طلب است . دوست ندارد به کسی نزدیک شود ویا رابطه عاطفی برقرار کند. بیشتر ترجیح می دهد مراقب کارهای خود باشد وبه کاردیگران دخالتی نکند.

 فردی که هنگام دست دادن کمترازحد معمول ، دست شما رامی فشارد :

این شخص معمولا احساسات خود را پنهان می کند ودوست دارد تنها باشد معمولا عصبانیت خود را پنهان می کند قدرت نشان دادن نارضایتی خود را ندارد احتیاج به رابطه عاطفی با کسی ندارد ،اما اگرکسی ازاویاری بطلبد با کمال میل به کمک می شتابد .

فردی که هنگام دست دادن ، بیشتر ازحد معمول دست شما را می فشارد :

چنین شخصی دارای توانایی های رهبری است وبه راحتی رهبری جمعی را به عهده می گیرد. درمیان جمع، سعی درنشان دادن شخصیت وتوانایی خود دارد وتلاش می کند نظردیگران را به این مساله جلب کند.

فردی که به هنگام دست دادن شما را به طرف خود می کشد :

چنین شخصی دوست دارد به همه کمک کند .دوستان زیادی دراطراف خود دارد .خیلی به سرعت باب دوستی ر ابا دیگران باز می کند ،ودرمیان جمع همیشه مورد توجه است چنین شخصی البته به کمک دیگران هم احتیاج دارد.

 فردی که تنها با انگشتان خود دست می دهد :

چنین شخصی علاقه ای به دمخور شدن با کسی را ندارد .می خواهد همیشه درعالم خود تنها باشد. نه باکسی کاری دارد ونه می خواهد کسی با اوکاری داشته باشد.

فردی که هنگام دست دادن شما را به عقب هل می دهد :

چنین فردی تنهایی را ترجیح می دهد. دوست دارد  درتنهایی خویش باشد وکسی باوی کاری نداشته باشد. چنین شخصی به راحتی می تواند رهبری گروهی را به عهده بگیرد،اما تمام کارها را به شیوه موردعلاقه خودانجام می دهد.

فردی که به هنگام دست دادن ،دست شما رابیشتر ازحد معمول نگه می دارد :

چنین شخصی خیلی علاقه به دوست پیداکردن دارد .دوست دارد که دیگران به اوتوجه داشته باشند وبه اوکمک کنند.

 فردی که به هنگام دست دادن چند باردست شما را بالا وپایین می برد:

اوفردی است که به سرعت رابطه دوستانه با دیگران برقرار می کند سعی می کند درجمع  نقطه مرکزی باشد ،به همین دلیل با میل ، رهبری جمع را به عهده می گیرد .چنین شخصی ازخود انتظار زیاد داشته وسعی می کند زندگی خوب ومرفهی داشته باشد.

 فردی که فقط دست شما را لمس می کند و خیلی زود دست خود را پس می کشد :

این شخص خیلی محتاط است وکسی را زود به درون دل خود را نمی دهد. دوست دارد درعالم خود باشد واحتیاج خاصی به ایجاد رابطه با دیگران ندارد آثار احساس گناه و عذاب وجدان ، دراین شخص بسیار قوی است .

فردی که دست خود را خوب وکامل در دست شما قرار می دهد :

این شخص خیلی مهربان ،دلجو ویاری کننده است ودوست دارد که دیگران هم با او همین طوررفتار کنند. دوست ندارد به کسی محتاج باشد وازخود انتظارات زیادی دارد . این شخص درزندگی ،روش خویش را درپیش می گیرد.

 فردی که درهنگام دست دادن به اطراف نگاه می کند :

اودلش نمی خواهد خودش رابه کسی تحمیل کند یا به کسی وابسته شود. به همین دلیل تنهایی را ترجیح می دهد. این شخص احساس کمبود کرده ودرزندگی، با راه وروشی که خود دوست دارد، پیش می رود.

 فردی که خیلی نزدیک می ایستد ودست می دهد :

اودوست دارد که یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. این شخص علاقه مند به داشتن روابط شخصی واحساسی با دیگران است واین رابطه راخیلی زود دربین افراد وخودش ایجاد می کند.

فردی که به هنگام دست دادن به دست ها نگاه می کند.

این شخص می خواهد تنها باشد وازجمعیت خوشش نمی آید. اودوست ندارد به کسی نزدیک شود.معمولا احساسات خود را پنهان می کند وهمیشه احساس کمبود وعذاب وجدان دارد.

فردی که ازطرف بالا دست خود را به طرف  شما می آورد :

اواحساس رهبری دارد ولیاقت آن را نیز دارد؛ به همین دلیل اطرافیان ومحیط دراوخیلی تاثیر می گذارند وتحریکش می کنند که همیشه برای کارهایش ایده جدید پیدا کند.

فردی که هنگام دست دادن ،دست خود را ازطرف شما به سوی شما می آورد :

اوکسی است که علاقه به گفتن وبازگو کردن نظرات خود ندارد .اگربه اومسوولیت داده شود ، به نحوی انجام می دهد که ازاوتقاضا شده وبه صورت خود کارنمی تواند کاری را ازخود انجام دهد .

 فردی که به هنگام دست دادن به چشم های  شما نگاه می کند :

او دوست دارد به دیگران نزدیک شود؛  ولی وابسته نشود. از او زیاد انتظار دارند، اومی تواند یک رهبر باشد وزندگی خوبی درست کند.

شما چطور ! شما چگونه دست می دهید ؟ آیا تا به حال به این موضوعات دقت کرده بودید ؟ پس ازاین بادقت بیشتر به همه چیز نگاه کنید وسعی کنید شما این بار کشف کننده رازی ازشخصیت پیچیده انسان باشید .

 

                              http://www.m-narjes.org                 :منبع

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:17  توسط یه مسافر  | 

تجربه عقابها  در طوفان زندگي اشان

 

يك عقاب پيش از آن كه توفان همه چيز را خراب كند ، مي داند كه توفان در حال نزديكتر شدن است ؛  عقاب به ارتفاع بلندي پرواز مي كند و منتظر باد مي شود . وقتي توفان آغاز شد ،عقاب بالها يش را طوري تنظيم مي  كند كه باد او را بالا ببرد ، بالاتر از طوفان . در حالي كه طوفان شدت مي يابد ، عقاب خودش را به اوج مي رساند، ولي از آن نمي گريزد . از باد ، به سادگي براي بالا رفتن استفاده مي كند و اوج مي گيرد . وقتي طوفان زندگي به سراغمان مي آيد ما هم ميتوانيم با معطوف كردن ذهن وباورمان به سوي خداوند ، اوج بگيريم .لزو مي ندارد كه طوفان بر ما چيره شود . ما مي توانيم اجازه دهيم نيروي خداوند ما را به بالا برساند .  خداوند ما را قادر مي سازد كه بادهاي توفاني را كه بيماري ، مصيبت شكست ونا اميدي را به زندگي مان  مي اورند ، كنترل كنيم . ما مي توانيم بر فراز توفان اوج بگيريم . به ياد داشته باشيد، اين مسووليت سنگين زندگي نيست كه ما را پايين مي كشد بلكه نحوه مواجه شدن ما با ان هاست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:7  توسط یه مسافر  | 

 

مورچه ها در سراسر دنیا دیده می شوند و تعدادشان بسیار زیاد است وليكن  زندگی مورچه ها سرشار از  فلسفه است و بیایید با هم چند نمونه از آن را مرور کنیم و بیندیشیم و ..............

مورچه ها:

1.بسیار پرتلاش اند.

2. راههای گوناگونی را جستجو می کنند.

3. از مانع عبور می کنند؛ هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.

4.اگر عبور از مانع ممکن نباشد، مانع را دور  می زنند.

5. تا به هدفشان نرسند، دست از راه رفتن بر نمی دارند ؛ حتي در سر بالائي هاي مسير  مي افتند ولي دوباره ادامه ميدهند و بيشتر سعي و تلاش ميكنند .

6. بااحتیاط اند.

7. اتحاد دارند؛ هیچ کدام تنها با دشمنان نمی جنگند.

8.زندگی دستجمعی دارند و هیچ مورچه ای تنها زندگی نمی کند.

9. با هم  و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیز زندگی می کنند.

10. روح صرفه جویی دارند؛ آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی را نمی خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.

11. عاشق آفتاب اند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می شود، آنان بیدرنگ از لانه گرم خود بیرون می آیند.

12- در اثر ممارست آنقدر ورزيده شده اند كه گويند قويترين موجود روي زمين است زيرا كه چندين برابر وزن خود را ميتوانند از روي زمين بلند كند .

   بله، مورچه های کوچک به انسان فلسفه زندگی می آموزند! مورچه ها با عمل خود به ما نشان می دهند که هرگز ناامید نشویم؛ محتاط باشیم؛ با آرزو مأنوس شویم؛ تمام توانمان را برای موفقیت به کار گیریم؛ قدر نعمتهای خدا را بدانیم؛ صرفه جو باشیم؛ از کنار هم بودن لذت ببریم؛ با هم آینده را بسازیم؛ از تنهایی گریزان باشیم؛ منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم و حال نظر شما چيست ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:59  توسط یه مسافر  | 

 

گزیده ای از پند و اندرزهای  لقمان حکیم به فرزندش :

·       فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن

برایشان دشوار است ؛ نداشته باش  که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر          می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و

در نتیجه تنها و بی مونس می مانی  و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی .

·       از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .

·       در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد .

·       به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .

·       اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند  آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن  همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه  و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .

·       هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود

             کرده ای زیرا دشمن  را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .

·       به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد  و برای رضای خدا .

·       اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین  از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .

·       اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .

·       هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است .

·       هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند .

·       فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .

 

در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).

تالیف : علامه مجلسی                                      بازنویسی : حسین صالح

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:57  توسط یه مسافر  | 

ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:51  توسط یه مسافر  | 


The Secret

چند شب پیش شاهد پخش مجدد فیلم مستند راز (The Secret)محصول سال 2006 استرالیا  از سینما و ماورا (شبکه چهارم سیما) بودیم. در این فیلم از رازی صحبت میشود که با عمل به آن میتوان دست به انجام کارهایی زد که شاید از نظر دیگران غیر ممکن به نظر برسد.

خودتان را با آن چیزی که آرزو دارید تصور کنید. (تمام مذاهب ، فیلسوفان ، حکما و... نیز همین را گفته اند.) این راز میگوید چیزی وجود ندارد که شما نتوانید باشید یا انجام بدهید یا داشته باشید. هر چه بیشتر از این راز استفاده کنید بیشتر آن را درک میکنید.

در این فیلم دکتر جان دمارتینی(فیلسوف)، دکتر فرد آن ولف (فیزیکدان کوانتوم) ، باب دویل (نویسنده) ، بیل هریس ( روانشناس) ، دکتر جان هگلین (فیزیکدان کوانتوم) ، جیمز آرتور ری (فیلسوف) ، نیل دونالد والش (نویسنده) و ... از این راز صحبت می کنند.

و اما آنچه در مورد این راز گفته میشود:

همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.

این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.

هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.

مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.

هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.

به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.

چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.

آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.

اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.

بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.

وقتی چیزی را تجسم میکنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور میکنید ، دیگر احساس نمیکنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس میکنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث مشود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.

اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود.

شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید.

کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند.

منابع بیشتری از آنچه که ما بخواهیم وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که تصور کنیم خوبی ، عشق ، لذت و... هست که به همه برسد. اگر میگوییم دچار کمبودیم به خاطر آن است که بینش خود را گسترش نمیدهیم.

اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت میکنید.

آیا نتایجی را که به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟

هنری فورد: چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید در هر صورت حق با شماست.

ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم.

هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید.

دوک النیگتون: اگر چیزی دلم را نلرزاند هدفم نیست.

تصمیم بگیرید که چه میخواهید بعد روی آن تمرکز کنید. این فرآیند خلقت است. از لحظه ای که شروع میکنید به درست فکر کردن چیزی وجود دارد که شما را هدایت میکند و جهت را نشان میدهد.

بخواهید بهترین باشید. با لذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمیتواند حق ویژه زندگی شاد شما را انکار کند و هیچ چیز در آینده نمیتواند به غیر از لذت و شادی را برایتان به ارمغان بیاورد.

یاد بگیرید فقط عالیترینها و بهترین ها را در تجارب و امور روزمره پیدا کنید. آنها را بارور کنید ، در موردشان فکر کنید بعد منتظر ادامه و وقوع آنها باشید.

چیزی نیست که شما بخواهید انجام بدهید بجز همان چیزی که خودتان میخواهید انجام بدهید.

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:38  توسط یه مسافر  | 

ورزشهای مخصوص مغز و فواید آنها

تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.

خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او اعتقاد دارد، شواهد زیادی نشان می دهد که فعالیت های تقریحی تحریک کننده ذهن خطر بیماری های مربوط به زوال عقل را کاهش داده و با بالا رفتن سن، به حفظ توانایی شناختی کمک می کند.

در ژورنال پزشکی نیو انگلند، محققان به بررسی فعایت های تفریحی افراد سالخورده طی بیست سال، پرداختند تا ببینند این افراد به زوال عقل مبتلا می شوند یا خیر. این تحقیق همچنین نتیجه درگیر کردن و چالش ایجاد کردن برای مغز را با انجام فعالیت هایی مثل حل کردن جدول، بازی شطرنج یا ورق، مطالعه، نوشتن تفریحی، و نواختن آلات موسیقی، نیز بررسی کرد. علاوه بر این، محققان تاثیر فعالیت های فیزیکی روی مغز، مثل تنیس یا گلف، شنا، رقص و کار خانه را نیز مرور کردند.

با این تحقیقات، محققان متوجه شدند که افرادیکه بیشتر به فعالیت هایی مثل مطالعه، بازی شطرنج، نواختن آلات موسیقی و رقص مبادرت می کردند، کمتر به بیماری های زوال عقل مبتلا می شدند.

این تحقیق نشان داد که یک فعایت در هفته، تا %7 احتمال بروز زوال عقل را کاهش می دهد. این کاهش خطر ابتلا به بیماری های زوال عقل، برای آنها که در فعایت های بیشتری در هفته شرکت می کردند، تا %63 افزایش یافت.

جامعه پزشکی اطمینان کافی ندارد که چرا فعالیت ذهنی، برای مغز فایده دارد اما یک اشاره بر این که چالش های ذهنی، سلول های مغزی را سالم نگه داشته و آنها کمتر در معرض بیماری و تخریب قرار می گیرند.

دکتر سنای می گوید، یک تئوری دیگر این است که فعالیت های تحریک کننده ذهن به ارتقاء اندوخته شناخت کمک می کند، بنابراین برای جایگزین کردن سلول های از بین رفته، سلول های مغزی بیشتری وجود دارد.

این تحقیق عنوان نمی کند که چه فعالیت هایی برای مغز بهتر از فعالیت های دیگر است. دکتر سنای می گوید، یک تحقیق فرانسوی نشان داده است که بافندگی، باغبانی، مسافرت، و انجام کارهای معمولی نیز احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل را پایین می آورد. و بااینکه فعالیت های فیزیکی تاثیر چندانی در این تحقیق نشان ندادند، اما شواهدی وجود دارد که فواید آن را روی مغز به طرق مختلف ثابت می کند.

افراد سالمند با بالا رفتن سن بیشتر در معرض این گونه بیماری ها قرار می گیرند اما برخی عقیده دارند که این چالش ها باید در سنین پایینتر برای مغز فراهم شود. دکتر سنای می گوید، چالش های مغزی به هیچکس صدمه نمی زند، اما یادتان باشد، قبل از اینکه روی سن رقص بروید، حتماً با پزشکتان مشورت کنید.

چطور مغزتان را فعالیت دهید: جدول حل کنید

جدول از زمان های قدیم راه بسیار خوبی برای گذر وقت بوده است. این سرگرمی برای اولین بار در سال 1913 در انگستان به وجود آمد؛ روزنامه نگار، سر آرتور واینه از لیورپول، بود که اولین جدول را در روزنامه به چاپ رساند. طی سالها، این جدول ها شکل و شمایل های مختلفی به خود گرفته اند، اما ایده اصلی هنوز مانند سابق است. هم اکنون، تحقیقات ثابت می کند که حل کردن جدول، مغز را سالم نگه می دارد و از بروز بیماری هایی مثل آزایمر و از این قبیل، جلوگیری می کند.

وسائل لازم:

· مداد یا خودکار

· یک عدد جدول

· زمان

· صبر

قدم اول: یک تجربه شخصی

من سالهای سال یکی از طرفداران پر و پا قرص جدول و سایر بازی های لغتی بودم. تعداد کتاب ها و مجلات جدولی که حل کرده ام غیر قابل شمارش است. زندگی من طوری شده است که همه دوستانم برای تولدم و مناسبت های دیگر به من کتاب جدول هدیه می دهند. من واقعاً از بازی با کلمات لذت می برم. و جدول یکی از بهترین بازی با کلمات هایی است که نسبت به سایر باز یها هم ساده است و هم فکر را خیلی خوب درگیر می کند.

قدم دوم: چالش

جدول ها در سطح های مختلف وجود دارند: از خیلی مبتدی تا پیشرفته. من معمولاً جدولهایی که خیی سخت و پیچیده باشند را دوست ندارم چون فقط سردرد نصیبم می کنند. ترجیح می دهم در صورت امکان مغزم را در استراحت کامل نگه دارم و از سرگرمی خود لذت ببرم. معمولاً جدول هایی را انتخاب می کنم که قدرت حل کردن آنها را داشته باشم.

قدم سوم: فواید

یکی از بهترین فوایدی که حل کردن جدول برایتان فراهم می کند، تجربه یادگیری و ورزش فکری است که از آن بهره می برید.

جدول کلمات، لغات و مفاهیم جدید از کلمات را در اختیارتان میگذارد و درک جدیدی از لغات به شما می بخشد.

جدول کلمات روابط ظریف بین کلمات، مثل وجه اشتراک کلمات، را به شما نشان میدهد.

جدول کلمات درمورد استفاده کلمات به شما آموزش می دهد؛ اینکه کدام حروف بیشتر از بقیه استفاده می شوند و کدام حروف کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.

جدول کلمات مهارت سازماندهی کردن را یادتان می دهد.

جدول کلمات شما را صبور می کند. گاهی اوقات لازم می شود که نفس عمیقی بکشید، چشمانتان را ببندید، و تمرکزتان را دوباره راه اندازی کنید.

جدول کلمات به شما نشان می دهد که گاهی اوقات لازم است از دنیای واقعی اطراف فاصله بگیرید.

جدول کلمات مغز را به فعالیت وا می دارد و سلامت آنرا تضمین می کند.

قدم چهارم: نتیجه گیری

باید بگویم که بازی با کلمات به طور کل یکی از سرگرمی های مورد علاقه من است و تا آنجا که به خاطر دارم همیشه جدول برای من بهترین آنها بوده است.

قدم پنجم: پس کلمه

شاید بهتر بود همه آن کتاب های جدول و سرگرمی که همه را واو به واو حل کرده بودم را نگه می داشتم. کسی چه می داند؟ شاید یک کلکسیونر آنها را از من می خرید.

نکات و هشدارها

· مغزتان را زیاد در مشکل نیندازید. جدول هایی را انتخاب کنید که از پس آن برآیید.

· سعی کنید به جای مداد از خودکار استفاده کنید تا دیگر نتوانیداشتباهاتتان را پاک کنید. همیشه وقتی دفعه اول کاری را درست انجام بدهید لذت بیشتری می برید.

· حل جدول می تواند در شما ایجاد عادت کند.

· حل جدول می تواند دایره لغات شما را بالا ببرد.

· حل جدو اطاعات عمومی شما را تقویت می کند.

حل جدول مهارت های ارتباطی شما را ارتقاء می دهد.سایت مردمان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:18  توسط یه مسافر  | 

دروغهای پسران به دختران (طنز)

دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها(طنز)

دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم

معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم

معنی: من فقط دنبال سکس هستم

دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:

دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم

معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت    نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

اگر به شما هم دروغی گفته شده است، می توانید آنرا در بخش نظرات ذکر کنید.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:24  توسط یه مسافر  | 


راز شادي در اين است كه وقتي كاري براي تو مي كنند، آن را لطفي از جانب ايشان بداني و در صدد جبران برآيي

راز شادي در لبخندي است كه بتواند غمگيني را تسلي دهد

راز شادي در اين است كه ديگران را همانگونه كه هستند بپذيري، نه اينكه بخواهي آنها را در قالب دلخواه خودت فرو كني

راز شادي در اين است كه شادي ديگران را شادي خود بداني

راز شادي در درك آن است كه دوستي ارزشمند تر از مسايل پيش پا افتاده و ارزشمند تر از سد راه شدن است

راز شادي در اين است كه هر اتفاقي را با خونسردي و آرامش خاطر بپذيري

راز شادي در اين است كه معناي عشق را در بخشيدن آن بيابي، نه در گرفتن آن از ديگران

راز شادي در قلبي پاك و خالي از كينه و خودپرستي است

راز شادي در اين است كه متوقع نباشي ديگران شادت كنند، بلكه خود در همه حال شاد باشي

راز شادي در داشتن ذهني آرام در طوفان هاي زندگي است

راز شادي در زيستن درلحظه حاضر است، نه زيستن براي اين لحظه

راز شادي در رها كردن تعلقات شخصي است. اين را بدان كه در واقع هيچ چيز و هيچ كس به ما تعلق ندارد، بلكه صاحب اصلي همه چيز و همه كس خداست

راز شادي در اين است كه حرمت همه چيز و همه كس را نگه داري

راز شادي در اين است كه با خود صادق باشي و اين صداقت را نسبت به همه همنوعانت تعميم دهي

راز شادي در قلبي فروتن و خالي از غرور است؛ اين را بدان كه ارزش هيچ كاري جاودانه نيست

راز شادي در احساس حضور خداست در همه جا و هم چيز

راز شادي در اين است كه در مسايلي كه براي ديگران رقابت آميز و مهم است، حتي اگر براي تو اهميت نداشته باشد، علاقه نشان دهي و پيروزي آنها را تبريك بگويي

راز شادي در درك آن است كه دوست داشتن ديگران، والاترين وظيفه هر انسان است

راز شادي در اين است كه نه فقط با لبها، بلكه با دل و چشمانت هم بخندي

راز شادي در اين است كه به جاي توقع كمك از ديگران، تو به آنها كمك كني

راز شادي در اين است كه از وجود سختي هاي زندگي شاكر باشي، زيرا آنها به تو ادراك و تعقل مي بخشند

راز شادي در دوست داشتن است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:23  توسط یه مسافر  | 

بخشش و بهداشت رواني
اين يک حقيقت آشکار است که ما در دنيايي از تخطي ، تنفر و دشمني که ما را از هر طرف احاطه کرده است زندگي مي کنيم . ملتي که در جنگ با ملت ديگر است ، جنايتي که در خيابانها اتفاق مي افتد ، تخطي و ستمکاري در خانواده ها . هيچکس نيست که از اين فضاي ترس و اضطراب بوجود آمده با اين شرايط بدور باشد . بخشش ممکن است براي آنهايي که مورد ستمکاري و جنايت و تخطي قرار گرفته اند مفيد باشد و نقشي با ارزش در صلح و آشتي و هماهنگي بين مردم داشته باشد . ( ان رايت ونورث ۱۹۹۸ )
در نتيجه بخشش ، دردها و ‌آزار ظلم کاهش مي يابد و به اين دردها اجازه داده نمي شود که بطور مداوم به شخص آسيب برساند. بخشش، قصد از تغيير قلبي است که آثار موفقيت آن، تلاش فعالي است براي جايگزيني تفکرات بد با خوب ، تلخي و عصبانيت با مهرباني ، بخشش چيرگي بر احساسات منفي مانند عصبانت ، تنفر ، ميل تلافي است و جايگزين کردن آنها با احساسات مثبت مانند دلسوزي ، خيرخواهي و حتي عشق است .
ان رايت و همکارانش معتقدند که قربانيها براي بخشيدن شخص آزار دهنده چهار مرحله را طي مي کنند تا آنها را ببخشند .
مرحله اول ( کشف ) Uncovering phase
قرباني از درد عاطفي که در نتيجه رنجش ايجاد مي شود آگاه شده و در خود نياز به تلافي و غيرعادلانه بودن رنجش را احساس مي کند .
۱ - آزمايش دفاعهاي رواني : اين مرحله در ارتباط با انکار مي باشد . يعني بيشتر مردم نمي توانند بپذيرند که عميقاً مورد تجاورز قرار گرفته اند .
۲ - مواجه شدن باعصبانيت : مرحله اي که عصبانيت ايجاد نمي شود بلکه آزاد مي شود و موقع مقابله يک مقدار کمي کاهش مي يابد . شخص بي عدالتي نسبت به خود را مي پذيرد و واکنش احساس منفي به مانند عصانيت ، حتي تنفر نسبت به خيانتکار متجاورز ، ... را نمايان مي سازد .
۳ - قبول شرمندگي در زمان مناسب آن : وقتي که بخشنده دقيقاً بي عدالتي را مي بيند و مي پذيرد . اين يک علامتي از عزت نفس است . گاهي احساس شرمندگي ، گناه يا تحقير عمومي مي کند .
۴ - آگاهي از سرمايه گذاري رواني : وقتي شخص مورد ظلم قرار گرفته سعي مي کند راه حلي براي درد خود پيدا کند . او هيجانات زيادي را به شرايط اضافه مي کند که مي تواند تخليه منفي انرژي باشد .
۵ - آگاهي از مرور ذهني در مورد ظلمي که به او شده است : شخص از اينکه آن واقعه را بطور متداول مرور ميکند ، آگاه است .
۶ - وقتي فرد خودش را با متخلف مقايسه مي کند بينش و آگاهي براي او ايجاد مي شود : شخص ممکن است حالت تأسف را با شرايط راحتي متجاوز مقايسه کند .
۷ - فرد از اين آگاه مي شود که ممکن است بر خلاف خواست خودش بطور دائم تغييراتي در او پيدا شود : يعني ظلم ممکن است تغييرات منفي و دائمي در شخص ايجاد کند .
۸ - بينشي که احتمال مي دهد ديدگاه « عادلانه بودن دنيا را » تغيير بدهد :
اين درک ممکن است شخص را به نتيجه اي برساند که زندگي بيش از اندازه غيرمنصفانه است .
مرحله دوم ( مرحله تصميم گيري)
قرباني به منظور ترک تفکر تلافي جويانه تصميم به بخشش متخلف مي گيرد .
۹ - تغيير در عقيده و تبديل به بينش جديد ؛ زيرا راهبردهاي قديمي ديگر در حل مسائل مؤثر نيستند : درک اينکه اشتغالهاي قبلي که با تجاوز و متجاوز يا ظالم و مظلوم داشته بر خلاف سلامتي است .
۱۰ - ميل به انتخاب بخشش : شخص ايده بخشش را قبول مي کند .
۱۱ - تعهد به بخشش فرد آسيب رساننده : نهايتاً متعهد به بخشش شخصي مي شود که باعث چنين دردي شده .
مرحله سوم ( مرحله عملي ) Work phase
قرباني درگير مراحل بخشش ظالم ، ‌جنايتکار و متجاوز مي شود .
اين مرحله نياز دارد که قرباني داستان خيانتکار را بطور شناختي طرح کند . به منظور اينکه به طور احساسي متجاوز را شناسايي کند و بطور اخلاقي متعهد شود که درد خود را از آزاري که در نتيجه رنجش متخلف احساس کرده به او بازگرداند .
۱۲- چهارچوب بندي مجدد : در تصميم به بخشش ، شخص آسيب ديده ، ايده تلافي جويانه را کنار مي گذارد . اگر چه هنوز کاملاً تصميم به بخشش نگرفته است . شخص درگير رفرمينک Reframing است . يعني سعي در فهم داستان شخص متخلف را دارد .
۱۳ - همدلي نسبت به ظالم يا متخلف : اغلب اين بينش بالا با مشخصه هاي عاطفي ظالم همراه مي شود .
۱۴ - آگاهي از مهرباني که آن همراه با ظلم مي شود : ميل به شريک شدن در رنجي که آزارگر يا ظالم مي کشد . همدلي و مهرباني ممکن است به عنوان هديه براي متخلف يا ظالم به نظر بيايد .
۱۵ - قبول و تحمل درد :
عامل اصلي در بخشش ، قبول و تحمل درد است و مربوط به اين مي شود که شخص نمي خواهد درد از آسيب را به آزار دهنده و ديگران منتقل کند . در اين مرحله مانند واحد قبل شکل کيفيت هديه مانند بخشش نمايان مي شود که بفهمد يک عمل اخلاقي را انجام مي دهد .
مرحله چهارم ( مرحله نتيجه ) Deepening phase
۱۶ - يافتن معني براي خود و ديگران در رنج و مراحل بخشش :
فردبه منافع شخصي خود متوجه مي شود . يعني شخص آسيب ديده معني عميقي از ظلم و مراحل بخشش را در مي يابد .
۱۷- درک اينکه نياز به ديگران دارد ( بخشش در گذشته از طرف ديگران براي خودش ) :
شخص درک مي کند که خودش کامل نيست . خودش را به ياد مي آورد که لازم بوده از طرف ديگران مورد بخشش قرار بگيرد . شايد بخشنده از مهرباني فردي که قبلاً او را بخشيده قدرداني کند که حالا مي تواند براحتي براي ديگران نيز تعميم داده شود .
۱۸ - درک اينکه شخص تنها نيست : شخص به اين آگاهي مي رسد هر چند که خودش آزار ديده و اذيت مي کشد ولي فرد آزار رساننده نيز بخاطر رفتاري که انجام داده ناراحت است .
۱۹ - درک اينکه شخص هدف جديدي در زندگي در نتيجه اين ظلم داشته باشد :
يک احساس جديد از هدف يا جهت گيري در زندگي ايجاد بشود .
۲۰ - آگاهي از عواطف منفي و شايد افزايش عواطف مثبت : اگر آگاهي از درون و رهايي از اين عواطف نسبت به متخلف آشکار شود سرانجام اين فرايندها او را به بهبود سلامتي رواني هدايت مي کند و اينجاست که معماي بخشش آشکار مي شود . وقتي ما هديه مهرباني و دلسوزي را به ديگران مي دهيم خودمان التيام پيدا مي کنيم .
فريد من در تز دکتراي خود چنين نوشته که بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيري داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند .
دسموند عقيده دارد که بدون بخشش در ما تنفر ايجاد مي شود . تنفري که تبديل به خصومت و عصبانيت مي شود و تنفر سلامتي را بتدريج از بين مي برد . بخشش يک نياز حياتي و مطلق براي ادامه حيات بشريت است .
بسياري از تحقيقات نشان مي دهد که بخشش بطور مستقيم بر هيجان عصبانيت بوسيله کاهش شدت آن در قلب و فکر اثرمي گذارد و همچنين هر وقت بخشش نسبت به يک نارضايتي يا تجربه آسيب زاي زندگي کسي بطور موفقيت آميز بکار برده شود ، مقداري از عصبانيت آن رنجش را از بين مي برد . هر چه شدت رنجش هيجاني بيشتر باشد وقت بيشتري نياز دارد تا عصبانيت موجب شده را حل يا کنترل کند .
همچنين ان رايت معتقد است که مهمترين فوايد رواني حاصل از نتيجه بخشش ، کاهش عصبانيت و تنفر ، افزايش احساس عشق و پيشرفت در کنترل عصبانيت و ظرفيت پذيري براي اعتماد ، آزاد شدن از کنترل افراد و حوادث گذشته ، بهبود الگوي خواب ،‌اعتماد به نفس زياد در روابط ، پيشرفت در کارايي و حل پيامدهاي جسماني و بيماريهايي که بوسيله تنفر بوجود مي آيد ، است .
محدوديت بخشش :
 
فيتزگيبانز معتقد است که با توجه به تجربه کلينيکي من ، بخشش نمي تواند يک راه حل واحد براي همه دردهاي احساسي که از وقايع آسيب زاي زندگي منتج شده باشد . بلکه مي تواند کمک کند تا مقداري از درجه غم حاصل از آسيبهاي احساس را کاهش بدهد ولي بنظر نمي آيد که نااميدي و يأس و درد عميقي که از خيانت بوسيله تعدادي از مردم تجربه شده را التيام ببخشد .
 
همچنين بخشش نمي تواند بطور مستقيم عصبانيت يک شخص را که حاصل از ضعف شخصيت او است مانند نادسيسم ، بزرگ منشي ، بي قراري ، فقدان ارزشهاي اخلاقي ، اداره کند . هر چند که آن يک وسيله درماني قدرتمند است ولي به تنهايي نمي تواند راه حل کاملي براي تنفر شديد ، خصومت شديد و کينه شديد باشد .
متأسفانه بخشش هميشه نمي تواند نتيجه اي حتي به شکل حالت خنثي نسبت به متجاوز را ايجاد کند ، مخصوصاً وقتي که متجاوز ميل به تغيير رفتار خودش را نشان نمي دهد . مثل اين که در روابط زناشوئي وقتي که يک کسي عصبانيتهاي حل نشده با والدين خود را متوجه همسر خود مي کند و يا اشتياقي براي تغيير رفتار خودشيفتگي خود ندارد ، همين کافي است که قرباني ، ديگر تحمل رنجش را نمي کند و ديگر نمي تواند پذيراي آسيب باشد .
بخشش ( عفو ) از نظر اسلام :
شيريني که در عفو وجود دارد در انتقام وجود ندارد .
کيفر بدي ، مجازاتي همانند آن است و هر کس عفو و اصلاح کند اجر و پاداش او با خداست ، که خداوند ظالمان را دوست نمي دارد . ( شوري /۴۰ )
رسول اکرم (ص) : بر شما باد گذشت ، زيرا گذشت نيفزايد براي بنده جز عزت . از هم بگذريد ، تا خدا به شما عزت دهد .
اميرالمؤمنين مي فرمايد : گذشت و عفو تاج کارهاي نيک و جوانمردانه است .
اميرالمؤمنين مي فرمايد : بهترين عفو آن است که در حال توانائي باشد .
امام صادق (ع) فرمود : سه مکارم از دنيا و آخرتند . در گذري از کسي که به تو ستم کرده و پيوند کني با کسي که از تو بريده و بردباري کني هنگامي که با تو ناداني کنند .
امام باقر (ع) فرمود : پشيماني برگذشت بهتر و آسانتر است از پشيماني بر کيفر .
افراد با ايمان و پرهيزکار در برابر انواع آزارها و تجاوزها تحت تأثير قرار نمي گيرند و خويشتن را نمي بازند ، بلکه آنها را با عفو و احسان مبادله مي نمايند واز مرحله انتقام جويي به پايگاه رفيع فرو نشاندن خشم و صبر و خويشتن داري در برابر تجاوز تعالي يافته و سپس به مقام عفو در مقابل بدي ديگران نائل مي شوند .
سرانجام قلبشان به صورت چراغي تابان و نوري عاري از ظلمت و تاريکي و آرامشي رهيده از اضطراب و پريشاني در مي آيد .
عفو بجا و عفو نابجا :‌
اگر کسي به افراد بد کند او طبق دستوراولياي اسلام او را مي بخشد ولي اين دستور در جايي قابل اجرا است که بد کننده لايق عفو و اغماض باشد . اما اگر چشم پوشي از بدي او موجب گستاخي و تجريش مي شود و زيانهاي تازه اي به بار مي آورد . بايد مورد تعقيبش قرار داد و اين مطلب در رساله حقوق امام سجاد (‌ع ) تصريح شده است .
 
حق کسي که به شما بد کرده اين است که او را ببخشي و عفو نمايي . اما اگر دانستي که عفو او زيانبار است با استنصار از قانون و قاضي و مردم ، مجازاتش مي نمايي . عفو در مواردي که موجب تشويق و جري شدن ستمگر و نابخرد است پسنديده نيست .
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:20  توسط یه مسافر  | 

ازدواج در ضرب ‌المثل ‌های جهان .ezdevaj

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر?پول? زن می گيرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳- لياقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چينی)
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع ?شوهر? باشد. (ضرب المثل يونانی)
٥- زن عاقل با داماد ?بی پول? خوب می سازد. (ضرب المثل انگليسی)
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسی)
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی)
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت. (ضرب المثل لهستانی)
٩- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. (ضرب المثل ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. (ضرب المثل ايتاليايی)
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجانی)
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی. (ضرب المثل چينی)
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چينی)
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی)
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. (ضرب المثل اسپانيايی)
١٩- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است. (سقراط)
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. (بورنز)
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. (رولاند)
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. (ناپلئون)
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم. (خانم پرل باك)
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر ?مرد? بود، بهترين دوست شما می شد. (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد. (سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه، مرد بايد ?كر? باشد و زن ?لال?. (سروانتس)
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ?شجاعت?می خواهد. (كريستين)
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. (اسمايلز)
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. (فرانكلين)
٣٢- خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك)
٣٣- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ?زنده? می شوند و اگر ?بد? شد هر دو می ميرند. (سعيد نفيسی)
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
٣٦- شوهر ?مغز? خانه است و زن ?قلب? آن. (سيريوس)
٣٧- عشق، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم. (لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بيكر)
٤٠- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش. (سينكالويس)
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد. (پاستور)
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. (سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (يكی از دانشمندان لهستانی)
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. (كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم. (آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد. (ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست، تحمل كند. (كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. (شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ايرلندی)
٥١ ? هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ ? با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضرب المثل آلمانی)
٥٣ ? تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
٥٤ ? دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٥ ? ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكريت)
٥٦ ? زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند. (ضرب المثل آلمانی)
٥٧ ? ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواين)
٥٨ ? ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی. (ولتر)
٥٩ ? تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:17  توسط یه مسافر  | 

7 نقطه از بدن آقایون که خانمها به آن توجه میکنند

 تصور کنید: برنامه ملاقات شما به خوبی پیش رفته است، و او شما را برای صرف آخرین نوشیدنی به منزلش دعوت کرده. شما وارد می شوید، کفش هایتان را از پا در می اورید و انگاه عطر جوراب هایتان در تمام فضای اتاق پخش می شود. امیدوارید که او متوجه نشود؟

آرزوی خوبی است، اما باید بدانید زمانی که نوبت به موارد بهداشتی و نگهداری از بدن می رسد، خانم ها متوجه همه چیز می شوند. و از آنجایی که بیشترین میزان توجه آنها در انتخاب همسر مناسب به مواردی نظیر بو، و بهداشت بر می گردد، جوراب های کثیف و یا ناخن های نا مرتب می توانند به راحتی رابطه شما دو نفر را بر هم زنند.

در این قسمی لیستی از اعضایی که آقایون معمولا به این دلیل که تصور می کنند خانم ها به آن قسمت ها اهمیت نمی دهند، آنها را تمیز نکرده و مراقبت های لازم را در موردشان انجام نمی دهند، را برایتان آورده ایم. امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند.

1- ابرو

او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد.

در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.

2- ناخن

دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند.

در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.

3- پوست

هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟

در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.

4- پا

ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید.

در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.

5- موی بینی/ گوش

من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟

در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.

6- دندان

لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند.

در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.

7- کمر

کمر شما شهوت انگیزترین نقطه بدنتان است، البته نه زمانی که پر است از جوش و موهای زائد.

در این مورد چه کنید: اگر مشکل شما جوش های غرور است، از کرم و یا لوسیون های پاک کننده استفاده کنید. در مورد موها هم اگر مقدار آنها کم باشد اصلا مسئله ای نیست، تا به حال کمی مو هیچ کس را اذیت نکرده اما اگر مقدار آن بیش از حد نرمال است باید به سالن زیبایی بروید و آنها را اپیلاسیون کنید .
سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:16  توسط یه مسافر  | 

روشهای ارتقاء لذت یادگیری

 

"به همان اندازه یاد می گیرید که از یاد گرفتن خود لذت برده باشید."

--باب پایک، از کتاب تکنیک های آموزش خلاق

منظور باب پایک از گفته بالا، لذت یادگیری بوده است که از مشارکت و درگیر شدن با مطلب به دست می آید. او همچنین به ما یادآور می شود که افراد بزرگسال، بچه هایی هستند که فقط جثه بزرگی دارند. خیلی از ما دوست داریم بازی کنیم، کشف کنیم، رنگ آمیزی کنیم و بازی و سرگرمی را با یادگیری ترکیب کنیم.

 علاوه بر این، استرس و اضطراب بالا موانع موجود بر سر راه یادگیری هستند. بنابراین وقتی معلم بتواند از بازی، شوخی و تفریح برای کاهش این استرس و اضطراب استفاده کند، آنوقت دانشجو با خیال راحت و آسوده و با فراغ بال به یادگیری می پردازد.

معلمین می توانند همچنین از طنز و شوخ طبعی برای کاهش مقاومت شاگردان استفاده کنند. برای مثال، خیی از معلم ها را دیده ام که به جای واژه داوطلب از واژه قربانی استفاده کرده اند و طنز موجود در این گفته باعث شده افراد بیشتری داوطلب شوند و درنتیجه شاگردان از یادگیری لذت ببرند.

خنده و شوخی تا حد زیادی بستگی به ارتباط شما با دانش آموزان دارد. گاهی اوقات رابطه شما بعنوان معلم با شاگردانتان بر مشارکت آنها در کلاس و یادگیریشان تاثیر دارد. اگر شما را دوست داشته باشند، احتمال اینکه از شما چیزی بیاموزند و در کلاس مشارکت داشته باشند خیلی بیشتر است. درعوض، شوخی و طنز می تواند کوتاهترین فاصله بین دو فرد باشد.

وقتی گروهی روی یک مشکل کار می کنند، گاهی اوقات بهترین کار این است که وقفه ای در کارشان ایجاد کنند، روی یک معما کار کنند، کمی قدم بزنند، یا هر نوع تفریح دیگری را انجام دهند که به آن علاقه مندند. این روش ذهن را آزادتر می کند و باعث می شود بهتر بتوانند روی مشکلشان کار کنند.

در زیر نکات و توصیه هایی برایتان آورده ایم که به شما کمک می کند تفریح و سرگرمی را هم وارد روند آموزش خود کنید و نتیجه بهتری به دست آورید:

1) آنها را هم وارد کار کنید. می دانیم که اگر دانشجوها در کلاس درس منفعل باشند، مطمئناً دچار پس رفت می شوند. بنابراین باید در چنین زمانهایی بلافاصله آنها را با یک سرگرمی مشغول کنید. مثلاً من خودم در کلاسهای مهارت های میتینگ از شاگردان می خواهم که خصوصیات بدترین میتینگی که در آن شرکت داشته اند را برایم لیست کنند. این کار هم نوعی سرگرمی است و هم به روند یادگیریشان کمک می کند.

2) مشغول نگهشان دارید. وقتی انرژی در شاگردها جریان پیدا کرد، باید این جریان را حفظ کنید. به طور کل، سخنرانی های خود من در کلاس ندرتاً بیشتر از 10 دقیقه طول می کشد و مدام فعالیت هایی مثل آنچه در مورد بالا ذکر شد را از آنها می خواهم.

3) از داستان استفاده کنید. داستانسرا (معلم) با اشارات، حرکات، تغییر لحن، و حالات صورت، پل ارتباط بین داستان و مخاطبین است. این داستان ها می تواند هم سرگرم کننده باشد و هم یک مفهوم را به آنها منتقل کند.

4)  از کلیپ های ویدئویی استفاده کنید. دانش آموزان در همه سنین دیدن فیلم را خیلی دوست دارند. برای مثال، در یکی از کلاسهای آموزش مهارت های سخنرانی، من یکی از فیلم های "فریس بولر" را برای شاگردانم پخش کردم که بحثی درمورد تاثیر و عدم تاثیر مهارت های سخنرانی راه بیندازم.

5) از بازی استفاده کنید. بازی می تواند یک موضوع خیلی خشک را به یک بحث جالب و سرگرم کننده تبدیل کند. مثلاً من در کلاس کنترل فرایند آمار، از دانشجوها خواستم که یک بازی طاس انجام دهند تا احتمال و نمودار ستونی را به آنها معرفی کنم.

6) جایزه بدهید. انرژی که یک تکه شکلات یا حتی بازی پولی به شاگردها می دهد غیرقابل باور است. در یکی از کلاس ها ما این بازی پولی را پیاده کردیم که براساس سطح موفقیت گروه ها انجام می شد. اینکار علاوه بر تفریح، تمرکز شاگردها را هم بالاتر برد.

7) از وسیله های مختلف استفاده کنید. به محض اینکه من با خودم یک وسیله سر کلاس می آورم، توجه همه شاگردها به آن جلب می شود. مثلاً برای نشان دادن "تعادل مفهوم" من یک کیسه حبوبات به سمت یکی از شاگردها پرت می کنم. وقتی آن شاگرد آن را دوباره به سمت من پرت می کند، به بچه ها توضیح می دهم که این نشاندهنده ارتباط آشکار است. خیلی از معلم ها را دیده ام که برای توضیح دادن یک مفهوم خاص در ارتباط یا یک نوع ارتباط خاص، از کلاه ها و لباس های مختلف استفاده می کنند.

8) از رنگ، تصویر و موسیقی استفاده کنید.استفاده از رنگ، تصویر و موسیقی لذت و تفریح را بیشتر کرده و به یادگیری هم سرعت می دهد. جو استرلینگ در کلاس های خود از تکنیک های گرافیکی که در آن از تصویر و رنگ و کلمات استفاده شده است، بهره می گیرد. او در این باره می گوید، "سالیان سال تجربه به من یاد داده که این تکنیک های گرافیکی ارزش جلسات آموزش، میتینگ ها، مکالمات، و جلسات برنامه ریزی، را بالاتر می برد."

9) از استعاره و تمثیل استفاده کنید. استفاده از استعاره و تمثیل راه بسیار خوب و سرگرم کننده ای برای توضیح دادن مطالب و فهماندن آن به شاگردان می باشد. مثلاً من وقتی در یک شرکتی که متحمل تغییرات زیادی می شد درس می دادم، از شاگردانم خواستم برای توضیح  احساس خود به آن تغییر از یک تصویر استفاده کنند. یک گروه گفت "این تغیر مثل این است که در موج گرفتار شده ای و بالا و پایین می پری". گروه دیگر گفت "این تغییر مثل این می ماند که در یک مزرعه ذرت گم شده ای و نه نقطه شروعت رامی بینی و نه می دانی که چطور باید از آنجا بیرون بیایی."سایت مردمان


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:15  توسط یه مسافر  | 

20 روش برای رسیدن خانمها به ارگاسم

یکی از نگرانی های خانم ها درمورد رابطه جنسی مشکل آنها در رسیدن به ارگاسم است. در این مقاله نکاتی را برایتان مطرح می کنیم که مطمئناً موثر خواهد بود:

* نکات روحی:

1) پیشبینی رابطه جنسی—برای خیلی از خانم ها وقتی درمورد رابطه جنسی خیالبافی میکنند، می توانند از قدرت ذهنشان (خیالپردازی) برای تحریک شدن خود، هم فیزیکی و هم روحی، استفاده کنند. این روش همچنین به خانم ها کمک می کند بفهمند که چه چیزهایی در محیطشان باعث تحریک آنها می شود (مثلاً داستان های رمانتیک و شهوانی، آهنگ های عشقی، فیلم های ویدئویی) و از این ابزارها قبل از رابطه جنسی استفاده کنند. این "شروع گرم" می تواند به راحت تر رسیدن به "پایان" کمک کند.

2) ریلکس باشید—خیلی از خانم ها برای اینکه بتوانند به لذت جنسی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند. این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جنسی اثر منفی دارد. پس قبل از یک رابطه جنسی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا هر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است. ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند.

3) چیزهایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید—خیلی از خانم ها موقع رابطه جنسی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود. باید ببینید که چه چیزهایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنها را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جنسی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.

4) عصبانیتتان را خاموش کنید—داشتن رابطه جنسی با یک جوجه تیغی خیی سخت است---این احساسی است که خیی از خانم ها وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند، حس می کنند. عصبانیت آدم ها را از هم دور می کند. برای خانم ها لازم است که قبل از هرگونه رابطه جنسی، شعله عصبانیتشان را خاموش کنند تا بتوانند صمیمانه با همسرشان رابطه برقرار کنند. اکثر خانم ها برای اینکه بتوانند از طریق دستگاه تناسلیشان با کسی ارتباط برقرار کنند، باید قبلاً ارتباط قلبی با او برقرار کرده باشند.

5) نگران بدنتان و نقص های آن نباشید—کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جنسی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص های جسمیتان را داشته باشید، واکنش جنسی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواهید رسید. به عبارت دیگر، ذهنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردها با یک همسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.

6) حین سکس، تمرکز شهوانی داشته باشید—برای این منظور لازم است که ذهنتان را وارد حیطه شهوانی و جنسی کنید تا قدرت تحریک پذیری جسمیتان بیشتر شود. برای کمک به اینکار روی کارهایی که همسرتان انجام می دهد تمرکز کنید.در واقع بهترین روش نگاه کردن به کارهای همسرتان و نگاه کردن به چشمهای اوست.

7) تمرکز کنید—خیلی از خانم ها بعد از تحریک شدن باید روی احساسات لذت بخش خود (به خصوص حسی که در دستگاه تناسلی خود احساس می کنند) و بیشتر و بیشتر شدن این احساسات تمرکز کنند.

8) بیرون رفتن از دام "راه واقعی"—خیلی از افراد (در هر دو جنس) اشتباهاً تصور می کنند که واقعی ترین راه به ارگاسم فقط از طریق رابطه جنسی از واژن ایجاد می شود. راه های دیگر رسیدن به ارگاسم، مثل تحریک چوچوله (با دست یا زبان)، مورد علاقه این افراد نیست چون از رابطه از واژن پست تر است. این عقیده غلط باعث شده است که خیلی از خانم ها تصور کنند که دچار مشکلی هستند چون قادر نیستند از طریق رابطه از واژن یا همان راه واقعی به ارگاسم برسند. یادتان باشد، اکثریت خانم ها از طریق تحریک چوچوله یا تحریم واژن است که به ارگاسم می رسند و این هیچ اشکالی ندارد. مهم نیست که ارگاسم از چه طریق اتفاق بیفتد، آنچه اهمیت دارد اتفاق افتادن آن است.

9) برای بازی هم وقت بگذارید—خیلی افراد رابطه جنسیشان را برای دیروقت میگذارند که بدن کششی به آن ندارد و فقط نیازمند خواب و استراحت است. اگر برای بازی کردن قبل از رابطه هم وقت بگذارید مطمئناً رابطه جنسی بسیار بهتری خواهید داشت. این مسئله به خصوص برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد چون رسیدن ارگاسم برای آنها وقتی بدنشان پرانرژی باشد راحت از زمانی است که خسته باشند.

* نکات جسمی:

1) متخصص بدن خودتان باشید—مطلع شدن از وضعیت بدنتان و واکنش های آن برای رسیدن به ارگاسم خیلی از خانم ها لازم است. باید بتوانید کنترل بدنتان را داشته باشید و شخصاً واکنش های آن را بررسی کنید و بعد به همسرتان یاد بدهید که کدام نوع لمس کردن و نوازش کردن برای شما لذت بخش تر است. یادتان باشد همسرتان متخصص بدن شما نیست! شما خودتان هستید! خانم هایی که هیچ اطلاعی از بدن خود ندارند نمی دانند که از چه چیز رابطه جنسی بیشتر لذت می برند. این خانم ها معمولاً به ارگاسم نمی رسند چون نمی دانند که چه کاری به درد آنها می خورد.

2) حرف هایتان را راحت بر زبان آورید—ارتباط آزاد و راحت برای ارضای جنسی بسیار مهم است چون آدم های دیگر نمی توانند ذهن شما را بخوانند. اینکه راحت حرفتان را به زبان بیاورید خیلی خوب است اما اگر دست همسرتان را حین رابطه راهنمایی کنید یا اشاراتی به او بنمایید هم موثر است. گفتگوی آزاد درمورد رابطه جنسی نیازمند اعتماد، اطمینان، احترام و توانایی ریسک پذیری است.

3) مطمئن شوید که همسرتان روی کارش تمرکز دارد—اگر همسرتان موقع تحریک بدن شما تمرکز فکری نداشته باشد، به هیچ عنوان به ارگاسم نخواهید رسید. پس مطمئن شوید که جز خودتان همسرتان هم روی کارش متمرکز است.

4) در فشار جنسی مبالغه کنید—ایجاد کشش و فشار عضلانی حین تحریک جنسی و ارگاسم طبیعی است. این مسئله در هر دو جنس اتفاق می افتد اما در خانم ها آشکارتر است. اغراق کردن در این کشش و فشار عضلانی به تشدید ارگاسم کمک می کند.

5) عضلاتتان را فشرده کنید—منقبض کردن عضلات دور واژن به آوردن خون به دستگاه تناسلی و درنتیجه ایجاد تحریک و ارگاسم کمک می کند. این عضلات همان عضلاتی هستند که موقع ارگاسم منقبض می شوند. فشردن و منقبض کردن این عضلات به تشدید ارگاسم کمک می کند.

6) سرتان را آویزان کنید—آویزان کردن سر از تخت ارگاسم را تشدید می کند. در برخی از خانم ها، اینکار فشار عضلانی تحریک را چند برابر می کند.

7) متفاوت نفس بکشید—تغییر الگوی نفس کشیدن هم ارگاسم و تحریک جنسی را تشدید می کند.

8) خودتان هم دست به کار شوید—شما هم می توانید در کنار همسرتان بدن خود را با لمس کردن تحریک کنید. اینکار راه بسیار خوبی برای رسیدن به ارگاسم است.

9) ارگاسم را تمرین کنید—تکرار و تمرین ارگاسم به تنهایی برای خانم هایی که نمی توانند کنترل خودشان را رها کنند، می تواند موثر باشد. تمرین ارگاسم به شما کمک می کند با این مسئله راحت تر شوید و استرس و اضطرابتان پایین بیاید.

10) بالا باشید—برای خانم هایی که می خواهند با رابطه جنسی روی قدرت ارگاسم خود کار کنند، وضعیت زن بالا (زن روی مرد قرار داشته باشد) بهترین وضعیت برای رابطه جنسی برای آنها است. این وضعیت به زن این امکان را می دهد که کنترل رابطه را در دست بگیرند و درنتیجه بیشترین تحریک را داشته باشند. این وضعیت به خصوص برای خانم هایی که مسائل شخصی دارند و نیاز دارند که ازنظر جنسی کنترل کامل را داشته باشند، عالی است.

11) اگر می خواهید از اسباب بازی های جنسی هم استفاده کنید—اگر با اسباب بازی های جنسی مشکلی ندارید، ویبراتورها ابزار بسیار خوبی برای انجام عمل جنسی هستند. این وسائل ارگاسم را خیلی راحت تر می کنند و مسئولیت و فشار همسرتان را هم کمتر می کنند چون مسئولیت لذتتان دیگر با خودتان است. از این ویبراتورها می توانید موقع بازی قبل از رابطه یا حین رابطه جنسی استفاده کنید تا راه ارگاسم برایتان آسانتر شود. سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:14  توسط یه مسافر  | 

 
Let go and let God.
.رها کن و به خدا بسپار
 
They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.
،می گویند خدا همه جا هست و با این حال
.همیشه فکر می کنیم از ما دور است
 
God is within you,
but we place Him outside and worship Him.
،خدا در درون ماست
.اما او را جایی در بیرون خود قرار می دهیم تا پرستش اش کنیم
 
God gives birds their food,
but they must fly for it.
،خدا غذای پرندگان را می دهد
.اما آنها باید برای به دست آوردنش پرواز کنند
 
Preayer is not conguering God's reluctance but taking hold of God's willingness.
.دعا غلبه برا مخالفت خدا نیست، بلکه دستیابی به رضایت اوست
 
Who falls for love of God shall rise a stare.
.کسی که عاشق خداست، می تواند باعث طلوع یک ستاره شود
 
If we just stop looking for the Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.
،اگر دست از انتظار برای معجزه ی باز شدن دریا برداریم
خواهیم توانست همه ی معجزات خارق العاده ای که خداوند
.هر روز در اطرافمان ظاهر می کند ببینیم
 
God does not care much for the importance of our work,
as for the love with which they are done.
،کاری که انجام می دهیم
.به اندازه ی عشقی که در کار می زنیم برای خدا اهمیت ندارد
 
God is that, the greater than which cannot be conectived.
.خداوند از هر آنچه غیر قابل درک، بزرگتر است
 
Love is the highest gift of God.
.عشق والاترین هدیه ی خداوند است
 
Abstaining from luxuries is the way to God.
.پرهیز از تجملات، راهی است به سوی خدا
 
By practising God's rememberance,
your inner being will be illuminated little by little,
and you'll achieve some measure of detachment from the world.
با یاد آوردن خداوند، درونت به تدریج روشن می شود
.و به مراتبی از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید
 
God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.
.خدا شرق است و غرب است
.به هر طرف رو کنی، رو در روی خدا خواهی بود
 
The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.
،دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است
.دعایی است که از دل شاکر برخیزد
 
Sooner or later you have to seek God. Why not now?
دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی، چرا حالا نه؟
 
whoever wants to find God will find a way to Him.
.هر کسی خدا را بجوید، راهی به سوی او خواهد یافت
 
Trust in God, but tie up your camel.
.وز توکل، زانوی شتر ببند
 
Sleep in peace, God is awake.
.با خیال راحت بخواب، خدا بیدار است
 
God brings men into deep waters,
not to drown them but to cleanse them.
،خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند
.نه برای غرق کردنش، بلکه برای پاک کردنش
 
Know that all that is other than God veils you from Him.
.بدان که هر چه غیر خدا باشد، خدا را از چشم تو پنهان خواهد کرد
 
 
All God's testing has a purpose, someday you'll see the light.
All He asks is that you trust Him,walk by faight and not by sight.
.همه آزمون های خداوند هدفمند است، روزی نور را خواهی دید
.او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی، با ایمانت راه برو نه با چشمت
 
God,often in His wisdom,sendshis angels down to walk with us.
We know them best as friends.
.معمولا خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند
.ما آنها را به صورت دوستان مان می شناسیم
 
Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
.دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشی
 
Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
 
He that loveth not knoweth not God, for God is love.
.کسی که مهربان نیست، خدا را نمی شناسد، زیرا خدا مهر است
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:12  توسط یه مسافر  | 

 

کلماتتان را قبل از بیان بسنجید

فقط یک شریک عشقی عاقل از خطرات احتمالی حرف های بی ربط آگاه است. حرفهایی که در عصبانیت به زبان می آید، زخم هایی ایجاد می کند که التیام آن زمان زیادی می برد. پس اول فکر کنید و بعد حرف بزنید.

اینکه احساساتتان را به زبان بیاورید یک چیز است و اینکه بدون در نظر گرفتن عواقب دردی که ممکن است همراه کلماتی باشد که به همسرتان می زنید، ابراز احساس کنید، چیز دیگری است.

حرف هایی که به زبان می آوریم به ما این امکان را می دهند که وضعیت خطرناکی که ممکن است در رابطه مان ایجاد شود را پیشبینی کنیم. عاقلانه این است که قبل از به زبان آوردن کلمات خوب روی آنها فکر کنیم. فکر کردن روی این حرفهای میتواند تمرینی باشد برای آنچه که پیشبینی می کنیم اتفاق بیفتد. به زبان آوردن آنها قانون علت و معلول را به فعالیت می کشد.

از طرف دیگر، حرف های دلگرم کننده و از روی درک و عشق، همیشه ما را تا همان سطح بالا می برد. این نقطه احتمالاً از نقطه شروع ما خیلی بالاتر خواهد بود. تا می توانید فقط کلمات عاشقانه بر زبان بیاورید.

روابط به خودی خود نابود نمی شوند. این ما هستیم که آنها را با کلمات و حرف های بیجای خود، حرف هایی که از مغزمان می آید نه از دلمان، می کشیم.

کلمات وقتی به زبان بیایند، واقعیت کنونی ما را می سازند. یادتان باشد: زنگ وقتی صدا خورد، نمی توانید کاری کنید که انگار به صدا درنیامده است.

این کلمات هیچوقت به خاطر نمی آیند. باید یادمان باشد قبل از اینکه حرف بزنیم فکر کنیم. باید به دقت بهای به زبان آوردن هر چه که دلمان خواست را بسنجیم. ملاحظه همسرتان را بکنید.

معمولاً افکار ما به "قلمرو امن" برمی گردند...یعنی همانطور که قبلاً هم بودیم...همان طریق آشنای قدیمی...که اصلاً هم برایمان جوابگو نبوده است.

 وقتی روی فکر کردن و به زبان آوردن افکار قدیمی اصرار می کنیم، متوجه می شویم که همه توجه ما را به خود جلب می کنند. اگر می خواهید زندگی خوب و فوق العاده ای داشته باشید، باید بدانید که تمرین و تکرار ذهنی چیزی که جوابگو نیست، باز هم جوابگو نخواهد بود. اینکار فقط عمیقتر چیزی که نمی خواهید را در درونتان ثبت می کند. پس روی چیزی تمرکز کنید که می خواهید در رابطه تان باشد.

در درون، ما باور می کنیم که چیزی که فکر می کنیم، ایده جدید خودمان است. اما در واقعیت، آن افکار مربوط به گذشته ما هستند و اگر روی آنها تمرکز کنیم، تبدیل به زمان حال و حتی آینده ما خواهند شد. پس ولشان کنید. چند راه جدید و جالب برای زندگی پیدا کنید. برای اینکه اتفاقی که دوست داریم بیفتد، باید چیزهایی که دوست نداریم را کنار بگذاریم.

در انجیل، یعقوب می گوید، "چیزی که از آن می ترسیدم به سراغم آمد". این سخن اقرار قدرت تفکر منفی او بوده است که وقتی به زبان او آمده، جزء واقعیت او شده است.

قدرت کلماتی که به زبان می آوریم در اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد کاملاً نمایان است. همه ما سعی میکنیم تقصیر را بر گردن شرایط محیط اطراف بیندازیم به جای اینکه این مسئولیت را قبول کنیم که خودمان باعث افکاری بودیم که به زبان آوردیم و وقتی این کلمات را بیان کردیم، درواقعیت، وضعیت کنونی ما ساخته شده است.

نتایج بیرونی ما چیزی بهتر از این نخواهد بود مگر اینکه تغییراتی درونی در طریقه فکر کردن خود ایجاد کنیم و مراقب حرف هایی که به زبان می آوریم باشیم.

حرف هایی که به زبان می آورید، برد و باخت شما را تعیین می کنند.سایت مردمان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:8  توسط یه مسافر  | 

انزال جنسی در خانمها

 نگاهی به ایـن قضـیه کـه چـرا خـانـم هـا تـصـور مـی کـنـند
تـوانایی اش را ندارند؛

آیا میـدانید که تمام خانم ها قادر به رسیـدن به این مرحله
می باشند؟ بله؛ حقیقت دارد! شاید در مورد انزال خانمـها
چـیـزهایی شنیده باشید و یا مانند خیلی از افراد، اصلاً بـه
هیچ وجه با آن آشنا نباشید.

این امر نه تنها درمورد خانمها صحت دارد، بلکه امری است
که همه خانم ها می توانند به آن دست پیدا کنند. رسیدن
بـه اوج لـذت در زنـان یـک واکنش طبیعی جنسی است که
تا کنون به صورت معمایی سربسته باقی مانده است.

تمام خانم ها می توانند به آسانی بیاموزند که چگونه می توانند به اوج لذت برسند و انزال در آنها صورت پذیرد؛ البته پیرامون این مطلب تصورات اشتباه بسیار زیادی وجود دارد.

برخی معتقدند که به طور کلی مسئله انزال در خانم ها وجود ندارد، عده ای دیگر بر این باورند که تنها تعداد "خاصی" از خانم ها قادر به تجربه چنین موضوعی هستند، جمعی دیگر نیز همچنان به شایعه پراکنی در مورد این مطلب ادامه می دهند و هر روز تکنیک و استراتژی های جدیدی را ارائه می دهند. به عنوان مثال توصیه می کنند که خانم ها می بایست برای رسیدن به اوج لذت حتما دیواره های رحم خود را به یکدیگر بفشارند.

چنین اظهاراتی، اصولاً بی پایه و اساس هستند. هر چند تمام خانم ها در ساختار اندام های تناسلی با یکدیگر متفاوت هستند (درست مانند آقایون)، اما همه آنها با بکارگیری روش مناسب، قادر به چشیدن طعم چنین لذتی می باشند. درست مانند آقایون که بدون توجه به سایز، و یا حالت و شکل اندام تناسلی خود، قادر به انزال میباشند. دلیل اینکه بسیاری از افراد تصور می کنند که خانم ها نمی توانند به انزال دست پیدا کنند نشئت گرفته از اطلاعات ناکافی آنها در این زمینه می باشد.

خودم، زمانیکه برای اولین بار در مورد انزال خانم ها چیزهایی به گوشم خورد، تقریباً اواخر 20 سالگی را سپری می کردم. با اینکه از نظر جنسی اطلاعات کم و بیش کاملی داشتم و در رشته روانشناسی جنسی نیز تحصیل می کردم، شکه شدم که چرا تا به حال در این مورد چیزی به گوشم نخورده بود.

من به شخصه زمانی توانستم به حقایق، در مورد انزال خانم ها پی ببرم که با یکی از دوستان دخترم در این زمینه گفتگوی بازی داشتم. او به من گفت زمانیکه این احساس هنگام رابطه جنسی با شوهرش به او دست می دهد فی الواقع "دیوانه کننده ترین حس" را تجربه می کند. خیلی شیفته شدم و سؤال های متفاوتی را از او در این زمینه پرسیدم. بعد از آن تصمیم گرفتم تا از طریق اینترنت اطلاعات بیشتری کسب کنم، اما متاسفانه به منابع نادرست و غیر قابل اطمینان برخورد کردم. یک خانم باید چه کار کند؟ می خواستم اطلاعات بیشتری در این زمینه پیدا کنم. در ادامه تحقیقات گسترده ام را با بررسی ژورنال های پزشکی، مصاحبه های پزشکی، و مشاوره درمانی آغاز کردم.

پیش از هر چیز اجازه دهید تصورات غلط در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم چه چیزی به راستی صحت دارد و چه چیزهایی در این زمینه نادرست میباشند.

تصورات غلط و حقایق در مورد انزال خانم ها

تصورات غلط  

1) انزال در خانم ها وجود ندارد.

2) تنها درصد کمی از خانم ها قادر به تجربه انزال می باشند.

3)تمرین های واژینال می تواند به خانم ها کمک کند تا بتوانند به انزال برسند.

4) فقط خانم هایی که دارای آلت تناسلی برجسته هستند، می توانند انزال داشته باشند

5)انزال در خانم ها تنها از طریق ارگاسم واژینال صورت می پذیرد.

6) پزشک زنان و زایمان در این مورد آگاهی دارد و می توانند خانم ها را با روش آگاهی دارد و می توانند خانم ها را با روش های صحیح انجام ان آشنا کنند.

7) خانم ها تنها 1 یا 2 قطره از ماده درون بدن خود را بیرون می دهند و اگر بیش از این حد باشد (به ویژه تا حدی که برخی خانم ها ادعا می کنند تا 1-2 فنجان نیز می شود) ممکن است با ادرارشان مخلوط گردیده باشد.

8) انزال خانم ها نوعی بی اختیاری در تخلیه ادرار است.

9) تنها خانم هایی که زایمان کرده اند قادر به تجربه انزال می باشند.

10) تنها یک راه برای رسیدن به انزال در خانم ها وجود دارد.


حقایق


1) انزال در خانم ها نشئت گرفته از ترشح غدد پارارترال می باشد

2) خانم ها متوجه نیستند که توانایی رسیدن به انزال را دارند، تنها به این دلیل که زمان انجام آنرا نمی دانند.


3) تکنیک های ویژه ای وجود دارد که به خانم ها آموزش می دهد  تا هر زمان که اراده می کنند به انزال برسند و یا آنرا متوقف نمایند


4) خانم ها لازم نیست که فقط از طریق ارگاسم مهبلی به انزالبرسند و حتی لازم نیست اصلا ارگاسم شوند تا انزال رخ دهد.


5) خانم ها می توانند میزان انزال خود را با پشت سر گذاشتن مراحل خاصی، افزایش دهند.


6) خانم ها قادر هستند که در مدت زمان بسیارکوتاه چندین مرتبه، پشت سر هم، انزال را تجربه کنند.


7) ماده ای که از بدن خانم ها خارج می شود، ادرار نیست.معمولاً چیزی شبیه به آب است، که تقریبا بی رنگ بوده وبوی خاصی هم نمی دهد و یا اگر بو بدهد، کمی بوی شیرین است.


8) کسانی که ادعایی می کنند انزال نوعی بی اختیاری ادرار است چیزی در مورد انزال خانم نمی دانند و یا اینکه درک صحیحی از این مطلب ندارند.

شاید شما از خود بپرسید: "اگر تمام خانم ها توانایی انجام چنین کاری را دارند، پس چرا بسیاری از آنها هیچ گاه چنین امری را در زندگی زناشویی تجربه نکرده اند؟" این سؤال بسیار خوبی است و توضیح آن نیز بسیار ساده است. اجازه بدهید ابتدا مطالبی را در مورد آناتومی بدن خانم ها بدانیم و سپس به ادامه مسائل بپردازیم.

انزال خانم ها از چه نقطه ای سرچشمه می گیرد؟

انزال خانم ها شامل جریان روانی است که از مجاری ادراری خارج می شود (همان محلی که ادرار خارج می شود) با این تفاوت که از غدد پاراترال جریان می گیرد. این غدد تنها در زمان تحریک جنسی از خود ماده خاصی ترشح می کنند.

انزال خانم ها با ارگاسم معمولی چه تفاوتی دارد؟

ارضای جنسی در خانم ها به دو دوسته طبقه بندی می شود. از نظر بالینی یک نوع آن ارضای واژینال است، رواج بیشتری دارد و عبارت است از خروج مایع روانی از واژن. این مایع حالت شیر مانند دارد و شلی و سفتی و بوی آن وابسته به رژیم غذایی خانم و سلامت کلی بدن او و چرخه عادت ماهانه اش می باشد.

نوع دوم، انزال از طریق مجرای ادراری نام دارد و معمولا در خانم ها چندان رایج نیست. در زمان انزال معمولاً مایع با فشار و به حالت اسپری و یا فواره ای از داخل مجرای ادرار به بیرون می ریزد. دلیل عدم تجربه بسیاری از بانوان به این دلیل نیست که تنها تعداد کمی از بانوان توانایی تجربه چنین انزالی دارند، بلکه دلیل آن تنها این است که بسیاری از افراد در مورد ساختمان جنسی و یک رابطه جنسی سالم مطالب درستی نمی دانند.

مایع انزالی از چه چیز تشکیل شده است؟

اجازه دهید همین جا بزرگترین تصور غلط را از ذهنتان پاک کنم - این مایع، ادرار نیست. در آزمایش هایی که از این ماده به عمل آمد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که از مقداری گلوکز (شکر) و آنزیم دیگری به نام پروستات اسید فوسفات تشکیل شده است که تقریبا اجزای تشکیل دهنده منی را می سازند. نوع مواد تشکیل دهنده آن، تقریباً شبیه به ترشحات پروستات در مردان می باشند، با این تفاوت که فاقد اسپرم میباشد. همچنین دو ماده دیگری که معمولا در ادارا نیز هست، (اوره و کریتنین) نیز در آن یافت می شود. این ماده کاملا منحصر به فرد می باشد و تنها در هنگام انزال از خانم ها خارج می شود.

چه میزان از این ماده بیرون می ریزد؟

بیشتر خانم ها در حدود 5 .1 تا 2 فنجان از آن را تخلیه می کنند. این موضوع به اموری دیگری از قبیل اینکه بدن خانم چه میزان آب دارد و اینکه شدت تحریک جنسی تا چه حد بوده نیز ارتباط دارد.

چرا اکثر خانم ها در این مورد بی اطلاع هستند و یا آنرا انجام نمی دهند؟

انزال در خانم ها آنقدرها هم که فکرش را می کنید دشوار نیست؛ فقط افراد زیادی با تکنیک های اجرای آن آشنا نیستند. دلایل کلیشه ای بسیار زیادی برای دوری خانم ها از این لذت مطبوع، وجود دارد. یکی از دلایل از این قرار است که چون آنها ارگاسم را تجربه می کنند، معمولاً به راحتی حاضر می شوند تا فرصت های خود برای انزال دست بدهند و نسبت به آن بی توجهی کرده و تمایل کمی نشان می دهند.

یکی از مهمترین دلایل این است که زمانیکه خانم ها به مرحله انزال می رسند، اغلب به این دلیل که تصور می کنند ممکن است ادرار نیز همراه با آن بیرون بریزد، از آزاد کردن خود خودداری می کنند؛ اما باید دقت داشته باشند که در این حالت به هیچ وجه ادرار از آنها خارج نخواهد شد. زمانیکه ماده انزال در داخل مجرای ادراری جمع می شود، احساس تخلیه ادرار به فرد دست می دهد که در واقع با وقوع انزال احساس ادرار نیز خود به خود از بین می رود. اگر خانم ها یاد بگیرند که به جای نگه داشتن، خود را آزاد کنند، آنگاه متوجه می شوند که پس از تخلیه مجرای ادرار، احساس ادرار داشتن نیز به صورت ناخودآگاه از بین می رود.

تکنیک های متفاوتی برای رسیدن به این مرحله و همچنین دوری ورزیدن از بازدارنده ها در طی مسیر، وجود دارد. اما نباید فراموش کرد که ترس از ادرار، باعث می شود بسیاری از خانم ها خود را همواره عقب نگه دارند. روش هایی که در این زمینه عرضه شده اند، دارای فواید کاربردی بسیار زیادی هستند و معمولاً نتایج چشمگیری را به همراه داشته اند و موجب شده اند تا زوج ها روابط جنسی فوق العاده لذت بخشی را تجربه نمایند.

آیا خانم هایی که انزال می شوند دارای بیماری خاصی هستند؟

نه؛ دلیل توضیحات من نیز دقیقاً به همین خاطر است: اکثر خانم ها و آقایون تصور میکنند کسانیکه قادر به انجام چنین کاری هستند باید دچار بیماری های خاصی باشند. اما حقیقت این نیست. آیا می دانید سالانه چه تعداد از خانم ها با این تصور اشتباه دست و پنجه نرم می کنند و به همین دلیل از رها سازی خود جلوگیری مینمایند؟ آنها احساس می کنند که اگر خود را آزاد بگذارند، ممکن است که نفس خود را از دست داده و به عبارتی تصور می نمایند که نباید در کنار همسر خود تخلیه ادرار نمایند!

به این دلیل که خانم ها در حدود یکی دو فنجان مایع جهنده در هنگام انزال از خود خارج می نمایند، اکثرا تصور می شود که این ماده چیزی نیست جز "ادرار". اغلب آنها اصلاً متوجه نمی شوند که چه اتفاقی می افتد و پس از این عمل احساس آزردگی شدیدی پیدا می کنند. برخی از مشاوران نیز به شخصه از وجود چنین واکنشی با خبر نبوده و فکر می کنند که خانم مورد نظر باید مورد جراحی قرار گرفته و یا روان درمانی شود؛ آن هم فقط به خاطر یک عکس العمل کاملا طبیعی!

تنها نکته ای که در آخر می توانم به آن اشاره کنم، این است که انزال خانم ها نه تنها از نظر بصری تحریک کننده می باشد، بلکه انجام آن احساس فوق العاده ای به هر دو طرف القا می کند. تخلیه جنسی و حس رضایتی که از این طریق به بانوان دست میدهد، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست . سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:7  توسط یه مسافر  | 

 18 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار کنيد:


1-     هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود
2-   مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است
3-   براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4-    در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5-   دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6-   جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7-   لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8-    ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9-   همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10-   اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11-    رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12-  با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13-  وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14-  بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16-  حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17-  ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18-  .... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.
                                                  
 28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار کنيد:


 
1-     نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
2-    هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و
 هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
3-   تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و
 ابروي شما را ستوده اند.
4-   مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا
 بخريد.
5-    به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
6-    عمرتان بسيار طولاني است.
7-   آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
8-   هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9-   هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10-   بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز
 كرده و كركري مي خوانيد.
11-    ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12-  عشق و هنر ابداع شماست.
13-  هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14-  از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!
  15- بهشت زير پاي شماست.
16-  اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري
 قضيه حل است.
17-  هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد
 يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18-  هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19-  به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
21-  مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه
 مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور
 بگيرند.
22-   مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از
شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه
 شما يك خانم هستيد!.
24-   حق تقدم با شماست.
25-  مرد از دامن شما به معراج مي رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
27-  نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود
 افتخار كنيد
                              
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:42  توسط یه مسافر  | 

 
کلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند.
احساسها بر افکار وکلمه ها موثرند.
انديشه ها برکلمه ها واحساسها تاثير مي گذارند.
 
 
بگوئيم:از اينکه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشکرم.
نگوئيم:ببخشيد که مزاحمتان شدم .
 
بگوئيم:رحمت بر پدر ومادر کسي که در اينجا آشغال نريزد.
نگوئيم:لعنت بر پدر ومادر کسي که در اينجا آشغال بريزد.
 
بگوئيم:د رفرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوئيم:گرفتارم .
 
بگوئيم:راست مي گي؟ راستي؟
نگوئيم:دروغ نگو.
 
بگوئيم:خدا سلامتي بده.
نگوئيم:خدا بد نده .
 
بگوئيم:هديه براي شما.
نگوئيم:قابل ندارد.
 
بگوئيم:با تجربه شده .
نگوئيم:شکست خورده.
 
بگوئيم:قشنگ نيست.
نگوئيم:زشت است.
 
بگوئيم:خوب هستم .
نگوئيم:بد نيستم .
 
بگوئيم:مناسب من نيست .
نگوئيم:به درد من نمي خورد.
 
بگوئيم:با اين کار چه لذتي مي بري؟
نگوئيم:چرا اذيت مي کني؟
 
 
بگوئيم:شاد و پر انرژي باشيد.
نگوئيم:خسته نباشيد .
 
بگوئيم:من .
نگوئيم:اينجانب.
 
بگوئيم:دوست ندارم .
نگوئيم:متنفرم.
 
بگوئيم:آسان نيست .
نگوئيم:دشوار است.
 
بگوئيم:بفرمائيد.
نگوئيم:در خدمت هستم.
 
بگوئيم:خيلي راحت نبود.
نگوئيم:جانم به لبم رسيد.
 
بگوئيم:مسئله را خودم حل مي کنم.
نگوئيم:مسئله ربطي به تو ندارد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:40  توسط یه مسافر  | 

باور کن خونوادم قبول نمی کنن ، گفتن اگه به اصرارم ادامه بدم کامپیوتر رو ، اینترنت رو ازم می گیرن ، امیر خواهش می کنم این بازی رو تموم کن .
پسر هرروز سیستم را روشن می کرد و منتظر آمدن دختر می ماند برای او بودن در نت دیگر معنای سرگرمی را از دست داده بود . دیگر بقیه ادلیست هایش برای او مهم نبودند او فقط آیدی او را می دید ، او فقط به فکر رسیدن به دختر بود . دیگر مطمئن شده بود که عاشق شده .
چندین بار این علاقه را به دختر گفته بود دختر نیز تمایل نشان می داد اما دختر چاره ای نداشت نمی توانست بر خلاف میل خانواده رفتار کند .
پسر افسرده شده بود گاهی دختر او را بخاطر روحیه اش سرزنش می کرد و سعی می کرد  با حرفهای جدید مسیرذهنی اش را تغییر دهد .
اما فایده ای نداشت گوش پسر به این حرفها بدهکار نبود پسر آرامشش را از دست داده بود .
آخرین بار دختر به او پی ام می دهد و می گوید : امیر جون این کاررا رو تموم کن اصلا به نظر من مهم نیست همین که با هم دوست باشیم کافیه ، امیر جون از اول هم لازم نبود این قدربه هم نزدیک شیم نمی دونم شاید مقصر من بودم ......
اینک پس از چند هفته همه چیز برای نشان دادن حقایق آماده بود ، پسر همه چیز را مهیا کرده بود تا به  دخترثابت کند بدون او نمی تواند زندگی کند .
با هر زحمتی بود وبکمی را تهیه کرد و دختر را نیز مطلع ساخت .
او وبکم را روشن می کند ،همان لحظه به دختر پی ام می دهد :
عزیزم ببین این کاملا یه صحنه واقعی یه ، این گل سرخ تقدیم تو.
خواهش می کنم قبول کن .
وسپس جلو دیدگان دختر و چند نفر از دوستانش که ازعشق پسر خبر داشتند تیغ را با رگ دستش آشنا می کند .
پس از دقایقی دست پسر بی حرکت می ماند و دختر فقط با چشمان گرد شده به مانیتور چشم دوخته بود ......
                                                         
جریان این داستان رو یکی از دوستای خوبم برام گفت و من تنها کاری که کردم این بود که اون رو در قالب واژگان به تحریر در آوردم .
من تنها جمله ای که می تونم در مورد این داستان بگم اینه :
 واینک دستان بی جان پسرچه سودی برای بودنش دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:39  توسط یه مسافر  | 

 

خودداری از برقراری رابطه جنسی به عنوان مجازات


در آغـاز همسرتـان خیـلی جـذاب و فریبنده جلوه می کنـد.
شما نمی توانید برای یک لحظه هم دوری او را تحمل کنید
و تـمایـل داریـد کـه همـواره در کـنـار او بـاقی بـمـانـیـد. با او
احساس آرامش، و امنیت می کنید و تصور میکنـید کسـی
هسـت کـه از صمیـم قلب دوستـتان بـدارد؛ اما چیزی نمی
گذرد که یک دفـعه هـمه چیز تغییر می کند. پس از گذشت
مـدت زمـان کـمی احسـاس مـی کنـید که همسرتان سرد
شده و علاقه ی خود را به برقرای ارتـباط جنسی با شما از
دسـت داده اسـت. شمـا هـنوز هـم هـمـان احساس اولیه
را نسبت به او دارید و می خواهید در آغوش او باشید، اما احساس می کنید که تغییراتی در وجود او رخ داده و دیگر مانند روزهای گذشته به گرمی از شما استقبال نمی کند. در این حالت با تعجب از خودتان سوال می کنید: "چه اتفاقی افتاده؟"

نقش رابطه ی جنسی در زندگی مشترک

رابطه جنسی به منزله ی نوعی گذرگاه احساسی به شمار می رود که به واسطه ی آن می توانید هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی با شریک زندگی خود ارتباط عاطفی برقرا کنید. با اتکا به آن پیوندهای عاطفی میان شما دو نفر عمیق تر شده و نزدیکی و صمیمیت بیشتری احساس خواهید کرد. حتی می توان گفت که رابطه جنسی مانند چسبی است که سبب بهم متصل نگه داشتن زوجین می شود. شاید برخی از افراد مخالف نظر من باشند، اما من معتقدم که اگر هر دو نفر در رابطه جنسی به اوج لذت خود دست پیدا کنند، همین عامل سبب می شود که احساس نزدیکی بیشتری پیدا کرده و نه تنها حس زناشویی در میان آنها قدرت بیشتری پیدا می کند، بلکه احساس دوستی نیز به اوج خود برسد. رشد یک چنین رابطه ی دوستانه ای میان خانم و آقا سبب می شود که ارتباط آنها از ثبات و دوام بیشتری برخوردار شود. به مرور زمان که سن افرا بالاتر می رود، و نیازهای جسمانی آنها تغییر پیدا می کند، همین پیوند دوستانه است که سودمند واقع شده و از زوال رابطه جلوگیری بعمل می آورد. سکس تنها عاملی است که ارتباط زناشویی را از سایر روابط دیگر مجزا می سازد. زندگی مشترک بدون وجود صمیمت جنسی دیری نمی پاید و به مرور زمان کمرنگ و کمرنگ تر شده و نهایتاً نیز از بین خواهد رفت.

چرا نباید از ارتباط جنسی به عنوان ابزاری برای مجازات استفاده کرد؟

امتناع از برقرای رابطه جنسی در حقیقت بیانگر نوعی اعمال قدرت است. می توان گفت که زوج یا زوجه این کار را به دلیل حس خشونت و عصبانیت زیادی که احساس میکند، انجام می دهد. کسی که برای مجازات طرف مقابل از برقراری رابطه ی جنسی خودداری می کند، در واقع قصد دارد اثبات کند که چیزهای زیادی برای گفتن دارد. البته با وجود تمام کارهایی که انجام می دهد، نه تنها نمی تواند طرف مقابل را مجاب به پذیرش خواست هایش نماید، بلکه در وجود او تخم کینه، کدورت، و نفرت نیز می کارد.

این قبیل افراد تصور می کنند که اگر در زمینه جنسی دست بالاتری داشته باشند، در نتیجه قدرتشان نیز در کل رابطه به طرف مقابل می چربد. در این حالت شما در مقام کسی قرار می گیرید که همیشه باید شروع ارتباط جنسی را از طرف مقابل طلب کند. در یک چنین شرایطی همسرتان هیچ کاری انجام نمی دهد جز خودنمایی. آنوقت تمام الزامات برای ایجاد ارتباط صمیمی و دوستانه می افتد به گردن شما. در این حالت کسیکه از سکس خودداری می کند، نسبت به سایر مسائل نیز بی اهمیت می شود و مسئولیت هیچ یک از مشکلاتی را که در رابطه با زندگی مشترک اتفاق می افتد، به عهده نمی گیرند؛ و اگر نهایتاً هم ازدواج شما به مشکل برخورد کرده و به پایان برسد، وی انگشت اتهامش را به سوی شما نشانه رفته و بجز شما شخص دیگری را به عنوان مقصر اصلی این نابودی نمی شناسد.

عواقب خودداری از سکس

خودداری از برقراری ارتباط جنسی به ویژه از سوی کسی که در ابتدای رابطه با شما عهد بسته که تا آخر عمر دوستتان بدارد و موجبات آرامش و امنیتتان را فراهم آورد غیر قابل تحمل بوده و سبب ویران شدن بنیان ارتباط می شود. شاید طرف مقابل احساس کند که به اندازه کافی خوب نیست که همسرش تمایلی به برقراری ارتباط جنسی با او ندارد، شاید تصور کند به اندازه کافی زیبا، جذاب، گرم و رضایت بخش نیست. یک چنین کاری سبب رشد عقاید منفی در ذهن او می شود و ارزش های انسانی اش را زیرسوال می برد. در برخی موارد حتی احتمال افسردگی، و ناامید ی نیز وجود دارد. گاهی اوقات فرد خیلی پیش از آنکه موعدش از راه برسد پیر می شود و احساس شرمندگی سراسر وجودش را در بر می گیرد. حس بدی به او دست می دهد چراکه احساس می کند حتی همسرش هم هیچ گونه تمایلی به او ندارد. همین حزن و اندوه باطنی و حس شرمندگی سبب می شود که او نتواند مشکلاتش را با کس دیگری درمیان بگذارد. او به جایی می رسد که خودش را در دریای مشکلات، غرق شده فرض می کند و هچ گونه پشتیبانی را نیز در کنار خود نمی بیند و احساس می کند حتماً خودش یک مشکلی دارد.

نجات زدگی مشترک عاری از ارتباط جنسی

تنها راه نجات فرار از یک چنین رابطه ای است. من به ندرت به افراد توصیه می کنم که طلاق تنها گزینه ای است که می تواند مشکلات آنها را حل نماید. در این مورد خاص، تجربه به من اثبات کرده که باز هم جای امیدواری وجود دارد. ابتدا می بایست هر گونه اعتقاد بدی که نسبت به خودتان دارید، مانند: شرمندگی، ناامیدی، افسردگی و .... را دور بریزید و از دایره ی منفی بافی ها فرار کنید. زمانی که موفق شدید با خودتان کنار بیایید، یک رواندرمانگر پیدا کنید تا در طی جلسات مشاوره ی دوره ای، قدرت از دست رفته تان در زندگی مشترک را مجدداً به شما بازگرداند. شاید انجام این کار قدری دشوار باشد اما با صرف وقت و همچنین تلاش مکرر، دو مرتبه می توانید حس تمایل جنسی را در شریک زندگی خود ایجاد کنید و گرمای گذشته را به رابطه باز گردانده و عشق آتشین روزهای اول را از سر بگیرید.سایت مردمان 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:35  توسط یه مسافر  | 

People come into your life for a reason, a season or a lifetime. When you know which one it is, you will know what to do for that person. When someone is in your life for a REASON, it is usually to meet a need you have expressed. They have come to assist you through a difficulty, to provide you with guidance and support, to aid you physically, emotionally or spiritually. They may seem like a godsend and they are. They are there for the reason you need them to be. Then, without any wrongdoing on your part or at an inconvenient time, this person will say or do something to bring the relationship to an end. Sometimes they die. Sometimes they walk away. Sometimes they act up and force you to take a stand. What we must realize is that our need has been met, our desire fulfilled, their work is done. The prayer you sent up has been answered and now it is time to move on. 


Some people come into your life for a SEASON,
because your turn has come to share, grow or learn. They bring you an experience of peace or make you laugh. They may teach you something you have never done. They usually give you an unbelievable amount of joy. Believe it, it is real. But only for a season. 


LIFETIME relationships teach you lifetime lessons,
things you must build upon in order to have a solid emotional foundation. Your job is to accept the lesson, love the person and put what you have learned to use in all other relationships and areas of your life

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:30  توسط یه مسافر  | 

بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی


فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند.  (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر
بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.


در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند.. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.


ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز


در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون های مصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.


مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.


غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.


در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ  -یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.


در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.


همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.


اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.


زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرم از دست می دهند.


در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد –و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.


به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.


ارتباط جنسی و ورزش


اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی
می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری
ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی
کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90
روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تا هم انرژی او
بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد
کند. در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی
به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای
رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در
سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت
زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه
شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش
علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در
شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان
نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."


بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از تیمها برنده خواهند شد: "تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."


در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت مممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.


در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار از شهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.


تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی


نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند.. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افراد بروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است. این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه در این زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز  تلقی می شود.


ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس


مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند. اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افرا مختلف، و یا پیش از رسیدن  به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد. زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...


این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.


خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.


ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق"  اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او را براورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند. "ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."


زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای او هیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند.. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که این عامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.


از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود و از سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.


روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.


عواقب خودارضایی


با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد
معتـقد است که رابطه ی جنسی محصول گردهمایی یک زن
و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر
باشند.


به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص
فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این
ارتباط وجود ندارد مگر در خیال). در حین خود ارضایی فرد اگر
مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن
بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه
جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.


دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد جذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی و جسمانی را مختل می سازد.


کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.


ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان "یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابر طبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100% محکوم می کنیم.


اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (Ribonucleic Acid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.


از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که این امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.


تئوری های پوچ محققان جنسی نوگرا


دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسی امریکایی
و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا
عنوان "انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی
بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید
خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین
است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی
می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر
بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.


در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون
اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!


پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردان سن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.


بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند.. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.


خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.


خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی و انزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.


ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود با عنوان " آموزش های بنیادین" در بخش "نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرم های خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."


"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگر در جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."


"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیار افرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."


"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."


خودارضایی در خانم ها


خودارضایی در خانم ها نیز به چشم می خورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هایی که مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.


چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟


پیش از هر چیز باید بدانید که افراد زیادی به مراکزی که به این منظور دایر شده، مراجعه کرده و حتی در موارد خیلی حاد و پیشرفته نیز موفق به جلوگیری از این عمل غیر اخلاقی شده اند. چرا شما یکی از آنها نباشید؟


باید یاد بگیرید که چگونه می توانید جلوی خود ارضایی را با استفاده از  تکنیک هایی که در جلسات آموزشی به شما تعلیم داده می شود، بگیرید. در اغلب این جلسات مشاور سعی می کند تا ضمیر ناخودآگاه بیمار را به کار اندازد.


در این جلسات به شما آموزش می دهند که تمایلا خودارضایی به عنوان یک عینینت درونی هستند که به ذهن شما حمله ور می شوند. شما باید در مقابل آنها ایستادگی کرده و اجازه ندهید که به درون ذهنتان نفوذ کنند. در ابتدا شاید انجام این کار قدری دشوار باشد و این توانایی را نداشته باشید که فکرتان را بر روی چیز دیگری متمرکز کنید؛ اما با تلاش به راحتی می توانید آنرا تحت کنترل خود در آورید. شما به راحتی قادر خواهید بود آنرا به طور کامل از زندگی خود حذف کنید. اگر فرد در گذشته دائماً خودارضایی می کرده و سپس این کار را متوقف کند، خودش متوجه تغییرات بوجود آمده در زندگی اش خواهد شد و می تواند مقادیر زیادی انرژی و توانایی های ذهنی اش را ذخیره کرده و بدون احساس هیچ گونه ترس و واهمه ای با حقایق زندگی روبرو شود.


سایر راههای جلوگیری:


آدات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید.

از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:29  توسط یه مسافر  | 

ازدواج های عاری از رابطه جنسی

برای کنار آمدن با زندگی زناشویی که هیچ اثری از رابطه جنسی در آن دیده نمی شود، چه باید کرد؟ اول اینکه، آیا در ازدواج شما به خاطر فقدان عشق و علاقه رابطه جنسی وجود ندارد یا به خاطر یک وضعیت بد و وحشتناک؟ در هر دو حالت هنوز هم می توانید زندگیتان را از خطر نابودی نجات دهید و شادتر و خوشبخت تر زندگی کنید. قبل از هر چیز، باید بدانید که رابطه جنسی و رابطه جنسی همه چیز ازدواج نیست. درواقع، اکثر مذاهب باور دارند که فقط باید از طریق رابطه جنسی باردار شوید؛ درغیر اینصورت گناهی بزرگی انجام داده اید. اما امروز، ما روابط جنسی آزادی داریم که عشق در آنها موج می زند. خیلی افراد تصور می کنند که اگر در عشقتان رابطه جنسی وجود نداشته باشد، پس هیچ عشقی بینتان نیست. رابطه جنسی چیزی است که وقتی دو نفر مجذوب همدیگر می شوند ایجاد می شود.

اوایل ازدواجتان را به خاطر می آورید؟ آنقدر عشق و علاقه در شما فوران داشت که نمی توانستید جلوی خودتان را بگیرید و کشش بی حد و حصری به همسرتان احساس می کردید. اما، آدم ها تغییر می کنند، همه چیز تغییر می کند و ازدواج هم همینطور است. فقط به خاطر اینکه چند وقتی است با هم نزدیکی ندارید به این معنا نیست که همسرتان علاقه ای به شما ندارد. ممکن است او آنقدر درگیر بچه ها، کار یا مسائل دیگر باشد که تمرکز کافی برای آن مسئله نداشته باشد. ممکن است خودتان هم تقصیرکار باشید.

وقتی شما مقصر این ازدواج عاری از رابطه جنسی باشید ممکن است به این دلیل باشد که دلیل کافی برای عشق را به همسرتان نداده اید. شاید دیگر مثل اوایل ازدواجتان به او نگاه نمی کنید و به او احساس نمی دهید. باید هر از چند گاهی به او نگاه کنید و واقعاً از ته دل نگاهش کنید. شاید شما هم آنقد درگیر کار و مشغله های فکری دیگر هستید که برای این مسئله وقت کافی نمی گذارید.

اما اگر شب ها که به خانه برمی گردید، شاخه گلی برای همسرتان بخرید، او را در آغوش گرفته و ببوسید، دوباره آن عشق و علاقه اولیه در او بیدار شود. با اینکار شما او احساس خواهد کرد که هنوز هم مثل سابق دوستش دارید. عشق چیز دیگری است. تابه حال درمورد عشق با همسرتان صحبت کرده اید؟ اصلاً به او می گویید که چقدر دوستش دارید؟ کمی رمانتیک باشید. به او بگویید که چقدر دوستش دارید و اجازه بدهید بداند که هنوز هم همان احساس اوایل ازدواج را به او دارید. اگر شما یک قدم بردارید مطمئن باشید همسرتان هم برای شما قدمی برمی دارد.. و خیلی زود می بینید که رابطه جنسی به رابطه تان برگشته است و هر دو شما احساس بسیار بهتری نسبت به زندگی زناشوییتان پیدا می کنید.

اما، شادی عشق و علاقه به همسرتان را از دست داده باشید؟ خیلی سخت است که با گذشت چندین سال همان میزان عشق را در خود نگه دارید. اگر کششی به او ندارید، حداقل باید سعی کنید که با این مشکل برخورد کنید. از او درمورد احساسش سوال کنید. از او بخواهید کارهایی که دوست دارید را برایتان انجام دهد شاید دوباره علاقه تان به او ایجاد شد. اگر ببینید نفر سومی در ازدواجتان است، مطمئناً هر دو شما حس پنهان خود را باز می یابد.

هر دو شما می توانید بر ناامنی هایتان غلبه کنید و ازدواجی مستحکم تر بسازید. فقط به این خاطر که رابطه جنسی در رابطه تان وجود ندارد به این معنا نیست که باید به ازدواجتان خاتمه دهید.  اگر بتوانید درمورد این مسائل و رابطه صمیمانه تان با همسرتان صحبت کنید آنوقت می توانید به مشکلاتتان هم غلبه کنید. اما بعضی اوقات انتخاب با زوج نیست، انتخاب دست پزشک شماست.

زوج های بسیاری هستند  که به خاطر سرطان یا دردناک بودن رابطه جنسی قادر به برقراری این رابطه نیستند. همسر شما اگر مشکل سلامتی داشته باشد، دیگر اعتماد به نفس لازم برای برقراری رابطه جنسی را نخواهد داشت. اگر ازدواحتان با انتخاب خودتان فاقد رابطه جنسی است باید این سوال را از خودتان بپرسید که واقعاً چرا با همسرتان ازدواج کردید؟ مطمئناً به خاطر رابطه جنسی با او ازدواج نکرده اید؛ احتمالاً به این دلیل با او ازدواج کرده اید که چنین رابطه ای داشته اید. احساس کرده اید که می خواهید بقیه عمرتان را با این زن بگذرانید. و حالا که او بیمار است باید کنار او بمانید و از او مراقبت کنید.

اینجاست که رابطه جنسی باید آخرین چیزی باید که به ذهنتان خطور می کند و اگر واقعاً دوستش داشته باشید آنوقت زیاد برایتان مهم نخواهد بود. درواقع، حتی اگر در چنین موقعیتی هم نباشید، به هیچ وجه نباید به رابطه جنسی بیش از حد توجه کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که سراغ همسرتان بروید و به او بگویید که چقدر دوستش دارید، حتی بیشتر از قبل. ممکن است نتوانید رابطه جنسی را به ازدواجتان اضافه کنید اما مطمئناً احساس خیلی بهتری پیدا خواهید کرد.

بعضی از زوج ها بین اینکه رابطه جنسی داشته باشند یا نداشته باشند می توانند انتخاب کنند و بعضی این انتخاب را ندارند. صرفنظر از این مسئله، شما باید حمایت خود را به همسرتان نشان دهید و درمورد احساساتتان درمورد این ازدواج عاری از رابطه جنسی و به ازدواجتان به طور کل با او صحبت کنید. آنوقت خواهید دید که احساس بسیار بهتری نسبت به خودتان و ازدواجتان پیدا خواهید کرد.سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:23  توسط یه مسافر  | 

چه رنگ لباسی مناسب شما است؟

شـاید بـرای شـما اتفاق افتاده باشد که دوستتان را دیده باشید که پیراهنی صورتی به تن کرده و توسط اطرافیان مورد تحسـین، تـمجـید و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نیز به تبـع او تصـمیـم گرفتـیـد کـه پیراهنی به همان رنگ تهیـه کـرده و بـر تن کنید. اما بعد از اینکار مورد تمسخر و ریشخـنـد دیـگــران قــرار گرفته و همان نگاههای پیشین نیز از شما برگردانـده شـد و در نتیجه آنها را از تن درآورده و لباسهای مشکی، آبی و خاکستری قبلی خود را پوشیدید. اگر می خواهید بدانید که چرا آن پیراهن صورتی مناسب شمـا نبود و چرا این به آن معنا نـیست که دیـگر نـباید لـباسهای رنـگی بپوشید، به ادامـه مقاله توجه کنید. رنـگ پوست شـما چه تیره باشد،چه روشن وچه درمیان این دو،میتوانید رنگی مناسب برای لباس خود انتخاب نمایید.

پوستهای تیره

افراد تیره پوست معمولا دارای چشمان و موهای مشکی یا قهوهای تیره می باشند که در این صورت باید لباسی را انتخاب کرد که با رنگـهای تـیره مـغایرت داشـتـه بـاشـد. این مغایرت چهره را از یکنواختی بیرون آورده و باعث جذابیت بیشتر می گردد.

رنگهای مناسب برای این گروه

صورتی
سفید
خاکی
آبی ملایم
طوسی روشن
رنگهای نا مناسب این گروه

مشکی
قهوه ای تیره
فیروزه ای
سبز یشمی
قرمز تیره
اگر جزء این دسته افراد هستید از پوشیدن لباس با رنگهای گرم و تیره خودداری کنید. از آنجایی که رنگ مشکی و آبی تیره مــعـمولا" به عنوان لبـاس رسمی کار در نظر گرفـتـه شده و نمیتوان بطور کامل آن را کنار گذاشت، لذا سعی کنید بکارگیری آنها را به حداقل رسانده و فقط در صورت لزوم از آنها استفاده نمایید.

پوستهای معمولی ( نه تیره نه روشن )

افرادی که دارای چنین رنگ پوستی هستند میتوانند تقریبا" از هر رنگ لباس استفاده کنند. از آنجاییکه هر دو رنگ روشن و تیره  میتواند با اینگونه رنگ پوست مغایرت داشته باشد، بنابراین از هردو رنگ می توان استفاده نمود و لی بهتراست پیراهن را هماهنگ با رنگ چشم انتخاب کرد.

رنگهای مناسب این گروه

بژ
آبی
سورمه ای
گندمی
مشکی
صورتی
رنگهای نامناسب این گروه

مغز پسته ای
بنفش
قهوه ای تیره
قرمز
 تنها رنگهایی که در این گروه اصلا" نباید بکاربرد، رنگهای نزدیک به رنگ پوست است. برای مثال اگر رنگ پوست شما زیتونی است، از پوشیدن لباسهای زیتونی یا قهوه ای خودداری کنید.

پوستهای روشن

این گونه افراد معمولا" موهایی بلوند و روشن داشته و رنگ چشم آنها سبز، آبی، طوسی یا قهوه ای روشن است. رنگی مناسب این گروه است که با رنگ پوست تضاد داشته باشد.

رنگهای مناسب این گروه

آبی ملایم
قهوه ای
بژ
آبی سیر
رنگی غیر از سفید
رنگهای نا مناسب این گروه

قرمز
صورتی
نارنجی
زرد
ارغوانی
در این گروه بطور کلی باید از رنگهای خشن و روشن استفاده نمود تا تضاد کافی با رنگ پوست بوجود آید. بکارگیری رنگهای گرم به هیچ عنوان پیشنهاد نمی شود.سایت مردمان


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:21  توسط یه مسافر  | 

 

چگونه صبح ها براحتی از خواب بیدار شویم؟

آیا صبح ها به سختی از خواب بیدار می شوید؟ آیا به سختی روز خود را شروع میکنید؟


اگر شما هم جزء یکی از افرادی هستید که بیرون پریدن از رختخواب برایشان کار دشواری به نظر می رسد، تا کنون شده از خودتان بپرسید که دلیلش چیست؟ چرا فقط برای یک دقیقه بیشتر چرت زدن مکرراً روی زنگ ساعت می کوبید و نهایتاً هم باید چهار دست و پا از روی تخت پایین بیایید. آیا دلیل این امر آن است که شما به اندازه ی کافی استراحت نمی کنید و خوابتان به اندازه نیست؟ آیا پیش از رفتن به رختخواب غذاهای سنگین مصرف می کنید؟ آیا به اندازه کافی ورزش نمی کنید؟


شاید هم دلیلش این باشد که شما به اندازه ی کافی "انگیزه" برای زودتر بیدار شدن از رختخواب ندارید. شاید زندگی برایتان آنقدر هیجان انگیز و لذت بخش نیست که بخواهید از خواب بلند شده و روز خود را شروع کنید. برای یک لحظه هم که شده به این موضوع فکر کنید! آیا احساس می کنید که زندگی خسته کننده و بی ثمری را دنبال می کنید؟


اگر زندگی فعلی تان خوشحالتان نمی کند، همین حالا وارد عمل شوید و شرایط خود را تغییر دهید. شما یکبار بیشتر شانس زندگی کردن را ندارید، پس بهتر است از این فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته به بهترین نحو استفاده کنید. کارهایی را انجام دهید که از آنها لذت می برید. به این فکر کنید که انجام آن کار چه شور و اشتیاقی را میتواند در وجود شما زنده کند و سپس با این تفکر به انجام آن کار اهتمام ورزید.


اگر بی میلی و تنبلی به شما اجازه نمی دهد که کاری را شروع کنید، و یا صرفاً با کمبود انگیزه ی کافی روبرو هستید، در این قسمت شیوه هایی را به شما معرفی میکنیم تا به واسطه ی آن بتوایند خودتان را در مسیر صحیح دست یابی به خواسته ها و نهایتاً رسیدن به موفقیت قرار دهید.


1- به این موضوع فکر کنید که با تنبلی و بی میلی فقط لذات بیشماری که می توانید در زندگی بدست آورید را از خود دریغ می کنید. چرا اجازه می دهید نعمت های شگفت انگیز زندگی از کنار شما بگذرند؟ از این دید به قضیه نگاه کنید: زندگی آنقدر کوتاه است که حیف است لحظات خود را در خواب سپری کنید. باید بلند شوید، دست به کار شده و از زندگی خود لذت ببرید. کاری را پیدا کنید که انجام آن به شما آرامش و اشتیاق میدهد. باید لحظه لحظه ی زندگی را برای خود لذت بخش سازید.


2- حالا که متوجه شدید که چه کارهایی که نمی توانید انجام دهید، انجام آنها را به صورت یک هدف در ذهن خود در بیاورید و صبح ها به آنها فکر کرده و برای عملی کردنشان خودتان را وادار کنید که راس ساعت مقرر از رختخواب بیرون بیایید. انجام چنین کاری به صورت روتین ذهن شما را برنامه ریزی می کند و به مرور زمان این توانایی را پیدا می کنید که به محض اینکه ساعت زنگ زد فوراً از جا بلند شوید. وقتی صدای زنگ ساعت را قطع کردید با خود عباراتی از این قبیل را تکرار کنید: "امروز بهترین روز زندگی من خواهد بود و من قصد دارد بیشترین استفاده را از زمان خود ببرم." سپس با اعتماد به نفس کامل از رختخواب بیرون آمده، قدم بر روی زمین بگذارید، به عضلات خود کشش دهید و سر را بلند نموده و مستقیماً به زیر دوش بروید.


3- در حالیکه دوش می گیرید و با صدای بلند آهنگ مورد علاقه تان را می خوانید، برای روز خود برنامه ریزی کنید. (البته اگر تا آن لحظه برنامه هایتان را هماهنگ نکرده اید). تمایل دارید امروز چه کارهایی را انجام دهید؟ چه کار پر اهمیتی وجود دارد که شما باید آن را انجام دهید؟ کارهایتان را اولویت بندی کنید و ببیند چه کاری را باید زودتر انجام دهید و چه کارهایی را می توانید به زمان دیگری موکول کنید؛ اما نکته ی قابل توجه: سعی کنید ابتدا کارهایی را برای انجام دادن انتخاب کنید که لذت بیشتری به شما میدهند و بعد با انرژی زیاد به سراغ کارهای دیگر بروید.


4- همین طور که روز شما به جلو پیش می رود به ترتیب کارهایی که باید انجام میدادید را مرور کرده و به خودتان قول بدهید که تا پایان روز کلیه ی آنها را انجام دهید. شاید 1 کار باشد، شاید هم 3 -4 کار مختلف، به هر حال فرقی نمی کند. هدف اصلی شما در ابتدای راه این است که یاد بگیرید کارها را انجام دهید و آنها را به پایان برسانید. فقط باید عمل کنید و کارها را انجام دهید. با تمرکز کردن بر روی کارهایی که می بایست در طول روز انجام دهید، عادت چرت زدن نیز از بین خواهد رفت.


زمانیکه میل باطنی شما به انجام کارهای متفاوت افزایش پیدا کند، به چیزهایی میرسید که در گذشته خواب آنها را هم نمی دید. این امر روحیه و انرژی بسیار زیادی را در وجود شما ایجاد می کند. اصلاً تعجبی ندارد که پس از چند روز، زنگ ساعت را  چند دقیقه زودتر می گذارید و آخر هفته هایی را که فقط در رختخواب سپری می شد، مفید تر سپری خواهد شد. شما خودتان به صورت خودکار صبح ها زودتر از خواب بیدار می شوید تا به همه ی برنامه هایی که در ذهن دارید برسید.


همانطور که در بالا مشاهده کردید، اولین گام برای داشتن یک زندگی رضایت بخش این است که به محض اینکه ساعت زنگ می زند، از رختخواب بلند شوید. از این طریق حس مسئولیت پذیری شما نیز تا چند برابر افزایش پیدا خواهد کرد. فکر نمی کنم تمایلی داشته باشید که تمام روز خود را در رختواب سپری کرده و به گذر عمر خود چشم بدوزید و به کارهایی که می توانستید انجام دهید و ندادید غبطه بخورید.


سعی کنید مسئولیت پذیر تر باشید تا بتوانید بیشتر از زندگی لذت ببرید. به این مطلب فکر کنید که اگر به طور روزانه تنها 20 دقیقه بیشتر برای بهبود زندگی خود قدم بردارید، آنوقت نتیجه کار پس از 1 سال یا حتی 6 ماه چه می شود؟


همین حالا برای تجربه ی یک زندگی بهتر دست به کار شوید. سایت مردمان


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:19  توسط یه مسافر  | 

بوسه در روابط زناشویی


اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.


نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.


بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.


اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.


از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.


پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.


همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.


بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا


محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود.. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری


این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:24  توسط یه مسافر  | 

 

 

خودداری از برقراری رابطه جنسی به عنوان مجازات


در آغـاز همسرتـان خیـلی جـذاب و فریبنده جلوه می کنـد.
شما نمی توانید برای یک لحظه هم دوری او را تحمل کنید
و تـمایـل داریـد کـه همـواره در کـنـار او بـاقی بـمـانـیـد. با او
احساس آرامش، و امنیت می کنید و تصور میکنـید کسـی
هسـت کـه از صمیـم قلب دوستـتان بـدارد؛ اما چیزی نمی
گذرد که یک دفـعه هـمه چیز تغییر می کند. پس از گذشت
مـدت زمـان کـمی احسـاس مـی کنـید که همسرتان سرد
شده و علاقه ی خود را به برقرای ارتـباط جنسی با شما از
دسـت داده اسـت. شمـا هـنوز هـم هـمـان احساس اولیه
را نسبت به او دارید و می خواهید در آغوش او باشید، اما احساس می کنید که تغییراتی در وجود او رخ داده و دیگر مانند روزهای گذشته به گرمی از شما استقبال نمی کند. در این حالت با تعجب از خودتان سوال می کنید: "چه اتفاقی افتاده؟"

نقش رابطه ی جنسی در زندگی مشترک

رابطه جنسی به منزله ی نوعی گذرگاه احساسی به شمار می رود که به واسطه ی آن می توانید هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی با شریک زندگی خود ارتباط عاطفی برقرا کنید. با اتکا به آن پیوندهای عاطفی میان شما دو نفر عمیق تر شده و نزدیکی و صمیمیت بیشتری احساس خواهید کرد. حتی می توان گفت که رابطه جنسی مانند چسبی است که سبب بهم متصل نگه داشتن زوجین می شود. شاید برخی از افراد مخالف نظر من باشند، اما من معتقدم که اگر هر دو نفر در رابطه جنسی به اوج لذت خود دست پیدا کنند، همین عامل سبب می شود که احساس نزدیکی بیشتری پیدا کرده و نه تنها حس زناشویی در میان آنها قدرت بیشتری پیدا می کند، بلکه احساس دوستی نیز به اوج خود برسد. رشد یک چنین رابطه ی دوستانه ای میان خانم و آقا سبب می شود که ارتباط آنها از ثبات و دوام بیشتری برخوردار شود. به مرور زمان که سن افرا بالاتر می رود، و نیازهای جسمانی آنها تغییر پیدا می کند، همین پیوند دوستانه است که سودمند واقع شده و از زوال رابطه جلوگیری بعمل می آورد. سکس تنها عاملی است که ارتباط زناشویی را از سایر روابط دیگر مجزا می سازد. زندگی مشترک بدون وجود صمیمت جنسی دیری نمی پاید و به مرور زمان کمرنگ و کمرنگ تر شده و نهایتاً نیز از بین خواهد رفت.

چرا نباید از ارتباط جنسی به عنوان ابزاری برای مجازات استفاده کرد؟

امتناع از برقرای رابطه جنسی در حقیقت بیانگر نوعی اعمال قدرت است. می توان گفت که زوج یا زوجه این کار را به دلیل حس خشونت و عصبانیت زیادی که احساس میکند، انجام می دهد. کسی که برای مجازات طرف مقابل از برقراری رابطه ی جنسی خودداری می کند، در واقع قصد دارد اثبات کند که چیزهای زیادی برای گفتن دارد. البته با وجود تمام کارهایی که انجام می دهد، نه تنها نمی تواند طرف مقابل را مجاب به پذیرش خواست هایش نماید، بلکه در وجود او تخم کینه، کدورت، و نفرت نیز می کارد.

این قبیل افراد تصور می کنند که اگر در زمینه جنسی دست بالاتری داشته باشند، در نتیجه قدرتشان نیز در کل رابطه به طرف مقابل می چربد. در این حالت شما در مقام کسی قرار می گیرید که همیشه باید شروع ارتباط جنسی را از طرف مقابل طلب کند. در یک چنین شرایطی همسرتان هیچ کاری انجام نمی دهد جز خودنمایی. آنوقت تمام الزامات برای ایجاد ارتباط صمیمی و دوستانه می افتد به گردن شما. در این حالت کسیکه از سکس خودداری می کند، نسبت به سایر مسائل نیز بی اهمیت می شود و مسئولیت هیچ یک از مشکلاتی را که در رابطه با زندگی مشترک اتفاق می افتد، به عهده نمی گیرند؛ و اگر نهایتاً هم ازدواج شما به مشکل برخورد کرده و به پایان برسد، وی انگشت اتهامش را به سوی شما نشانه رفته و بجز شما شخص دیگری را به عنوان مقصر اصلی این نابودی نمی شناسد.

عواقب خودداری از سکس

خودداری از برقراری ارتباط جنسی به ویژه از سوی کسی که در ابتدای رابطه با شما عهد بسته که تا آخر عمر دوستتان بدارد و موجبات آرامش و امنیتتان را فراهم آورد غیر قابل تحمل بوده و سبب ویران شدن بنیان ارتباط می شود. شاید طرف مقابل احساس کند که به اندازه کافی خوب نیست که همسرش تمایلی به برقراری ارتباط جنسی با او ندارد، شاید تصور کند به اندازه کافی زیبا، جذاب، گرم و رضایت بخش نیست. یک چنین کاری سبب رشد عقاید منفی در ذهن او می شود و ارزش های انسانی اش را زیرسوال می برد. در برخی موارد حتی احتمال افسردگی، و ناامید ی نیز وجود دارد. گاهی اوقات فرد خیلی پیش از آنکه موعدش از راه برسد پیر می شود و احساس شرمندگی سراسر وجودش را در بر می گیرد. حس بدی به او دست می دهد چراکه احساس می کند حتی همسرش هم هیچ گونه تمایلی به او ندارد. همین حزن و اندوه باطنی و حس شرمندگی سبب می شود که او نتواند مشکلاتش را با کس دیگری درمیان بگذارد. او به جایی می رسد که خودش را در دریای مشکلات، غرق شده فرض می کند و هچ گونه پشتیبانی را نیز در کنار خود نمی بیند و احساس می کند حتماً خودش یک مشکلی دارد.

نجات زدگی مشترک عاری از ارتباط جنسی

تنها راه نجات فرار از یک چنین رابطه ای است. من به ندرت به افراد توصیه می کنم که طلاق تنها گزینه ای است که می تواند مشکلات آنها را حل نماید. در این مورد خاص، تجربه به من اثبات کرده که باز هم جای امیدواری وجود دارد. ابتدا می بایست هر گونه اعتقاد بدی که نسبت به خودتان دارید، مانند: شرمندگی، ناامیدی، افسردگی و .... را دور بریزید و از دایره ی منفی بافی ها فرار کنید. زمانی که موفق شدید با خودتان کنار بیایید، یک رواندرمانگر پیدا کنید تا در طی جلسات مشاوره ی دوره ای، قدرت از دست رفته تان در زندگی مشترک را مجدداً به شما بازگرداند. شاید انجام این کار قدری دشوار باشد اما با صرف وقت و همچنین تلاش مکرر، دو مرتبه می توانید حس تمایل جنسی را در شریک زندگی خود ایجاد کنید و گرمای گذشته را به رابطه باز گردانده و عشق آتشین روزهای اول را از سر بگیرید. سایت مردمان







+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:22  توسط یه مسافر  | 

راه و روش غلبه بر اضطراب

قرار ملاقاتی در آینده نزدیک دارید؟ یا یک جلسه کاری؟ شاید هم باید پیش روی همه دانش آموزان کلاستان کنفرانس بدهید؟

آرامشتان را از دست داده اید. یکجا بند نمی شوید. با انگشتانتان بازی می کنید. کف دستانتان کمی عرق کرده است. اصلاً حس خوبی ندارید. احساس اضطراب می کنید.

چه کار باید بکنید؟

برای جلوگیری از بروز اضطراب چه پیشگیری هایی می توانید انجام دهید؟ برای کم تر کردن یا از بین بردن استرس و اضطرابی که درست قبل از یک اتفاق در شما ایجاد می شود چه باید بکنید؟

در این مقاله نکاتی برایتان مطرح می کنیم که به شما برای این منظور کمک میکند. بعضی از این نکات را میتوانید همین حالا به کار ببندید و بعضی از آنها را هم میتوانید در برنامه طولانی مدت زندگیتان قرار دهید.

ممکن است بخواهید از ترکیبی از این نکات استفاده کنید. مثلاً اگر در حال حاضر احساس اضطراب بسیار شدیدی دارید، نباید همین اول کار به سراغ تجسم مثبت بروید. اگر مضطرب باشید و ذهنتان در حال حاضر انباشته از تصورات منفی است، تجسم مثبت نمی تواند تاثیر چندانی برایتان داشته باشد.

درعوض، قبل از هر چیر چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید و خودتان را در زمان حال ببینید نه در تصویر منفی از یک آینده ممکن. بعد، وقتی تنفستان خوب شد، خیلی آرام و عمیق پیش خودتان تجسم کنید که جلسه یا کنفرانسی که در پیش دارید، چقدر خوب برگزار شده است.

آماده باشید

کاملاً مشخص است. اگر کنفرانسی در پیش دارید، باید قبل از اینکه قدم روی سکوی کنفرانس بگذارید، یادداشت هایتان و چیزی که قرار است در سخنرانی درمورد آن صحبت کنید را خوب و بادقت مطالعه کنید اگر جلسه کاری مهمی در پیش دارید، کارتان را بررسی کنید و ببینید قرار است در آن جلسه در چه مواردی حبت شود. اگر قرار ملاقاتی در پیش دارید، می توانید درمورد چند موضوع بحث یا سوال جالب فکر کنید تا جلوی سکوت ناخوشایندی که گهگاه ایجاد می شود را بگیرید. اگر مصاحبه کاری دارید، به این فکر کنید که چه سوالاتی ممکن است از شما بپرسند و پاسخ های خوبی برای آن آماده کنید..

اگر این کارها را به دقت انجام دهید بخش زیادی از اضطراب شما از بین خواهد رفت. البته همیشه هم کار خوب و مفرحی نیست. اما آماده بودن قبل از هر اتفاق نه فقط برای از بین بردن اضطراب مفید است، بلکه باعث می شود کارتان را هم خوب انجام دهید.

از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

واقعاً بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ در طولانی مدت چه تاثیری ممکن است بر شما بگذارد؟ در خیلی از موارد متوجه می شوید که پاسخ سوالتان این است: واقعاً نه آنقدر. معمولا ً همه ما قبل از پیش آمدن چیزی عادت داریم آنرا بزرگ جلوه دهیم و عواقب ممکن آنرا در ذهنمان مجسم می کنیم، انگار که برایمان موضوع مرگ و زندگی است. اما به ندرت اینطور است. پرسیدن چند سوال ساده دیدگاهتان را سالمتر و اعصابتان را راحت تر خواهد کرد.

30 نفس عمیق بکشید

تنفس عمیق راه بسیار عالی برای از بین بردن احساسات و تجسم های منفی  و بازگشت به زمان حال است. فقط کشیدن چند نفس عمیق، تنفس مضطرب و کم عمقتان را به تنفسی بسیار آرام و قوی تبدیل خواهد کرد. در زیر نحوه انجام اینکار را برایتان توضیح می دهیم:

· در موقعیتی راحت بنشینید و پاهایتان را از هم باز کنید.

· دست هایتان را روی شکم قرار دهید. با استفاده از شکم، به آرامی از بینی نفس بکشید. اگر اینکار را درست انجام داده باشید، شکمتان باید باد کند و آنرا با دستهایتان احساس خواهید کرد.

· آرام نفس را دوباره از بینی بیرون دهید. این کار را با کمی شدت انجام دهید تا شکمتان به داخل فرو رود.

· 30 مرتبه به این شکل نفس بکشید. نفسهایتان آرام و عمیق باشد.

· بعد از کشیدن 30 نفس عمیق، و تمرکز روی شمردن آنها، نه تنها باید احساس راحتی و تمرکز بیشتری بکنید، بلکه بدنتان به این شیوه نفس کشیدن عادت می کند، بدون اینکه برای آن تمرکز کنید.

تصویرسازی مثبت

بیشتر زندگی ما به طور عادت صرف تجسم کارهای اشتباهی می شود که ممکن است در آینده مرتکب شویم. البته اینکار استرس و اضطراب زیادی ایجاد می کند. ممکن است باعث شود به همان نتیجه ای که تصور می کردید یا از آن ترس داشتید هم برسید. اگر فکر کنید که شکست می خورید، موفقیتتان را خیلی خیلی سخت تر می کنید.

تصویرسازی مثبت مطمئناً راهی مفیدتر و خوشایندتر برای وقت گذراندن است. ممکن است تصور کنید که اینگونه تصویرسازی و خیال خیلی غیرواقعی است اما خیالپردازی منفی هم به همان اندازه غیرواقعی است. در هر دو صورت شما چیزی را تجسم می کنید که هنوز اتفاق نیفتاده و ممکن است در آینده اتفاق بیفتد. خیالپردازی منفی فقط به این دلیل برایتان واقعی تر است که کاری است که همه اطرافیانتان انجام می دهند یا چند وقتی است که خودتان به آن عادت کرده اید.

اینکه چطور فکر کنید و خیالپردازی هایتان چه باشد بر رفتار و عملکرد و احساس شما نسبت به آن موقعیت آینده تاثیر میگذارد. و این هم می تواند تاثیر شگرفی بر اتفاقاتی که می افتد بگذارد.

در زیر به چند دستور عملی برای زمانی اشاره می کنیم که مثلاً یک جلسه کاری در پیش دارید:

پیش خودتان تجسم کنید که همه چیز چقدر خوب پیش می رود—آن را ببینید و بشنوید—و همینطور ببینید که چه احساس خوبی در آن زمان دارید.

خودتان را ببینید که لبخند می زنید، مثبت هستید و زمان بسیار خوبی را می گذرانید. نتیجه عالی آن جلسه را در ذهنتان مرور کنید. با این تصویر سازی فکر کنیدکه این اتفاق واقعاً افتاده است، که جلسه تمام شده است و نتیجه دلخواهتان را هم در بر داشته است. این روش بسیار تاثیرگذار است و روحیه ای بسیار خوب و آرام به شما می دهد.

راه حل های بالا راه حل های سریع این مشکل بودند. توصیه هایی که در زیر اشاره می کنیم راه حل هایی هستند که به زمان بیشتری نیاز دارند. ممکن است هفته ها، ماه ها یا حتی سالها طول بکشد. به مرور زمان می توانید این ایده ها را بخش مهمی از زندگیتان کنید و باعث می شوند که احساس اضطراب کمتر و کمتری پیدا کنید.

تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید

هرچه بیشتر تمرین کنید، وارد عمل شوید و خودتان را در موقعیت هایی قرار دهید که موجب اضطرابتان شود، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد. وقتی تجربه بیشتری داشته باشید، دیگر احساس راحتی بیشتری با آن موقعیت پیدا می کنید و اضطرابتان هم کمتر می شود.

بدانید که مردم توجه زیادی به عمل شما ندارند

یک منبع خیلی بزرگ اضطراب این است که خیلی روی این تمرکز می کنید که مردم درمورد شما چه فکری خواهند کرد. و فکر می کنید که همیشه انتقاد آنها متوجه شماست.

اما واقعیت این است که مردم زیاد درمورد اینکه شما چه می کنید و چه نمی کنید فکر نمی کنند. شما شب و روزتان را صرف مشکلات، شکست ها و چیروزی هایتان می کنید و مطمئن باشید که آدم ها دیگر هم همین کار را می کنند و وقت زیادی ندارند که درمورد شما فکر کنند.

به طور کل، مردن بیشتر درگیر مشکلات خود هستند. و انتقاد آنها بیشتر معطوف به نقاط منفی زندگی خودشان است نه کارهایی که شما انجام می دهید. پس خیلی نگران این مسئله نباشید. وقتی بدانید که کارهایی که می کنید چندان مورد توجه اطرافیانتان نیست، مطمئناً نگرانی و اضطرابتان هم کمتر خواهد شد.

در زمان حال زندگی کنید

اینکه نکته با تنفس عمیق که قبلاً درمورد آن صحبت کردیم در ارتباط است.. وقتی آن نفس های عمیق و قوی را می کشید و روی آن تمرکز می کنید، فکرتان آزاد به نظر می رسد. تفکرات شما درمورد اتفاق های بدی که ممکن است در آینده برایتان بیفتد از بین می رود. اضطراب از این تفکرات منفی به وجود می آید. اگر به جای آن توجهتان را به اتفاق هایی که در زمان حال برایتان می افتد متمرکز کنید، این اضطراب به کلی از بین می رود.

راه دیگری که از طریق آن می توانید توجهتان را معطوف به زمان حال کنید و درواقع در زمان حال زندگی کنید این است که دقیقاض اتفاق هایی که در همان لحظه برایتان می افتد تمرکز کنید. درست به صحنه و صداهایی که در اطرافتان می بینید و می شنوید توجه کنید. به گزارش هایی که باید تا قبل از ساعت 5 تحویل دهید، جلسه فردا، یا شامتان دیگر فکر نکنید. فقط به زمان حال تمرکز کنید و همه چیز را برای یک لحظه هم که شده دور بریزید. اینکار را برای خودتان به شکل یک عادت در بیاورید.

اگر بخواهید احساسات و تفکرات منفی را از زندگیتان دور کنید، زندگی کردن در زمان حال فواید بسیار زیادی می تواند برایتان داشته باشد. کتاب های زیادی در بازار موجود است که به شما کمک می کند درک عمیقتری از زندگی پیدا کنید و استرس و اضطرابتان را از بین ببرید.سایت مردمان


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:14  توسط یه مسافر  | 

مقاربت دردناک: علل، علائم و درمان

آیا موقع برقراری ارتباط جنسی احساس درد می کنید؟ اگر اینطور است، پس احتمالاً یک خانم هستید. گرچه در آخر مقاله توصیه هایی نیز برای مردانی ارائه میکنیم که ارتباط جنسی برایشان دردناک است.

احساس درد حین ارتباط جنسی لذت مورد نظر را از بین خواهد برد. از این گذشته، رابطه جنسی باید تجربه ای لذت بخش و خوشایند باشد نه دردناک.

خوشبختانه، اگر مردان وقت بیشتری را برای عشق بازی و ناز و نوازش خانمشان صرف کنند تا دستگاه تناسلی زن استراحت کند و روان کننده طبیعی آن راه بیفتد، و اگر زن و مرد از یکی از جدیدترین روان کننده های آمیزشی استفاده کنند، این مشکل برطرف خواهد شد.

چه زمان کمک بگیرید؟

اگر این درد فقط در یک قسمت از رابطه جنسی برایتان اتفاق بیفتد، می توانید به راحتی آن را نادیده بگیرید. اما اگر  این درد پیوسته ادامه یابد دیگر نمی توانید اعتنا نکنید. برای بهتر کردن اوضاع باید کاری کنید.

اما چطور؟ اگر می دانید که پزشک خانوادگیتان در این زمینه مهارت کافی دارد میتوانید مشکل را با او در میان بگذارید اما واقعیت این است که بیشتر پزشک های داخلی به اندازه کافی برای مقابله با اینگونه دردها آموزش ندیده و مهارت ندارند.

متاسفانه، کلینیک های تنظیم خانواده مملو از بیمار است و متخصصین آن وقت کافی برای رسیدگی به مشکلات خانم هایی که در ارتباط جنسی دارای مشکل هستند، ندارند.

یک راه دیگر این است که به یک متخصص زنان مراجعه کنید و از او بخواهید که به شما برای حل مشکلتان کمک کند.

عامل احساسی

بد نیست نگاهی به این مشکل بیندازیم و ببینیم علت دردناک بودن رابطه جنسی چه می تواند باشد. اما خوب است به خاطر داشته باشید که همیشه کمی از عناصر احساسی نیز در این قبیل مشکلات دیده می شود.

اگر شما هم هنگام برقراری ارتباط جنسی دچار درد می شوید، مطمئناً این مسئله باعث نگرانی و ناراحتی شما شده است. این نگرانی و ناراحتی به کلی شهوت جنسی شما را خاموش می کند و همین مسئله باعث می شود دفعه بعد درد بیشتری را تجربه کنید.

متاسفانه، مقاربت دردناک در اکثر موارد می تواند تاثیرات احساسی بسیار مخربی بر یک رابطه داشته باشد. گاهی اوقات حتی پیش می آید که زوج هایی به خاطر این مشکل از هم جدا می شوند. با در نظر گرفتن این مسائل دیگر واضح است که باید سریعاً به دنبال راه چاره ای برای مشکل خود باشید.

علت آن چیست؟

عوامل مختلفی می توانند در بروز مقاربت دردناک تاثیرگذار باشند که خیلی از آنها چندان جدی نیستند. اما برخی از این عوامل کاملاً جدی هستند.

درواقع، این ارزیابی باید توسط پزشک شما صورت گیرد که متخصص در آزمایش دستگاه تناسلی است. یکی از اولین چیزهایی که باید مشخص شود این است که آیا این درد عمقی است یا نزدیک به خارج است؟

پاسخ به این سوال شاید چندان ساده هم نباشد. گاهی اوقات این درد هم سطحی و هم عمقی است. اما تشخیص اینکه درد از کدام ناحیه است می تواند به تشخیص مشکل کمک کند.

- گرفتگی عضلات واژن

گرفتگی عضلات واژن می تواند هم درد سطحی و هم عمقی ایجاد کند و یکی از متداولترین عوامل بروز درد حین رابطه جنسی است. این اسپاسم و گرفتگی عضلات آن ناحیه از بدن است که معمولاً به خاطر ترس از آسیب دیدن اتفاق می افتد.

این گرفتگی معمولاً آنقدر دردناک است که ادامه ارتباط غیرممکن می شود—گاهی اوقات حتی برای سال ها.

برخی از خانم ها که دچار گرفتگی عضلات واژن می شوند، دیگر هیچوقت نتوانسته اند یک رابطه جنسی کامل داشته باشند یا حتی از نواربهداشتی استفاده کنند. این دسته از خانمها حتی نسبت به آزمایش های واژن نیز ترس دارند به همین علت هیچوقت برای معاینه نزد پزشک و متخصص نمی روند.

گرفتگی عضلات واژن درد بسیار زیادی ایجاد می کند و خانم هایی که دچار آن می شوند معمولاً تا حد زیادی از دست همسرشان، پزشکشان و حتی خودشان، عصبانی می شوند. اما این وضعیت تقصیر هیچ کس نیست.

دلایل متداول این مشکل عبارتند از:

تربیت و پرورش محدود و سخت گیرانه که زن طوری بار آمده باشد که به رابطه جنسی به عنوان کاری زشت و ناپسند نگاه کند.
تربیتی که در آن به زن این باور غلط داده شده که مهبل خیلی تنگ است به همین دلیل رابطه جنسی خیلی دردناک می شود.
در گذشته به فرد تجاوز شده باشد یا مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته باشد. تجربیاتی مثل این ممکن است باعث شود فرد از رابطه جنسی ترس داشته باشد.
عفونت های دردناک مهبل
عدم راحتی با والدین—در سطح ناخودآگاه.
این باور غلط وجود دارد که خانم هایی که دچار گرفتگی عضلات مهبل هستند به طور کل از رابطه جنسی و برقراری رابطه جنسی بدشان می آید.

درواقع، خیلی از خانم هایی که دچار این وضعیت هستند بسیار علاقه مند به نزدیکی با همسرشان هستند.

خیلی از آنها از عشق بازی و ناز و نوازش های همسر لذت می برند و حتی برخی از آنها می توانند به همین ترتیب به ارگاسم برسند. اما به محض اینکه همسرشان به برقرار ارتباط مبادرت ورزد، این لذت از بین می رود.

عوامل دیگر درد عمقی حین رابطه جنسی

مشکل گردنه رحم: آلت تناسلی مرد، با شدت به گردنه رحم برخورد می کند. درنتیجه عفونت های گردنه رحم و نواحی حساس روی آن می تواند موقع ارتباط جنسی ایجاد درد کند.
مشکل رحم: اختلالات مختلف رحم می تواند درد عمقی حین رابطه جنسی ایجاد کند.
تورم درونی رحم: این اختلال که بسیار هم متداول است معمولاً رحم و بافت های اطراف آن را تحت تاثیر قرار می دهد. این مشکل باعث می شود این نواحی بسیار حساس شوند مخصوصاً وقتی نزدیک به عادت ماهیانه فرد می شود. فشار آلت جنسی مرد روی ناحیه ای که دچار این مشکل است، دردی شدید و عمقی ایجاد می کند.
مشکل تخمدان:  کیست های تخمدان هم ممکن است درد ایجاد کنند. این درد همچنین اگر نوک آلت جنسی مرد به تخمدانی که  در جای عادی خود قرار ندارد برخورد کند، ایجاد می شود.
بیماری التهابی لگن: این مشکل با عفونت ایجاد می شود و اخیراً به خاطر ویروسی به نام کلامیدیا متداولتر شده است. اگر این ویروس درمان نشود، تا حد زیادی احتمال بروز این بیماری وجود دارد. در این مشکل، بافت های عمقی درونی به طرز بدی ملتهب می شوند و درنتیجه فشار رابطه جنسی منجر به ایجاد درد می شود.
بارداری خارج از رحم: ایجاد فشار روی آن می تواند دردناک باشد.


عوامل دیگر درد سطحی حین رابطه جنسی

نبود مایع روان ساز: این مسئله می تواند به خاطر استرس، وقفه افتادن در رابطه جنسی، راحت نبودن بدن پدید آید. بی مهارت مرد در مقدمه رابطه جنسی هم می تواند یکی از متداول ترین دلایل بروز این مسئله باشد.
بزرگ بودن آلت جنسی مرد: بعضی از خانم ها شکایت دارند که آلت تناسلی همسرشان بیش از اندازه بزرگ است. درواقع، وقتی زن تحریک می شود و راحت هم باشد، واژن تا چند سانتیمتر باز می شود بنابراین هر زنی باید بتواند هر نوع آلت تناسلی را تحمل کند.
اما اگر فرد به آلت تناسلی بزرگ عادت نداشته باشد یا مشکلات قبلی عفونت های ادراری یا تورم درونی رحم داشته باشد می تواند حین رابطه جنسی برای او استرس و اضطراب ایجاد کند.

یک اختراع جدید می تواند در این مورد به درد بخور باشد. این اختراع مثل یک حلقه بالشتکی است که مرد ته آلت تناسلی خود می اندازد. این باعث می شود طول آلت تناسلی که وارد وازن می شود کوتاهتر شود.

خشکی یائسگی یا پس از یائسگی: این مسئله معمولاً به خاطر افت هورمون های جنسی در خانم هاست. درمان با قرص های مخصوص یا کرم هورمونی معمولاً مشکل را برطرف می کند. روان سازهای معمولی مخصوص رابطه جنسی هم می تواند کمک کند.
عفونت واژن: این عفونت ها بسیار متداول است. یک نوع عفونت که تعداد زیادی از خانم ها را گرفتار می کند، برفک است. تاول یا تبخال روی وازن هم می تواند دردناک باشد.
آسیبدیدگی: آسیبدیدگی فرج یا واژن ممکن است در تجاوز های جنسی اتفاق بیفتد و بعدها مشکلاتی را برای فرد ایجاد کند. انواع متداولتر آسیب ها با پارگی های موقع وضع حمل اتفاق می افتد.
زگیل روی دستگاه تناسلی: این مشکلات در افرادی که از نظر جنسی بی بند و بار هستند به وفور دیده می شود.. معمولاً این زکیل ها می تواند درد ایجاد کند، به خصوص اگر عفونی شوند.
تورم فرج یا مادگی: فرج یا مادگی به دهانه وازن اطلاق می شود. این مشکل می تواند به خاطر عوامل مختلفی باشد از جمله مواد شیمیایی موجود در ماده های شوینده بدن و صابون ها.
ورم خونی چوچوله: این مشکل کبودی یا خون مردگی است که روی چوچوله ایجاد می شود که به خاطر سایش بیش از حد می تواند باشد. این مشکل معمولاً طی چند هفته بهبود می یابد.
اجسام خارجی در واژن: متداولترین این اجسام، تکه پنبه ای از نوار بهداشتی است که جا مانده است. این مسئله معمولاً ایجاد درد می کند به خصوص اگر آن پنبه منجر به عفونت شده باشد.
حساسیت اندام های جنسی خارجی: این مشکلی بسیار ماندگار و دردناک است که در آن ناحیه خارجی اندام های جنسی بسیار حساس میشود و فقط لمس کردن آن درد شگرفی ایجاد می کند. دلیل این مشکل هنوز شناخته شده نیست اما معمولاً می توان آن را با موفقیت درمان کرد.
سرطان:  سرطان معمولاً به ندرت منجر به درد در رابطه جنسی می شود اما برای خانمی که تا قبل از 40 سالگی با چنین مشکلی مواجه نبوده است می تواند یک علامت اخطار باشد.
آیا مردها هم ممکن است حین رابطه جنسی دچار درد شوند؟

گاهی اوقات مردها نیز حین ارتباط جنسی دچار درد می شوند. دلایل متداول این مشکل می تواند شامل اختلالات پوستی روی آلت جنسی مثل اگزما یا پسوریازیس باشد. همچنین ممکن است به این علت باشد که وازن زن برای آلت تناسلی مرد خیلی کوچک است. یک روان ساز خوب مخصوص رابطه جنسی می تواند در این زمینه کمک کند.

عوامل معمول درد مردها حین رابطه جنسی عبارتند از:

برفک که در این مورد زن هم مبتلا به این مشکل خواهد بود.
بخیه ای که پس از وضع حمل در واژن زن جا مانده باشد.
نخ آئودی یا آئودی که به خوبی در واژن جاسازی نشده باشد.
بیماری پیرونی (Peyronie’s disease)—اختلالی مردانه که موجب خم شدن آلت تناسلی می شود. سایت مردمان



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:12  توسط یه مسافر  | 


آشنایی با سیستم غدد درون ریز بدن




گرچه به ندرت درمورد غدد سیستم درون ریز بدن فکر می کنیم، اما هورمون هایی که این غدد ترشح می کنند تقریباً بر همه سلول ها، اندام ها و عملکردهای بدن اثر می گذارد. سیستم درون ریز در تنظیم وضعیت روانی، رشد، عملکرد بافت ها، و متابولیسم و همچنین عملکردهای جنسی و فرایندهای تناسلی بدن، بسیار سودمند است.

به طور کلی، سیستم درون ریز مسئول فرایندهایی از بدن است که کد صورت می گیرد، مثل رشد سلولی. فرایندهای سریعتر مثل تنفس و حرکت بدن توسط سیستم عصبی کنترل می شوند. اما بااینکه سیستم عصبی و سیستم درون ریز، دستگاه هایی کاملاً جدا از هم هستند، معمولاً برای بهبود عملکردهای بدن، با هم عمل می کنند.





569

درمورد سیستم غدد درون ریز

پایه و بنیاد سیستم درون ریز، هورمون ها و غدد هستند. هورمون ها بعنوان پیام رسان های شیمیایی بدن، اطلاعات و دستورات را از یک گروه سلولی به گروه دیگر منتقل می کند. گرچه انواع مختلفی از هورمون ها در جریان خون گردش دارند، اما هرکدام فقط روی سلولی تاثیر می گذارد که ژنتیکی برای دریافت و واکنش به پیام های آن برنامه ریزی شده است. سطح هورمون ها می تواند تحت تاثیر عواملی مثل استرس، عفونت ها و بیماری ها، و تغییرات در توازن مایعات و موادمعدنی خون قرار گیرد.

یک غده مجموعه ای از سلول هاست که موادشیمیایی تولید و ترشج کرده و بیرون می دهد. غده موادی را از خون انتخاب کرده و بیرون می کند، روی آنها فرایندهایی انجام می دهد و موادشیمیایی حال را برای استفاده در یک نقطه از بدن آزاد می کند. برخی از انواع غدد، ترشحات خود را در نواحی خاص آزاد می کنند. برای مثال، غدد برون ریز، مثل غدد عرق و براقی، ترشجات خود را در پوست یا داخل دهان آزاد میکنند. از طرف دیگر غدد درون ریز، بیش از 20 هورمون اصلی بدن را مستقیماً وارد جریان خون می کند تا در آنجا به سلول های دیگر در نواحی مختلف بدن منتقل شوند.

غدد اصلی که سیستم درون ریز بدن انسان را تشکیل می دهد، غده هیپوتالاموس، هیپوفیز، تیروئید، پاراتیروئید، آدرنال، جسم صنوبری و غدد تناسلی می باشد که شامل تخمدان ها و بیضه هاست. پانکراس نیز بااینکه به سیستم گوارش نیز مربوط است اما چون آنزیم های گوارشی را تولید و ترشح می کند، بخشی از این سیستم مترشحه هورمونی به حساب می آید.

بااینکه غدد درون ریز اصلی ترین تولیدکننده های هورمون های بدن هستند، برخی اندام های غیر درون ریز-- مثل مغر، قلب، ریه ها، کلیه ها، غده تیموس، پوست و جفت—نیز هورمون تولید کرده و ترشح می کنند.

هیپوتالاموس، مجموعه ای از سلول های ویزه که در بخش پایینی مرکز مغز واقع شده است، اصلی ترین رابط بین سیستم درون ریز و سیستم عصبی به شمار می رود. سلول های عصبی موجود در هیپوتالاموس، با تولید مواد شیمیایی که تولید و ترشج هورمون ها را یا تشدید یا متوقف می کنند، غده هیپوفیز را کنترل می کند.

غده هیپوفیز بااینکه چندان بزرگتر از یک نخودفرنگی نیست، مهمترین بخش سیستم درون ریز به شمار می رود. این اندام گاهاً "غده اصلی" نامیده می شود، چون هورمون هایی را تولید می کند که غدد درون ریز دیگر را کنترل می کنند. تولید و ترشح هورمون های هیپوفیز می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی مثل احساسات و تغییرات فصلی قرار گیرد. برای انجام اینکار، هیپوتالاموس، اطالاعاتی را که توسط مغز داده می شود (مثل دمای محیط، الگوهای قرارگیری در معرض نور، و احساسات) را به هیپوفیز می فرستد.

غده هیپوفیز به دو بخش تقسیم می شود:بخش پیشین و بخش پسین. بخش پیشین فعالیت غدد تیروئید، آدرنال، و تناسلی را تنظیم می کند. از میان هورمون هایی که این غده ترشح می کند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

· هورمون رشد، که رشد استخوانها و سایر بافت های بدن را تحریک می کند و در استفاده بدن از موادمغذی و معدنی نقش دارد.

· هورمون پرولاکتین، که تولید شیر را در زنان شیرده فعال میکند.

· هورمون تیروتروپین، که غده تیروئید را برای تولید هورمون تیروئید تحریک میکند.

· کورتیکوتروپین، که غده آدرنال را برای تولید برخی هورمون های خاص تحریک میکند.

غده هیپوفیز همچنین اندورفین نیز ترشح می کند. اندورفین ها مواد شیمیایی هستند که برای کاهش حساسیت به درد، بر روی سیستم عصبی کار می کنند. علاوه بر این، غده هیپوفیز هورمون هایی نیز ترشح می کند که به تخمدان ها و بیضه ها برای تولید هورمون های جنسی پیام می فرستند. غده هیپوفیز همچنین تخمک گذاری و چرخه قاعدگی را نیز در زنان کنترل می کند.

بخش پسین غده هیپوفیز، هورمون های ضد ادرار ترشح می کند که با تاثیری که بر کلیه ها و دفع ادرار دارد، به حفظ توازن آب بدن کمک میکند. هورمون دیگری که این بخش ترشح می کند، اکسیتوسین است که انقباضات رحم را طی وضع حمل ایجاد می کند.

تیروئید که در بخش جلویی گردن قرار دارد، شبیه به یک پاپیون یا پروانه است که هورمون های تیروئید، یتروکسین و تیرودوتیرونین را تولید می کند.. این هورمون ها سرعتی را که سلول ها سوخت های بدن را از موادغذایی برای تولید انرژی می سوزانند، کنترل میکنند. هرچه میزان هورمون های تیروئید در جریان خون بالا رود، سرعت ایجاد واکنشهای شیمیایی نیز در بدن بیشتر می شود.

هورون های تیروئید همچنین نقش مهمی در رشد استخوانها و رشد مغز و سیستم عصبی در کودکان دارند. تولید و ازادسازی هورمون های تیروئید توسط تیروتروپین کنترل می شود که آن نیز به نوبه خود توسط غده هیپوفیز ترشح می شود.

به غده تیروئید چهار غده کوچک متصل است که به همراه یکدیگر عمل می کنند و پاراتیروئید نامیده می شوند. این غدد هورمون پاراتیروئید ترشح می کنند که با کمک کالسیتونین که در تیروئید تولید می شود،  سطح کلسیم را در خون تنظیم می کند.

بدن دو غده آدرنال مثلثی شکل دارد که هرکدام روی یکی از کلیه ها قرار گرفته است. غدد آدرنال دو قسمت دارند، که هرکدام یک سری هورمون تولید میکنند و عملکردی متفاوت دارند. بخش بیرونی، قشر آدرنال، هورمون هایی تولید می کند که کورتیکوستیروئید نامیده می شوند  و توازن نمک و آب بدن، واکنش بدن به استرس، متابولیسم، سیستم ایمنی و رشد و عملکرد جنسی را تنظیم می کند.

بخش داخلی، کاته کولامین هایی مثل اپینفرین تولید می کند. اپینفرین که آدرنالین هم نامیده می شود، در مواجهه با استرس، فشارخون و ضربان قلب را بالا می برد.

جسم صنوبری که غده صنوبری نیز نامیده می شود، در وسط مغز قرار گرفته است. این غده ملاتونین ترشح می کند، هورمونی که چرخه خواب-بیداری را تنظیم می کند.

غدد جنسی مهمترین منبع هورمون های جنسی هستند. در مردها، این غدد در کیسه بیضه قرار گرفته اند. غدد مردانه، یا بیضه ها، هورمون هایی تولید می کند که آندروژن نامیده می شود، که مهمترین آنها تستوسترون است. این هورمون ها تغییرات بدن را که به خاطر رشد جنسی ایجاد می شود، مثل بزرگ شدن آلت تناسلی و بروز سایر ویژگی های مردانه مثل کلفت شدن صدا، رشد مو صورت و شرمگاه و افزایش رشد و قدرت عضلانی، تنظیم میکند. تستوسترون همچنین در تولید اسپرم توسط بیضه ها نیز دخالت دارد.

غدد زنانه، ینی تخمدان ها، در لگن خاصره قرار گرفته اند. این غدد تخمک تولید کرده و هورمون های زنانه مثل استروژن و پروژسترون را تولید میکنند. استروژن در رشد خصوصیات جنسی زنانه مثل رشد سینه ها و جمع شدن چربی بدن در ران ها و باسن، نقش دارد. هم استروژن و هم پروژسترون در حاملگی و تنظیم عادت ماهیانه نیز نقش دارند.

پانکراس یا همان لوزالمعده (علاوه بر سایرین) دو هورمون مهم، یعنی انسولین و گلوکاگن را تولید می کند. این هورمون ها برای حفظ توازن گلوکز یا قند خون و حفظ سوخت و ذخائر انرژی بدن، در کنار یکدیگر عمل می کنند.

سیستم غدد درون ریز چه می کند

وقتی هورمون ترشح می شود، از غدد درون ریز به داخل جریان خون منتقل می شود تا به سمت سلولهایی که باید پیامرسانی کند، برود. در مسیر رفتن به سمت این سلولها، پروتئین های خاصی به برخی از این هورمون ها می چسبند. این پروتئین های خاص مثل حمل کننده هایی رفتار می کنند که مقدار هورمونی را که باید با سلول هدف رابطه برقرار کند و روی آن تاثیر بگذارد را کنترل می کنند.

همچنین، سلول های هدف گیرنده هایی دارند  که فقط به برخی هورمون های خاص می چسبند، و هر هورمون گیرنده های خاص خود را دارد، درنتیجه هر هورمون فقط با سلولهای هدف خاص که گیرنده های آن هورمون را دارند، وارد رابطه می شود. وقتی هورمون به سلول هدف خود می رسد، به گیرنده های خاص آن سلول می چسبد و این ترکیب گیرنده-هورمون، دستورالعمل های شیمیایی را به کارگران داخل سلول منتقل می کند.

وقتی سطح هورمون ها به مقدار نرمال یا لازم خود برسد، ترشح بیشتر آن هورمون با مکانیسم های مهم بدن کنترل می شود تا همان میزان هورمون در خون حفظ شود. این تنظیم تولید و ترشح هورمون ها می تواند خود هورمون یا ماده دیگری در خون که مربوط به این هورمون است را درگیر کند.

برای مثال، اگر غده تیروئید مقدار کافی از هورمون های تیروئید در خون ترشح کرده باشد، غده هیپوفیز متوجه این مقدار نرمال از آن هورمون در جریان خون شده و آزادسازی تیروتروپین را تنظیم می کند. تیروتروپین هورمونی است که ده تیروئید را برای ساخت و ترشح هورمون های تیروئید تحریک می کند.

مثال دیگر هورمون پاراتیروئید است که یزان کلسیم خون را بالا می برد. وقتی میزان کلسیم خون بالا رود، غدد پاراتیروئید این تغییر را حس کرده و ترشح و تولید این هورمون را کاهش می دهند.

مشکلات سیستم غدد درون ریز

مقدار خیلی زیاد یا خیلی کم از هر هورمون می تواند برای بدن مضر باشد. برای مثال، اگر غده هیپوفیز هورمون رشد زیاد تولید کند، بچه می تواند رشد بسیار زیادی پیدا کندو به طور غیرطبیعی بلند قد شود. اگر این مقدار کم باشد، بچه به طور غیرطبیعی کوتاه قد و ریز خواهد شد.

کنترل تولید یا جایگزینی برخی هورمون های خاص می تواند بسیاری از اختلالات درون ریز را در کودکان و نوجوانان برطرف کند. برخی از این اختلالات عبارتند از:

ناتوانی آدرنال:  در این وضعیت عملکرد قشر غده آدرنال یا فوق کلیوی پایین آمده و درنتیجه تولید هورمون های کورتیکوستیروئید آدرنال نیز بسیار کم می شود. علائم ناتوانی آدرنال می تواند شامل ضعف، خستگی، درد شکم، حالت تهوع، کم آب شدن بدن، و تغییرات پوستی باشد. پزشکان ناتوانی ادرنال را با تجویز جایگزین هایی برای هورمون هایکورتیکوستیروئید مداوا می کنند.

سندرم کوشینگ:  مقدار بسیار زیاد از هورمون های گلوکوکورتیکوئید در بدن می تواند منجر به بروی سندرم کوشینگ شود. در کودکان، معمولاً زمانی این اتفاق می افتد که کودک برای درمان بیماری های خود ایمنی مثل سل جلدی (lupus) مقدار بالایی داروهای ترکیبی کورتیکوستیروئید مصرف می کند (مثل پردنیسون).  اگر این وضعیت به خاطر وجود تومر در غده هیپوفیز باشد که مقدار زیادی کورتیکوتروپین تولید می کند و غدد فوق کلیوی (آدرنال) را تحریک به تولید بیش از حد کورتیکوستیروئیدها می کند، به آن بیماری کوشینگ اطلاق می شود. بروز علائم آن ممکن است سالها طول بکشد و این علائم عبارتند از، چاق شدن بیش از حد، ناتوانی رشد، ضعف عضلانی، کبود شدن سریع پوست، آکنه، بالا رفتن فشار خون، و تغییرات فیزیولوژیکی. بنا بر علت خاص بیماری، پزشکان با روش های مختلفی مثل جراحی، پرتو درمانی، شیمی درمانی یا داروهایی که تولید این هورمون ها را متوقف می کنند، این بیماری را مداوا می کنند

دیابت نوع 1: وقتی لوزالمعده یا پانکراس نتواند به میزان کافی انسولینتولید کند، دیابت نوع 1 ایجاد می شود. علائم این بیماری عبارتند از: تشنگی زیاد، گرسنگی، ادرار و کاهش وزن. در کودکان و نوجوانان، این بیماری معمولاً یک اختلال خودایمن است که در آن برخی سلول های خاص سیستم ایمنی و پادتن هایی که توسط دستگاه ایمنی بدن ساخته می شوند، سلول های لوزالمعده را که انسولین تولید می کنند، تخریب می کند. این بیماری می تواند مشکلات دیگری در دراز مدت به وجود آورد مثل مشکلات کلیوی، آسیب های عصبی، کوری، و بیماری های قلبی کرونری زودرس و سکته.. به کودکانی که دچار این مشکل هستند، برای کنترل سطح قند خون و کاهش خطر ایجاد مشکلات دیابتی مداوماً انسولین تزریق می شود.

دیابت نوع 2:  برخلاف دیابت نوع 1، که در آن بدن قادر به تولید انسولین کافی نیست، در دیابت نوع 2 بدن قادر به واکنش نرمال به انسولین نمی باشد. کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری معمولاً اضافه وزن زیادی دارند و باور بر این است که چربی اضافه بدن نقش مهمی در مقاومت انسولین دارد که از مشخصه های این بیماری است. درواقع، در سالهای اخیر، شیوع این بیماری در کودکان تقریباً برابر با میزان بالای چاقی مفرط در آنها است. علائم و مشکلات احتمالی دیابت نوع 2 تقریباً مشابه با دیابت نوع 1 می باشد. برخی کودکان ونوجوانان می توانند با تغییرات رژیم غذایی، ورزش، و دارو قند خون خود را کنترل کنند اما خیلی از آنها مجبورند مثل بیماران دیابت نوع 1، تزریق انسولین انجام دهند.

مشکلات هورمون رشد:  بالا بودن میزان هورمون رشد در کودکان در ال رشد باعث رشد بی اندازه استخوان ها و سایر قسمت های بدنشان می شود که منجر به غول پیکر شدن آنها می شود.. این وضعیت نادر، معمولاً به خاطر وجود یک تومر در غده هیپوفیز ایجاد می شود که می توان آنرا با برداشتن تومر مداوا کرد. درمقابل، وقتی غده هیپوفیز نتواند به میزان کافی هورمون رشد تولید کند، رشد کودک از قد، معیوب می شود. پایین بودن قند خون نیز ممکن است در کودکان مبتلا به کمبود هورمون رشد اتفاق بیفتد.

پرکاری تیروئید:  پرکاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون بیش از اندازه بالا می رود. علائم آن شامل کاهش وزن، عصبی شدن، رعشه، تعرق زیاد، بالا رفتن ضربان قلب و فشارخون، برآمدگی چشم ها، و تورم گردن به خاطر بزرگ شدن غده تیروئید (گواتر) می شود. این وضعیت در کودکان معمولاً به خاطر بیماری گریوز ایجاد می شود که یک اختلال خودایمن است که در آن برخی پادتن ها که توسط سیستم ایمنی تولید می شود، غده تیروئید را برای فعالیت بیش از حد تحریک میکنند. این بیماری را میتوان با دارو یا برداشتن یا از بین بردن غده تیروئید با جراحی یا پرتودرمانی مداوا کرد.

کم کاری تیروئید:  کم کاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون به طور غیرعادی پایین می آید. کمبود هورمون تیروئید، فرایندهای بدن را کند کرده و می تواند منجر به خستگی، پایین آمدن ضربان قلب، خشک شدن پوست، اضافه وزن، یبوست، و در کودکان، کاهش رشد و بلوغ دیررس گردد. مهمترین عامل ایجاد کم کاری تیروئید در کودکان تیروئیدیت هاشیموتو است که درنتیجه یک فرایند خودایمن ایجاد می شود که تیروئید را تخریب کرده و تولید هورمون تیروئید را متوقف می سازد. نوزادان ممکن است فاید غده تیروئید متولد شوند یا غده تیروئید آنها رشد کافی نداشته باشد که این هم منجر به کم کالری تیروئید خواهد شد. این وضعیت را می توان با جایگزین های غذایی هورمون تیروئید مداوا کرد.

بلوغ زودرس:  تغییرات بدن که حین بلوغ ایجاد می شوند، اگر میزان هورمون های هیپوفیز که غدد جنسی را برای تولید هورمون هایجنسی تحریک می کنند، پیش از موقع بالا رود، ممکن است در برخی کودکان در سنین خیلی پایین اتفاق بیفتد. داروی تزریقی برای متوقف کردن ترشح این هورمون های هیپوفیز وجود دارد که جلوی رشد جنسی زودرس را در این کودکان میگیرد.سایت مردمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:10  توسط یه مسافر  |